خواهش میکنم عزیرم.. مرسی که برا منم دعا میکنی.. فقط وقتی تایپ میکنی یه کم نوشته هات رو از هم حدا کن یا درشت بر بنویس که یشه خوب خوندشون.. اینجوری یکم سخته
آفرین به همین روند ادامه بده... من مطمئنم که تو موفق میشی... باید صبور باشی.. تحملت رو ببر بالا.... میدونم خیلی سخته ولی برای نجات خودت و شوهرت تلاش کن...
پس
گیر دادن از هر نوعش ممنووووووع
باااید تبدیل بشی به یه آدم خوش و شاد .. بذار شوهرت بقهمه که تو بدون اون هم میتونی شاد باشی.... اون باید بفهمه که تو اونقدرا هم بهش وابسته نیستی............... مردا از زنای آویزون بیزارند عزیزم...
اعتماد به نفست رو ببر بالاااااااااااااااااااااا .... فکر کن بهترین و زیباترین زن روی زمین هستی و به هیچ کسی هیچ گونه وابستگی نداری... بلکه این بقیه هستند که باید به خاطر داشتن یا نداشتن تو بترسند.....
ترس رو در وجودت از بین ببر.............. مجکم باش..... مبادا وقتی میبینی شوهرت رفت تو اتاق یا چت میکرد اخم کنی و دوباره بخوای از اول شروع کنی
فقط و فقط فعلا باید تمرکزت رو خودت باشه.....
باشگاه رفتن خیلی خوبه... به طور غیررررر مستفیم باید توجه شوهرت رو به خودت جلب کنی....
فقط یادت نره حتما حتما قبل از همه اینها باهاش حرف بزن...... تا شوهرت بفهمه دلیل اینکه مثل قبل بهش
یر نمیدی اینه که الان دیگه بهش مطمئنی و اصلاااااااااا حتی فکرش هم نمیکنی که اون بخواد کار اشتباهی یبکنه تا شوهرت فکر نکنه برات عادی شده.... پس لطفا قبل از هر کاری شوهرتو توجیه کن و بهش اطمینان بده که بهش اعتماد داری................
پس یادت نره: شاااااااااااااااااد و سرحال باش.








علاقه مندی ها (Bookmarks)