ممنون دوست خوبم. عصر خواهر شوهرام اومدن خونمون برام کیک تولد و کادو گرفته بودن شوهرم دیروز بهشون گفته چون من فردا نیستم براش تولد بگیرین پولم بهش داده بود برام یک پلاک طلا گرفتن خیلی خوشحال شدم شوهرم بیادم بوده اوضاع مالیش الان خوب نیست فکر نمیکردم کادو بیگیره از صبح هم یکم ناراحت شدم که فقط یک تبریک خشک خالی گفت. یکم اعصابم اروم شد. میدونید اخه من کنکاش نمی کنم میفهمم مثلا صبح داره تایپ میکنه مشخصه دیگه میگم اینقدر ما دعوا کردیم میدونه از لحاظ روحی و جسمی چقدر ناراحت میشم و بهش گفتم دیگه تکرار کنی نمی بخشمت ولی بازم ول کن نیست به فکر من نیست فقط به فکر نظر و خوشی خودشه ناخوداگاه میره رو اعصابم و از زندگی روزمره ام میفتم اصلا چی معنی میده یعنی اینقدر کمبود و مشکل شخصیتی داره که نمی تونه ول کنه دلم میخواد این دختره زنگ بزنم فحشش بدم ول کن نیست یکم اروم شم ولی مشکل من شوهرمه حالا میگم اون بره یکی دیگه. البته شوهرم خیلی احتیاط میکنه من تو گوشیش و لپ تاپش نهفمم بازم خوبه که پررو بازی در نمیاره بگه دلم میخواد به؛خاطر فشارهای عصبی زیادی که این مدت روم بوده استانه تحملم خیلی اومده پایین اگه دو ساعت تو اتاق باشم به یک بهانه پا میشم نگاش کنم ببینم داره چیکار میکنه. اینقدر دوست دارم بتونم کامل بی خیال باشم به قول دوستام تمرکزم رو خودم باشم ولی نمیتونم بی خیال بشم من کلا خیلی حساسم همیشه اینقدر با خودم حرف میزنم شبها قبل خواب کلی فکر میکنم تو خیالم با شوهرم همیشه دعوا میکنم یعنی نمیشه به این قضیه فکر نکنم فکر میکنم اخرش طلاق می گیرم اخه دکتر هلاکویی هم گفت کسایی که خیانت می بخشن هشتاد درصد بعد از سه سال دوباره طلاق می گیرن می ترسم چند سال دیگه کلی هم مشکل جسمی و روحی پیدا کنم اخرشم دست ازین کاراش برنداره مجبور بشم جدا شم. نمیدونم به خودم این حرفها رو میزنم ولی باز دلم اروم نمی گیره میگم با این رفتارهاش داره به غرور و شخصیتم توهین میکنه خیلی از پنهانکاری و دروغ بدم میاد. نمیدونم بعضی از زنها چطور تحمل میکنند خیلی سخته ادم داغون میشه. اگه تو یک شهر کوچک و به خاطر دردسرهای بعدش نبود دلم نمی خواست تحمل کنم . این اون زندگی که ارزوشو داشتم و فکر میکردم نیست. این مدت فقط خدا میدونه چقدر بهم تو غربت و تنهایی سخت گذشت ولی خدارو شکر خواهر و پدرشوهرامم عالین. شوهرم خوبه یعنی وقتی هم دعوا میکنه زود پشیمون میشه و هر کاری بتونه برا زندگیمون میکنه ولی نمیدونم افتاده تو این خطها درم نمیاد. میگم بهش نگم خدا روشکر که اون دختره دیگه زنگ نمیزنه و ارامش داریم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)