مهسا عزیزم، از جریانات زندگیت تعریف کردی و من بیشتر در جریان این تاپیک هستم و البته یه چیزهای ریزی هم از اون تاپیکت به یادم هست!
می نویسی چیکار کنم؟ اما عملا در مقابل هر راهکاری که بچه ها، بهت دادن، هیچ عکس العملی نشون نمیدی؟!
هیچییییییییییییییییی!
احساس من از پشت مانیتور، با نوشته هایی که از شما خوندم، اینو بهم القا میکنه که شما تغییری نکردی!
فقط تحمل کردی! شما داری شرایط رو تحمل میکنی که آسیب بیشتری نبینی،
اینکه میگی همسرت رو دوست داری، باور میکنم، چون از عمق کلماتت، این دوست داشتن حس میشه!
اما خودخواهی عجیبی در وجودت نهفته اس!
خودخواهی و سرکشی که باعث شد، اون اتفاقات گذشته، با هزار بار چراغ قرمز و خط قرمز، نبینیشون و برات مهم نشن و
پای روی آبروی پدرت، آبروی دختریه خودت،
شخصیت و شان ت، عرفه جامعه ، مسائل شرعی و اخلاقی
و حتی بعدها با وجود داشتن همسری مهربان،
آبرو و غرور همسرت
و در نهایت مورد آخر، که این خودخواهی حتی نذاشت که حس مادرشدنت مغلوبت کنه و تو رو کشوند به بیراهه ها!
و امروز در جریان زندگی شما
با وجود داشتن فرزند دیگری در راه!
شما هنوز مشروب می خورید و سیگار میکشید که آروم بشید! و
حس قشنگ مادر شدن، بهم ثابت کرده، مادری تا صبح درد دندون و تیرکشیدنش رو تحمل میکنه که حتی یه استامینوفن نخوره که به بچه اش آسیب نرسه!
--------------------------
با همه ی این اوصاف میخوام بگم، درک میکنم که شرایط سختی داری، می فهمم که فشارهای زیادی روت بوده و هست
می دونم که چقدر سخت برات گذشته این روزها!
اما تغییری در عمق وجودت حس نمیکنم!
یه جوری رفتار میکنی که انگاری چیزی برای از دست دادن نداری!
شبیه یه دختر آزاد رفتار میکنی که میخواد بره تا شر بیشتری پیش نیاد!
و من معتقدم اگه میخوای که تغییری توی زندگیت پیش بیاد، به سمت خداوند برو!
یعنی به خدا ثابت کن که میخوای عوض بشی!
ریسمان نخ نما شده ی رابطه ات با خدا رو اصلاح کن، زندگیت اصلاح میشه،
یه جوری که خودت هم باورت نمیشه، چه جوری و چه وقت این زندگی زیر و رو شد!
و شروع کن یه کم بخون، که خانوم های جذاب و گیرا و در عین حال نجیب و عاقل مگه چه مدلی هستن؟
مگه نمیشه برای همسر لوند بود، در کنارش نجیب هم بود؟
مگه نمیشه توی تخت، جذاب ترین زن روی زمین بود و در کنارش مادر هم بود؟
خیلی دوست دارم، جواب سوالهام رو بهم بدی!
- - - Updated - - -
حسم بهم میگه: همیشه بهت یاد داده شده، و یاد گرفتی که زن بودن برابر است با برانگیختن احساسات جنسی
یعنی فکر میکنم شما از زن، نماد لذت بردن شهوانیش رو متوجه شدی
و این راه رو به خوبی بلدی و خوبه خوب هر وقت اراده کردی، تونستی با زیبایی ذاتی که خداوند در وجود شما گذاشته
از این مهارتت استفاده کنی و
خدا میدونه که این زیبایی که ذاتی هست و این جذابیت که آموختی، یعنی اکتسابی هست ! چقدر کمکت کرد در راه عاشق کردن همسری خوب و نجیب به اسم همسرت!
میخوام بگم، از این مهارتت خوب استفاده نکردی و زندگیت بجای اینکه به سمت اوج پیش بره، روز به روز به ورطه ی نابودی کشیده شد!
ازت میخوام که به خودت بیای و تصمیمت رو بگیری!
با خودت رو راست باش، به خودت که نمیتونی دروغ بگی، الان در عمق وجودت، میدونی که چی میخوای از این مرد!
آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)