سلام ممنونم از توجهتون
ما به صورت سنتی اشنا شدیم یعنی از طریق یه معرف که خانم معرف دوست مشترک من و خواهر اقا پسر هستند
من فوق دیپلم دارم و ایشون دیپلو دارند شغلشون ازاده و پسندازی ندارند یه ماشین پراید دارند و خونه ندارند
وضع خانوادگیمو برابره
از نظر مذهبی در یه سطح هستیم و شماره موبایل همدیگه رو.داریم
من از کار قبلیشون و اینکه ایا با خانومها در ارتباط بودند یا نه نپرسدم
ولی الان در یه شرکتی مسیول پخش هستند و هفت ماه هست که مشغولند و خودشون گفتندحقوقشون با اضافه کاری ماهی 800 تا1000000 تومن هست و وقتی قرار بود بریم بیرون مادرسوش با مادرم هماهنگ کردند و صبح خودشون تماس گرفتن و از ساعت 10 تا 11 صبح بیرون بودیم و برگشتیم خانه
هر دو مون در یه شهریم و اهل ساوه هستیم
ایشون پنج تا خواهر دارند و تک پسرند فرزند دوم خانواده هستند
من هم دوتا برادر و سه تا خواهر دارم که خواهر ها از دواج کردند و برادرهام جفتشون مجردند من فرزند ششم هستم
و اخرین فرزند
پسندازی به اون صورت ندارند
بله رسمی به خواستگاری همراه خانوادشون اومدند
من ازشون پرسیدم شما اهل صحبت کردن نیستید و.ایشون گفتند خیلی خجالتی و کم رو هستند و.مادرشون به خودم گفتند که پسرم مثل پدرش کم رو و خجالتی هست و کم حرف
مادرش و خواهرش چند باری از من خواستند که با هم بریم بیرون اما من کار داشتم و نشد برم البته اینو عنوان کنم خودم به هیچ عنوان تماییلی ندارم که با خواهر اقا پسر که همسن خودم هست برم بیرون چون اونها منو دیدن و من چند باری که تماس گرفتم گفتم میتونیدتشریف بیارید منزل ما و با هم اگه صحبتی دارید انجام بدیم که اونها نیومدند
و من از صحبتهای و طرز رفتار خواهرشون متوجه شدم میخوان از من به اصطلاح بازجویی یا به قول معروف زیر زبانمو.بکشند و مزه دهنمو بفمند چون دوست دارم اگه صحبتی با من دارند خواهرهای بزرگترش یا مادرشون بیان و من اصلا این طرز برخورد رو مناسب نمیدونم که به بهانه هواخوری دختر رو از خونه بیرون بکشند تا کنجکاوی خودشون رو ارضا کنند
دلیل این که من باهاشون تماس نمیگیرم اینه که اقا پسر با من تماسی نمیگیرن و در وقتی من ازشون پرسیدم گفتند سرشون شلوغه و وقتی میرن خونه شام میخورند و میخوابن
نمیدون اگه این بار تماس گرفتن با خواهرش برو بیرون یا نه
البته نیت خودم اینه اگه رفتم همراه مادرم برم و تنها نرم








علاقه مندی ها (Bookmarks)