اینو تو تاپیک قبلی نوشته بودم. هنوز هم ادامه دارن
دلایلی که باعث میشه من از همسرم دور بشم
- توی ده سالی که از ازدواج ما میگذره خاطرات خیلی خیلی بدی برام به جا گذاشته. که هر کدومش یه داستانه واسه خودش
- از لحاظ ظاهری اصلا به خودش نمیرسه و خیلیا با قصد مثبت یا منفی خودشون بهم میگن که من خیلی ازش سرترم این قضیه خیلی برام ناراحت کنندس. خیلی کارا کردم که تغییر روش داده باشه و البته نسبت به قبلش بهتره ولی در کل...... من دختری ام که امروزی میگردم و خیلی به خودم میرسم و ظاهر و پوشش برام خیلی مهمه و اون کاملا برعکسه
- شم مالی خیلی ضعیفی داره و همیشه در حال ضرره و کار ثابت نداره. من مجبورم دو کار مختلف رو با هم انجام بدم که امورات زندگیم بگذره. کار زن رو خارج از خونه وظیفه میدونه
- آدم ساده و زود باوریه. به آدمها زود اعتماد میکنه و بدترین ضربه های زندگیم رو از این قضیه خوردم. آدمهایی به زندگیم وارد کرده که بدترین ها روبرام بوجود آوردن. حتی همین مورد اخیر و درگیری های عاطفی که بوجود اومد به خاطر شروع کار دوم من بود و باعث آشنایی همسرم
- آدم غیرتی نیست . شاید هم هست ولی مدل خودش مدلی که منو جذب نمیکنه. مدلی که من مثل یه مرد نمیتونم بهش تکیه کنم و حمایتش رو احساس کنم
- هر کاری شروع میکنه تهش گند میزنه. یعنی نشده یه کاری رو درست مثل آدم انجام بده
- اهل هیچ سوپرایز و مناسبتی نیست. همه چی از جانب من باید باشه. این چند سال اخیر هم که کلا من مرد زندگی بودم و اون زن. خرید،
- بی تفاوتیش. شلختگیش، تن صداش، تیپش، رفتار منفعلانش، بی عرضه بودنش،
خیلی متاسفم اگه یه آدم رو تا این اندازه بد می بینم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)