به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 02 بهمن 94 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1394-10-22
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    26
    سطح
    1
    Points: 26, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 3.0%
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام ممنونم از توجهتون
    ما به صورت سنتی اشنا شدیم یعنی از طریق یه معرف که خانم معرف دوست مشترک من و خواهر اقا پسر هستند
    من فوق دیپلم دارم و ایشون دیپلو دارند شغلشون ازاده و پسندازی ندارند یه ماشین پراید دارند و خونه ندارند

    وضع خانوادگیمو برابره

    از نظر مذهبی در یه سطح هستیم و شماره موبایل همدیگه رو.داریم
    من از کار قبلیشون و اینکه ایا با خانومها در ارتباط بودند یا نه نپرسدم

    ولی الان در یه شرکتی مسیول پخش هستند و هفت ماه هست که مشغولند و خودشون گفتندحقوقشون با اضافه کاری ماهی 800 تا1000000 تومن هست و وقتی قرار بود بریم بیرون مادرسوش با مادرم هماهنگ کردند و صبح خودشون تماس گرفتن و از ساعت 10 تا 11 صبح بیرون بودیم و برگشتیم خانه



    هر دو مون در یه شهریم و اهل ساوه هستیم

    ایشون پنج تا خواهر دارند و تک پسرند فرزند دوم خانواده هستند
    من هم دوتا برادر و سه تا خواهر دارم که خواهر ها از دواج کردند و برادرهام جفتشون مجردند من فرزند ششم هستم
    و اخرین فرزند
    پسندازی به اون صورت ندارند
    بله رسمی به خواستگاری همراه خانوادشون اومدند
    من ازشون پرسیدم شما اهل صحبت کردن نیستید و.ایشون گفتند خیلی خجالتی و کم رو هستند و.مادرشون به خودم گفتند که پسرم مثل پدرش کم رو و خجالتی هست و کم حرف

    مادرش و خواهرش چند باری از من خواستند که با هم بریم بیرون اما من کار داشتم و نشد برم البته اینو عنوان کنم خودم به هیچ عنوان تماییلی ندارم که با خواهر اقا پسر که همسن خودم هست برم بیرون چون اونها منو دیدن و من چند باری که تماس گرفتم گفتم میتونیدتشریف بیارید منزل ما و با هم اگه صحبتی دارید انجام بدیم که اونها نیومدند

    و من از صحبتهای و طرز رفتار خواهرشون متوجه شدم میخوان از من به اصطلاح بازجویی یا به قول معروف زیر زبانمو.بکشند و مزه دهنمو بفمند چون دوست دارم اگه صحبتی با من دارند خواهرهای بزرگترش یا مادرشون بیان و من اصلا این طرز برخورد رو مناسب نمیدونم که به بهانه هواخوری دختر رو از خونه بیرون بکشند تا کنجکاوی خودشون رو ارضا کنند

    دلیل این که من باهاشون تماس نمیگیرم اینه که اقا پسر با من تماسی نمیگیرن و در وقتی من ازشون پرسیدم گفتند سرشون شلوغه و وقتی میرن خونه شام میخورند و میخوابن
    نمیدون اگه این بار تماس گرفتن با خواهرش برو بیرون یا نه
    البته نیت خودم اینه اگه رفتم همراه مادرم برم و تنها نرم

  2. کاربر روبرو از پست مفید الهه سادات تشکرکرده است .

    ستاره زیبا (چهارشنبه 23 دی 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.