شاید یکی از بزرگترین دلایلی که افراد رو به سمت این نوع دوستی ها بکشاند نگرش فرد باشه.
یعنی با این تفکر که عشق معجزه میکنه
نباید مث امل ها برم تو جامعه
اون دوستم که فلان دوست پسر داره خیلی شاده اعتماد به نفسش بالاتر از من به نظر میرسه و....
اما اون روی سکه رو در این تایپیک نگاه کن
http://www.hamdardi.net/thread-17296.html
لازم نیست همه تایپیک تا آخر بخونی چندتا از پستهاش رو هم بخونی کافیه اونقدر که ذهنت برای قبول کردن واقعیت بهانه ای نداشته باشه
توی انتخاب وازدواج بارها گفته میشه احساس خودتون رو درگیر نکنید تا بهتر بتونید اون شخص رو بشناسید خوبی ها و بدی هاش رو باهم ببینید اخر سر هم بتونید به نتیجه منطقی برسید مناسب شماست یا نه.
نکته مهم بعدی اینه وقتی پای عشق بین دو جنس میاد وسط باید قبلش تضمینی وجود داشته باشه که اون همه احساس وعاطفه و خلوص در برابر یه انسان رو کجا مصرف میکنی؟با کسی که تو خیابون یا جای دیگه بدون تعهد میاد جلو و فقط با زبان وقول وقرار شفاهی بهت ضمانت میده یا کسی که اول میاد از پدرت اجازه میگیره وتمام زحمات زندگیش رو میاد با توشریک میشه.جلو چشم همه وقانون بهت ضمانت میده؟
وقتی راه منطقی واستاندارد رو شناختی به هر راهی غیر از اون نه بگو.زمانی کسی میاد خواستگاریت وقتی ملاکهات روبررسی کردی وباهاش همخوانی داشت نگاه میکنی اگه در آینده عقدت کرد میتونی بهش علاقه داشته باشی میتونی دوسش داشته باشی دوست داشتن به اندازه لازم برای یک زندگی .همینقدر کافیه ممکنه این دوس داشتن و این توان بالقوه بعد ازدواج تبدیل به عشق آنچنانی هم بشه ممکنه نشه ولی باید با خودت کنار بیایی آیا در حد همون دوس داشتن ،زندگی برات رضایت بخش میشه یا نه؟ولی اگه این قیف رو برعکس کنی آسان وارد میشی اما مشکل به حالت عادی برمیگردی یعنی دنبال این باشی اول عاشق بشی بعد...
اینقدر در مورد این برای خودت مطلب قابل باور جمع کن تا به یقین برسی چون اول از ناحیه فکر خودت آسیب میخوری.
خب حالا لازمه زندگیت روطوری مدیریت کنی که احساس پوچی نکنی.که بعضی نکته هاش روخودت گفتی بعضیش رو هم بقیه گفتن
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد ...وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
سرچشمه ارزشمندی درون خودته کسی اون روبه تو نمیده.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ویرایش توسط ammin : پنجشنبه 08 بهمن 94 در ساعت 15:20
علاقه مندی ها (Bookmarks)