به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 مرداد 96 [ 01:04]
    تاریخ عضویت
    1394-10-22
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    2,070
    سطح
    27
    Points: 2,070, Level: 27
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    89

    تشکرشده 66 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام؛ از همتون ممنونم که وقت گذاشتین و جواب دادین. ببخشید که تک تک نقل قول نمی زنم آخه راستش برای خیلی حرفاتون جوابی ندارم فقط می خونم و بهشون فکر می کنم.
    اما شما خانوم ستاره زیبا؛ من اصلا نگفتم که طرف قاطی کرده، اتفاقا خیلیم ملایم و با آرامش و شاید حتی بشه گفت با مهربونی جوابمو داد. منظور من این بود که تردیدی توی صداش ندیدم، کاملا مصمم و جدی جواب منفی داد بهم.
    دوستای خوبم واقعا من نمی دونم باید چیکار کنم. حرفای بعضیاتون امیدبخشه و بعضی حرفاتونم ناامیدم می کنه.
    من اصلا سر از رفتاراش در نمیارم. مثلا اینکه سرپرست ما منو فرستاد قسمتی که اون خانوم کار میکنه که یه پیغامی رو به یه بنده خدایی برسونم. منم رفتم وقتی که وارد اونجا شدم دیدم که با دوستش سر یه میز نشستن و مشغول کارن.
    یه سلام و خسته نباشید گفتمو رفتم سراغ اون بنده خدا که پیغامو بهش برسونم. بعدش در کمال ناباوری دیدم که دوستش ازم پرسید خدا بد نده! چیزی شده که آقای فلانی؟ یه چند وقته که ماسک می زنین! (یه هفته ای میشه که بخاطر
    وضعیت زشت دندونام که نیمه کاره هستن و دارم روکششون می کنم از ماسک استفاده می کنم تا روکش دندونام آماده بشه)
    چیزی که برام عجیبه اینه که من اصلا با دوستش هیچ صنمی ندارم؛ حتی فامیلیشم نمی دونم. فقط بعضی وقتا که منو اون دختر با هم سلام علیک می کردیم چون دوستشم باهاش بود به اونم یه سلام می دادم.
    من فکر می کنم این احوالپرسی دوستش درواقع از طرف خودش بوده. آخه دلیلی نداره که دوستش بخواد احوال منو بپرسه. تنها آشنایی که بین منو دوستش بوده فقط در حد یه سلام کردن و خسته نباشید گفتن بوده که اونم چون با اون دختر
    با هم بودن من به اونم سلام کردم.
    یه چیز دیگه هم اینکه خیلی دوس داشتم فرشته مهربونی هم میومدن و نظر خودشونو می گفتن.
    نمی دونم اسمشونو درست گفتم یا نه؛ بعضی وقتا میومدم توی این سایت و تاپیک ها رو می خوندم و می دیدم که ایشونم بعضا در تاپیک ها شرکت می کنن.
    درهرحال بازم از همتون تشکر می کنم و خوشحال میشم بازم از نظرات و راهنماییاتون استفاده کنم.

  2. 2 کاربر از پست مفید Alone boy.. تشکرکرده اند .

    miss seven (جمعه 25 دی 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 24 دی 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. محدودیت در تعداد جلسات خواستگاری
    توسط .saber. در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 آبان 94, 01:01
  2. فردی هستم درونگرا....چجوری به تعادل برسم؟
    توسط milad.mehr در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 فروردین 94, 13:20
  3. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 شهریور 90, 11:07

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.