سلام
من دو تا تاپیک شما رو خوندم (یه مدته سرم خلوته پدر سایت رو دراوردم انقد زیر و روش کردم خخخ) ببینید شوهر شما انگار جز زیبایی شما معیار دیگه ای نداشته... چون اونجور که خودتون از خودتون تعریف فرمودین فکر نمیکنم قبل از ازدواج به اندازه ای که به زیباییتون میرسیدید به پرورش نیروی فکرتون میپرداختین پس نهایتا با چن تا سوال میتونست زیر و ته طرز تفکرتون رو دربیاره...ولی این کار و نکرد... اقایون واسه ازدواج نه جبر فرهنگی دارن نه مث شما جبر خانوادگی...پس یه جورایی با علم به شخصیت شما با شما ازدواج کرده ...با اختیار کامل.. هر اشتباهی هم یه تاوانی داره...ولی بیایم سراغ توبه ی شما...چیزیکه از گفته هاتون پیداست اینه که شما فقط از 'خیانت کردن' توبه کردین....یعنی هر کاری که شما تو مهمونی کردین یا سر کشیدن اون بطری مشمول خیانت نمیشه ( تعریف خیانت اینه که شما پنهانی خلاف تعهدی که به یه نفر دارین عمل کنید ) چون شوهر شما کاملا از این دو موضوع اگاه بودن...با شوهرتون صحبت کنید که شما فقط درباره خیانت توبه کردین و نمیتونید واسش حضرت مریم بشین... عملی هم نیست...چون شما هر کاری و بخواین استارت بزنید یا هر کار بدی رو بخواین ترک کنید باید از نظر فکری قبلش اماده بشین...یعنی تا با نیروی فکرت به مشروب نه نگی تو عمل نمیتونی ترکش کنی...با شوهرت صحبت کن و بهش بفهمون که تو زمینه خیانت موفق بودی...ولی زیاد گیر نده بهش...( آنچه از دست میرود بگذار برود آنچه به التماس الوده است نمیخواهم حتی زندگی...)رو پرورش فکرت کار کن...محکم وایسا..بگو تاوان کارام رو میدم ولی باج نمیدم ( نمیدونم بتونی به این نقطه برسی یا نه... سخته...ولی درباره اهداف زندگیت فکر کن...خیلی فکر کن...)








علاقه مندی ها (Bookmarks)