وای چقدر خوشحال شدم اینقدر برام وقت گذاشتین از همه ممنونم. راستش خودم نمیدونم اوضاع چطوری چقدر خوبه یا بده از دیروز تا الان شوهرم خونه بود گوشیش سایلنت نکرد دقت کردم فقط صبحها یکی دو ساعت چت میکنه بقیه وقتها نگاه میکنم اصلا تو حالت تایپ ندیدمش یا شبها یک ساعت قبل خواب رفتم ندیدم تایپ کنه نمیدونم هنوزم ارتباط داره یا نه فقط دلم به این خوشه که نسبت به قبل خیلی کمتر شده شاید بیست درصد قبل شده ولی مطمنم تموم نشده بهر حال اگه باز چیزی باشه زود یا دیر دوباره مشخص میشه همیشه که نمیتونه پنهونکاری کرد. از دیروزم بیشتر میومد پیشم ولی متاسفانه از لحاظ عاطفی و جنسی سرده خودم باید بش نزدیک بشم اون به ندرت میاد البته جدید نیست ها شایدبیشتر یکسال باشه یعنی کلا ادم با محبت نیست که هر روز بغلت کنه و بهت محبت کنه .لان از شب تولدم که یکم بحث کردیم دیگه بهش گیر ندادم اوضاع ارومه. اره هر روز میرم باشگاه با یک کلاس یوگا هم صحبت کردم میخوام هفته ای سه جلسه برم سعی میکنم شاد باشم مثلا وقتی دارم کارهای خونه انجام میدم برا خودم اهنگ شاد میذارم لباس جدید تو خونه گرفتم می پوشم یه عالمه گل دارم به گلدونام میرسم برنامه طنز می بینم می خندم وقتی غذا درست میکنم از غذام تعریف میکنم البته شوهرم بعدش تعریف میکنه کلا اهل ایراد گرفتن از نوع غذا یا غذا درست نکردن نیست شبها هر شب چند صفحه قران و بعضی از دعاها رو میخونم حالا از امشب دعا کسا میخونم. همیشه دعا میکنم خدا شوهرمو به راه راست هدایت کنه. از شوهرم میخاد بره بیرون تعریف میکنم چقدر موهات قشنگ شده یا خوشتیپی. میاد تلوزیون ببینه همیشه دستشو میگیرم. فعلا همین کارها رو انجام دادم یکم حساسیتم کمتر شده ارومتر شدم. باید خودم به فکر سلامت جسمی و روحی باشم اخه باز یکم عصبی میشم شدیدا تپش قلب میگیرم برا همین دارم سعی میکنم خودمو کنترل کنم ببینم چی میشه. راستی دوست عزیز عاشق خانواده شوهر شما دیگه رفتارهاشو ترک کرد? بازم از تک تک دوستان صمیمانه تشکر میکنم واقعا ممنون از وقت و محبتتون.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)