سلام دوستان. دلم براتون تنگ شده بود هر چند هر روز سایتو چک میکنم و میخونم. اوضاع نسبتا خوبه یعنی پنج شش روزه که با هم بحث نکردیم من همچنان دارم روند مثبت خودمو ادامه میدم به شوهرم بیشتر توجه میکنم و تو رفتارها و حرفام دقت میکنم مثلا دیشب شوهرم تصمیم گرفت رژیم بگیره و ورزش کنه منم تشویقش کردم و مثلا ورزش میکرد من براش میشمردم براش چند بار چایی سبز درست کردم براش هویج و کرفس خریدم بعد ورزش اب هویج کرفس براش میگیرم. البته حس میکنم رفتارم برا شوهرم عادی یعنی نمیگه وای چقدر همسرم مهربون و رفتارش تغییر کرده نمیدونم اصلا متوجه شده یا نه فکر میکنه الان وضعیت معمول کار مهمی انجام ندادم در مورد چت کردن هاشم کمتر شده حساسیتش به گوشی کم شده یعنی تو روزهای قبل شده چند ساعت گوشیش پیش من باشه ولی همچنان به نظرم ادامه داره کامل قطع نشده خیلی کنجکاوم دلم میخواد بپرسم و سر در بیارم ولی جلو خودمو گرفتم نمی خوام دوباره از اول همون راهی که قبلا تجربه کردم و دوباره تکرار کنم ولی همچنان حساسیتم که متوجه اتاق باشم ببینم در چه حاله وجود داره و هنوز بهش فکر میکنم. راستی گفتم گوشی شوهرمو گرفتم چون گوشی خودم خراب بود البته هنوزم میتونستم باهاش کنار بیام ولی پنجاه درصد به خاطری که دیگه از فکر گوشیش در بیاد سیم کارت خودم انداختم تو گوشیش.البته شوهرم هیچ عکس العملی نشون نداد گفت بردار. فعلا که همین روندو ادامه میدم ببینم چی میشه. به نظرم حداکثر یک ساعت تو روز با لپ تاپ چت میکنه که خودش حواسش جمع بهش مشکوک نشم میگه دارم یک موضوع سرچ میکنم و ادرس سایت مینویسم. خیلی دارم رو خودم کار میکنم که حتی وقتی تنهام لپ تاپ و گوشیشو چک نکنم هر چند برام خیلی سخته دوست دارم بدونم ولی این تصمیم احساسی عاقلانه نیست. بازم اگه خبر جدیدی شد حتما بهتون اطلاع میدم و از نظرات خوبتون استفاده میکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)