آقای کمال بهتر بود تاپیک قبلیم رو هم میخوندیم بعد نظر میذاشتین
خانواده همسرم به هیچ کدوم از تعهدات شب خواستگاری عمل نکردن، قرار بود بعد اتمام سربازی همسرم برای ما جشن بگیرن که نگرفتن و گفتم باید دو سال دیگه هم نامزد باشین و خودتون کار کنین و جشن بگیرین،
من کجا گفتم پدرم کادوهای ما رو برداشت واسه خودش؟؟؟؟
بعد اینکه خانواده همسرم گفتن ما شرکت نمیکنیم پدر با پدر ایشوو تماس گرفتن ولی پدرشوهر من جواب تلفنشووو ندادن، بعد یه هفته مجدد مادرم با مادرشوو تماس گرفتن ولی فقط توهینو تحقیر شنیدن و اینکه ما از اول هم دخترتووو نمیخواسیم و دختر خالشو واسش در نظر داشتیم
شوهرمم با خانوادش تماس گرفت و اونا باز گفتن نمیان
شوهرم همچین دلخوشی از خانوادش نداره، اگه من بخوام میتونم با یه جمله، فقط با یه جمله، کاری کنم که تا آخر عمر باهاشون رفتو امد که هیچ حتی صحبتم نکنه
اگه من اومدم اینجا تاپیک زدم چون از قهر خدا میترسم اینکه اونا هرقدرم بد باشن پدرومادرن و احترامشون واجبه
آقای محترم همسرم انقد از خانوادش گله داره که اگه من ازش بخوام باهاشوو قطع رابطه میکنه و نیازی نیس اینجا تاپیک بزنم
وقتی کسی تو تاپیکی نظر میذاره بهتره کامل تاپیکوی فردو بخونه بعد نظر بذاره، یکی از دلایلی که خودم تاحالا تو تاپیکی نظر نذاشتم همینه، چون وقت ندارم همه تاپیکای فرد رو بخونم و فقط با خوندن تاپیک آخری فرد به خودم اجازه نظر دادن نمیدم
نظرات کارشناسانه اعضای همدردی رو دیدیم، دیگه تمایل ندارم این تاپیک ادامه پیدا کنه، والسلام








علاقه مندی ها (Bookmarks)