به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 37 از 50 نخستنخست ... 717272829303132333435363738394041424344454647 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 361 تا 370 , از مجموع 492
  1. #361
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    سلام خانم عشق آفرین گرامی


    خوب هستید ؟


    اگر اشکالی نداره یه گفتگویی داشته باشیم :



    1 ) خانم عشق آفرین ، از نگاه خودتون ، شما چه شخصی هستید ؟

    1.1 ) تو زندگییتون چه چیزی ازهمه مهمتره؟

    1.2 ) به نظر شما عشق یعنی چی؟ و چطوری اون را بیافرینیم ؟ آیا باید آفریده بشه یا آفریده شده!!؟

    1.3 ) لذت بخش ترین رویایی که تا حالا داشتید چی بوده؟ به نظر شما رویاها زنده اند یا فقط یه تخیل اند ؟

    1.4 ) درون گرائی یا برون گرا؟

    1.5 ) روز برفی و بارونی رو بیشتر دوست داری یا روز آفتابی رو؟ چرا؟

    1.6 ) پیشنهاد شما در مورد کنترل احساسات ؟

    1.7 ) به نظر شما چطوری عقل و احساس را یکی کنیم ؟ ( مثلا در انتخاب همسر یا ....)

    1.8) تعریف شما از دلبستگی و وابستگی ؟

    1.9 ) آشپزیتون خوبه ؟ چه غذایی را بهتر از همه ، درست می کنید ؟

    1.10) بهترین سفری که داشته اید به کجا بوده؟چرا؟

    1.11 ) وقتي يه موقعهايي از لحاظ روحي كم مياري اولين كاري كه مي كني چيه؟

    1.12 ) يه جمله در مورد زادگاهت بگو ؟

    1.13 ) بهترین انیمیشنی که دیدی چی بوده؟



    .......................................

    2 ) با کلمات زیر یه قصه تعریف کنید : ( ممنون )

    باغبان – محمد رضا 164 – محمد 93 – دزدان دریایی – جزیره گنج



    2.1 ) با کلمات زیر جمله بسازید :

    قورباغه – قوری - چایی :


    .................................


    3 ) اولین چیزی که به ذهنتان میرسه :

    آقای مدیر همدردی :
    خانم فرشته مهربان :
    نقاشی :
    رانندگی خانم ها :
    مدیریت خانم ها ( در خانه و محیط کار ) :
    سیاست :
    فداکاری :
    بچه های مهد کودک :
    کلاه قرمزی و پسر خاله و آقای مجری :
    کله پاچه :
    سوپ مورچه همراه با فلفل تند :



    3.1 ) یه لطیفه ای که خیلی دوست دارید تعریف کنید؟



    3.2 ) فکر کن سوار آسانسور شدی توی آسانسور هم پره آدمه ، ظرفیت تکمیل, یهو سر یه چیزی خیلی خنده ات می گیره حالا شما می خواستید طبقه 14 پیاده بشی آسانسور تازه رسیده طبقه 3 ،،، چیکار می کنی؟



    3.3 ) یک شعری که بچه گیات حفظ بودی برامون بنویس - اگه کامل یادت نبود هم اشکال نداره. ( مرسی )


    ............................


    4 ) نقاط قوت تالار همدری از نظر شما ؟

    4.1 ) دو مورد از نقاظ ضعف تالار همدردی ؟

    4.2 ) دو مورد پیشنهادی برای بهتر شدت تالار همدردی ؟

    4.4 ) بهترین ویژگی خانم عشق آفرین ؟

    4.5 ) فلسفه زندگی شما ؟

    4.6 ) اگر تو زندگی به چیزی که دوست دارید نرسید چی کار میکنید ؟ ( در همه زمینه ها : کار – ازدواج و .... )

    .................................................. ..


    نظر شما در مورد عکس های زیر :



















    ..................................


    باغبانم

    از تبار ِ نو رَس ِ امیدوارانم ،،

    عاشق هر ذره از خاک ایرانم


    شما چه طور ؟




    ...........................


    ممنونم خانم عشق آفرین

    موفق باشید.


    ​​

  2. 6 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), miss seven (پنجشنبه 15 بهمن 94), mohamad.reza164 (چهارشنبه 14 بهمن 94), گیسو کمند (چهارشنبه 14 بهمن 94), سرشار (جمعه 16 بهمن 94), عشق آفرین (چهارشنبه 14 بهمن 94)

  3. #362
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    سلام عشق آفرین

    1- شما کی هستید؟ ظاهر و باطن و هدف و موقعیت

    2- اصالت ، شغل پدر مادر محترم و یک خط در مورد هر کدوم (از دنیایی غیر از فرزندی)؟

    3- عشق آفرین نظرت در مورد طلاق چیه ؟ چقدر باید تلاش کرد؟ تا کجا ؟ اگه نشد باید ادامه داد؟ واقع بینانه بگو(یعنی اگه خودت توی موقعیت باشی چه میکنی؟)

    4- بزرگترین دغدغه ات در حال حاضر؟

    5- چی عصبانیت میکنه؟

    6- نظرت در مورد آزادی عقیده توی مملکت ما چیه؟(سیاسی نه ، بلکه اجتماعی)
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  4. 6 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), miss seven (پنجشنبه 15 بهمن 94), mohamad.reza164 (چهارشنبه 14 بهمن 94), باغبان (چهارشنبه 14 بهمن 94), سرشار (جمعه 16 بهمن 94), عشق آفرین (چهارشنبه 14 بهمن 94)

  5. #363
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها

    سلام خانم عشق آفرین گرامی


    سلام آقای باغبان گرامی.


    خوب هستید ؟

    خوبم. خدارو شکر.

    اگر اشکالی نداره یه گفتگویی داشته باشیم :

    خواهش میکنم. در خدمتتون هستم.


    1 ) خانم عشق آفرین ، از نگاه خودتون ، شما چه شخصی هستید ؟

    آشنایی با من مستلزم پذیرش پارادوکس های زیادی در کنار همه. من احساسات و منطق رو به غایت کمال در کنار هم دارم. یعنی در عین حال که شدیدا احساساتی هستم، شدیدا منطقی ام. اینه که زیاد درک نمیشم و تکلیف اطرافیانم در برخورد باهام زیاد مشخص نیست. اما میتونم بگم در عین حال که بسیار مهربان و خوش برخوردم ، ظالم و نامهربانم، در حالی که با گذشت و بخشاینده ام، میتونم انتقام جو و بی گذشت باشم، شادم اما غمگینم، فروتن اما متکبرم، صادق اما مرموزم. پر هیجان اما محتاطم. پر از افراط و تفریط اما متعادلم. حالا اینکه چه کسی کدوم رومو ببینه بستگی به این داره چطور خوابیده باشم، چه مودی باشم، نفر قبلی چی بهم گفته باشه. دیگران میگن وقتی خوبم از خودم بهتر نیست، وقتی بد میشم هم از خودم بدتر و مزخرف تر نیست. ولی در کل رفتارم خالصه و هیچگاه هیچی تو دلم نیست. امیدوارم نگید دو قطبی هستم.

    1.1 ) تو زندگییتون چه چیزی ازهمه مهمتره؟

    خب توی زندگیم هیچ چیز به اندازه عشق و خوشحالی خدا مهم نیست. فکرم تاییدش میکنه ، اما رفتارم اینو نشون نمیده. یه ناتوانی غریب دارم نسبت بهش. اگه بخوام دنبال هدفم باشم اصلا نمیدونم باید چیکار کنم. و اگر بخوام مثل قشر اعظم جامعه باشم اهداف ، عقایدشون، لذت هاشون تو کتم نمیره. نه تحمل دارم از احساسم ببرم، نه دست و دلشو دارم ادامه بدم. که عشق آسان نمود اول ولی....

    1.2 ) به نظر شما عشق یعنی چی؟ و چطوری اون را بیافرینیم ؟ آیا باید آفریده بشه یا آفریده شده!!؟

    خب این یک عقیده شخصی هست و نیاز به شهود داره. سیزده سالگیم عاشق شدم. به حد جنون، به حد پرستش. حسی بود مانند مستی. اون موقع فهمیدم چگونه میشه خارج از زمان و مکان بود. فکر میکردم اگر بره میمیرم. ولی وقتی رفت خوشحال بودم. چون رفت که خوشبخت بشه. بعد ها فهمیدم اون شخص هیچ کس نبود جز آیینه ی خودم! اما برای اولین بار خودم رو میدیدم و معنای خودم رو میفهمیدم. یه مدت بعد خواستم این احساس رو در یک نفر دیگه جستجو کنم، به خاک سیاه نشستم. همه چیز رو تو زندگیم از دست دادم. چون سعی کردم جای اینکه به وسعت عشق بزرگ بشم، عشق رو با ظرفیت خودم منطبق کنم. امروز اما... عشقم به وسعت خشنودی خداست. عشق رو قراره کجا جستجو کنم؟ اگر قرار به جستجو بود حتما مکانی داشت و یکی پیش تر از من به یغما میبرد. من خالق عشق نیستم. ولی عشق خداوند در من و به واسطه ی من مجال تجلی پیدا میکنه. نه در گذشته نه در آینده، فقط در لحظه. به عبارتی از نظر من عشق اتفاق میوفته البته اگر آیینه شدن بیاموزم.


    1.3 ) لذت بخش ترین رویایی که تا حالا داشتید چی بوده؟ به نظر شما رویاها زنده اند یا فقط یه تخیل اند ؟

    خب رویا و تخیل با هم متفاوتن. رویا در لغت که خوابه، اما آن برداشت ما آرزوهای ایده آله. یه دنیا که توش عیب و نقصی نیست. اما تخیل یا خیالبافی اینجوری نیست. شاید تجسم اتفاقاتی باشه که ما دوستشون نداریم. یه تصویر از آینده ی نا معلوم. از نظر من رویاها ایده آل اما زنده اند. میتونن رفتار و منش آدم رو تحت تاثیر قرار بدن، هم اینکه خبری از حال درونی ماست. رویا و امید با هم پیوند تنگاتنگی دارن. محتوای رویای من این بوده که بتونم بدون جنگ و خونریزی آدم بد ها رو خوب کنم.


    1.4 ) درون گرائی یا برون گرا؟

    در عین حال که برونگرا هستم و بسیار اجتماعی رفتار میکنم، احتیاج دارم دائم با خودم خلوت کنم.

    1.5 ) روز برفی و بارونی رو بیشتر دوست داری یا روز آفتابی رو؟ چرا؟

    روز برفی و بارونی. خدا و عشق واسم ملموس تره. روز های برفی و بارونی معمولا همه کارامو تعطیل میکنم تا لذت ببرم. از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجم.


    1.6 ) پیشنهاد شما در مورد کنترل احساسات ؟

    با کنترلش موافق نیستم. اما با هدایتش چرا. احساسات سیل سد شکنه. به جای سد زدن مقابلش باید مسیر جویبار رو واسش هموار کنی تا به دریا برسه. هرگز با تخریب و سرکوب احساس موافق نیستم. احساس و منطق نه در مقابل هم، بلکه بایستی مکمل هم عمل کنند.


    1.7 ) به نظر شما چطوری عقل و احساس را یکی کنیم ؟ ( مثلا در انتخاب همسر یا ....)

    وقتی نوزادی به دنیا میاد، عقل و منطقی نداره. به تدریج شروع میکنه به کسب علم ، منطق ، احساس از بدو تولد در حد کمال همراه اوست. تا پا به این دنیا میذاره گریه میکنه، مادرش رو جستجو میکنه، خوابه اما لبخند های شیرینی میزنه. عقل و منطق او مدام در گذر زمان تغییر میکنه، گاه تکذیب میشه، اما احساسش هیچگاه تغییر نمیکنه. همیشه در حد کماله.نه یک بینهایت در درک محدود میگنجه، نه یک محدود عطش یک بی نهایت رو پاسخ میده. اینه که تقابلشون ویرانگره. اما میتونن با دموکراسی با هم تفاهم کنند. پیش از هر جنگی عقل با افزودن دانشش قلمرو احساس رو برای او ترسیم میکنه، تمام نیازهاشو برآورده میکنه، تا احساس با بینشش در قلمرو خودش فرمانروایی کنه و وارد تاریکی های جهل ناشی از کم کاری عقل نشه.

    1.8) تعریف شما از دلبستگی و وابستگی ؟

    دلبستگی وارستگیه. اما وابستگی زندانه و خلاف فطرت آزادی جوی بشره. دلبستگی بیشتر میشه گفت دوست داشتن و علاقه است. شجاعته، بی ترسیه، رهایی و انگیزست. جاری شدن در لحظه است، وابستگی اما مالکیته، ترسه، ترس از دست دادن، سیر در گذشته و آینده، نگرانی، رکود و تک انتخابی و تک بعدی شدن. لیکن هر دوی اینها با عشق متفاوتند.


    1.9 ) آشپزیتون خوبه ؟ چه غذایی را بهتر از همه ، درست می کنید ؟

    فکر میکنم خوب باشه اما زیاد تجربه آشپزی ندارم. میگن دستپخت دختر شبیه مادرش میشه و مادر منم دستپختش زبانزده. امیدوارم اینطور باشه. عدس پلو رو خوب درست میکنم.

    1.10) بهترین سفری که داشته اید به کجا بوده؟چرا؟

    سفر زیاد رفتم. اما معمولا تفریحی نبوده. منم یکم حافظه ام مشکل داره، بخشی از خاطراتمو از دست میدم معمولا. الان چیزی به خاطرم نمیاد. حتما خوب بودن.


    1.11 ) وقتي يه موقعهايي از لحاظ روحي كم مياري اولين كاري كه مي كني چيه؟

    بستگی داره. اگه ناراحت باشم آهنگ گوش میدم. خوب نشد یکم واسه خدا نق میزنم، گریه میکنم. اگه عصبی باشم میخوابم. خواب نرم دو حالت داره. اگه کسی حضور داشته باشه سر اون خالی میکنم، اگه کسی نباشه در ها رو محکم میکوبم، چند تا چیز پرت میکنم. اگه بازم خوب نشد میرم خرید.


    1.12 ) يه جمله در مورد زادگاهت بگو ؟

    اونجا زندگی نکردم. باهاش احساس غریبی میکنم.

    1.13 ) بهترین انیمیشنی که دیدی چی بوده؟

    انیمیشن های سروش رضایی رو دوست دارم. اما کارتون ها تام و جری، شان د شیپ، پت و مت رو خیلی دوست دارم. چیزای دیگه نمیبینم.


    .......................................

    2 ) با کلمات زیر یه قصه تعریف کنید : ( ممنون )

    باغبان – محمد رضا 164 – محمد 93 – دزدان دریایی – جزیره گنج

    بار دیگری نقشه را از جیبش در آورد. به دقت به آن نگریست. در دلش تردیدی بود. اگر محمد 93 به آنها حقیقت را گفته باشد، بایستی جزیره ی گنج خشکی مقابلشان می بود. به یاد آورد آورد او باغبان، ناخدای دریاهای مواج و طوفانیست. ترسش را فرو خورد و یک دل شد، محمدرضا 164 را فرا خواند و گفت: مسیرمان همان ساحل ترسناک است. کشتی را هدایت کن تا بر آن ساحل پهلو گیریم.
    خسته و بی رمق جزیره را به مقصد گنج میپیمودند. آن جزیره ی بی روح و خالی از سکنی ترس مرگ را بیش تر از لذت گنج به دل ها تقریر میکرد. باید همینجا باشد. محمد رضا164 اشاره اش به درختی کهنسال بود. بار دیگر سکوت وهم آلود جزیره را شکست و گفت: نقشه آن صحره ی هرمی شکل پشت درخت را نشان میدهد. جلو رفتند. هرچه آنجا را جستجو کردند چیزی نیافتند. خسته و بی رمق به صخره تکیه دادند. ناگهان سنگی از صخره سر خورد و اتفاقی دری از صخره باز شد. میان صخره صدها حیوان وحشی در خواب ناز بودند که رخنه ی نور خورشید به جنبش افتادند در حالی که خوراکی های خوشمزه ی مقابلشان را باور نمیکردند. باغبان دستور فرار داد و به سختی روانه ی کشتی شده از دستشان گریختند. هنوز مسیری نپیموده بودند که دزدان دریایی از هر طرف معاصره شان کردند. باغبان چاره ای نداشت. پرچم سفید را به احتزاز در آورد و گفت تسلیمیم و با شما جنگی نداریم. سرکرده شان گفت اینجا چه میکنید؟ باغبان گفت ما چیزی نداریم جز نقشه گنجی ارزشمند که به دنبال آنیم. دزدان دریایی نقشه را گرفتند و به سمت جزیره رفتند. الان دیگه همه حیوونا سیرن اونا هم نسلشون منقرض شده. نتیجه اخلاقی: همیشه با مذاکرات مشکلات حل میشه و گنج واقع همینه. محمد93 هم همینو میواست بگه بنده خدا! فقط حیف که زامبی نداشت.

    2.1 ) با کلمات زیر جمله بسازید :

    قورباغه – قوری - چایی :

    قوری چاقه، چایی باغه. یکم ناپیوسته بود، ولی از لحاظ ادبی خیلی غنی بود.
    .................................


    3 ) اولین چیزی که به ذهنتان میرسه :

    آقای مدیر همدردی : متانت و وقار
    خانم فرشته مهربان : بینش و تیزهوشی
    نقاشی : رنسانس
    رانندگی خانم ها : شال، کفش پاشنه بلند
    مدیریت خانم ها ( در خانه و محیط کار ) : مکر و تدبر
    سیاست : آنتی عشق
    فداکاری : خط شکنان جبهه
    بچه های مهد کودک : محصولات خام کارخانه بنجل سازی
    کلاه قرمزی و پسر خاله و آقای مجری : آقوی همساده
    کله پاچه : کلسترل بابام
    سوپ مورچه همراه با فلفل تند : مورچه خوار



    3.1 ) یه لطیفه ای که خیلی دوست دارید تعریف کنید؟

    هوا خیلی سرده..... فردا برم ببینم دیوار مهربانی کار بافتنی چی آورده. :)


    3.2 ) فکر کن سوار آسانسور شدی توی آسانسور هم پره آدمه ، ظرفیت تکمیل, یهو سر یه چیزی خیلی خنده ات می گیره حالا شما می خواستید طبقه 14 پیاده بشی آسانسور تازه رسیده طبقه 3 ،،، چیکار می کنی؟

    اتفاقا واسم پیش اومده. با سرفه و صاف کردن گلو و اینا رفع و رجوعش میکنم.


    3.3 ) یک شعری که بچه گیات حفظ بودی برامون بنویس - اگه کامل یادت نبود هم اشکال نداره. ( مرسی )

    اسب سفیدم خیلی قشنگه، وقتی که میدوه اینجور صدا میده: پیتیکو پیتیکو ، پیتیکو پیتیکو ، پی تی کوووو
    شیپوری دارم خیلی قشنگه، وقتی که میزنه اینجور صدا میده، دودورو دودورو، دودورو دودورو، دو دو روووو

    ............................


    4 ) نقاط قوت تالار همدری از نظر شما ؟

    آدم تعامل و مشورت رو یاد میگیره، گاهی راه حل هایی میبینه که شاید اصلا به فکر خودش نمیرسید، انتقاد پذیر تر میشه، گاهی توی نسخه ی دیگران درس میگیره، از تجربیات دیگران در موارد مشابه بهره میگیره.


    4.1 ) دو مورد از نقاظ ضعف تالار همدردی ؟

    کلا ضعف دنیای مجازی هست که آدم شاید ناخواسته خود واقعیش نیست و یهویی میبینی به جای اصلاح دنبال تایید و توجه و رفع کمبود های شخصیتی از این طریق هست. این لایک و تشکر همچین معضلی داره ولی خب مزیتش در این تالار میچربه. آدم باید خودش هوشیار باشه. مورد دیگر اینکه وقتی شخصی رو نبینی و با جنبه های مختلف شخصیتی و ابعاد زندگیش آشنا نباشی معمولا یه سری راهنمایی ها ایده آل و غیر عملی هست.


    4.2 ) دو مورد پیشنهادی برای بهتر شدت تالار همدردی ؟

    خوبه تالار. بهتر بود اگر کمی تخصصی تر میشد.


    4.4 ) بهترین ویژگی خانم عشق آفرین ؟

    خنده رو هستم و نسبت به عقاید، علایق و اشتباهات دیگران اپن مایند! واسه همین اطرافیانم خیلی باهام راحتن.

    4.5 ) فلسفه زندگی شما ؟

    عشق

    4.6 ) اگر تو زندگی به چیزی که دوست دارید نرسید چی کار میکنید ؟ ( در همه زمینه ها : کار – ازدواج و .... )

    اصراری ندارم. تا حالا هم به هیچکدوم نرسیدم. ولی موفق تر شدم. به خود تلاش بیشتر از نتیجه اش اهمیت میدم.

    .................................................. ..


    نظر شما در مورد عکس های زیر :





    ترقی از دیدگاه جامعه و عواقبش. (معمولا کسایی که واسه حرف مردم تلاش میکنند، واسه شهرت، پول، قدرت تلاش میکنند چنین سرنوشتی دارند. )






    منم فقیری نمیبینم! شخصی که مزین به شرافت های انسانیست و خداوند اونو انسان خلق کرده فقیر نیست. این عاقبت کسی هست که از شرافت های انسانیش استفاده نمیکنه و تسلیم ظلم و ستم ظالمان میشه. البته بحث یک فرد نیست. بحث یک جامعه است.






    این چند تا بعد داره. ولی بعدیش رو که من دوست دارم اینه که تلاش نشانه زندگانیه، نه زنده مانی! و حضور مشکلات لازمه ی پویایی هستی هست.


    ..................................


    باغبانم

    از تبار ِ نو رَس ِ امیدوارانم ،،

    عاشق هر ذره از خاک ایرانم


    شما چه طور ؟



    من یکی هستم، ولی یک از هزارانم.

    ...........................


    ممنونم خانم عشق آفرین

    موفق باشید.
    خیلی لطف کردید آقای باغبان. سپاسگزارم.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  6. 7 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), miss seven (پنجشنبه 15 بهمن 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 15 بهمن 94), گیسو کمند (پنجشنبه 15 بهمن 94), اعجاز عشق (پنجشنبه 15 بهمن 94), باغبان (چهارشنبه 14 بهمن 94), سرشار (جمعه 16 بهمن 94)

  7. #364
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    سلام عشق آفرین

    سلام به روی ماهت نازنین.

    1- شما کی هستید؟ ظاهر و باطن و هدف و موقعیت

    اسمم مهنامه. در سوم دی ماه سال 69 در شهری کوچک ، در خانواده ای ثروتمند و یه جورایی فئودالی (در زمان قدیم) متولد شدم. با تولدم به شهر شیراز مهاجرت کردیم و خانواده ام البته خارج از کشور بودن . خانواده ای که وارث تضاد فرهنگی زیادی بود (ماتریالیست و غیر مذهبی، فرهنگی، مدهبی شدید) . خانواده ی ما بسیار رسمی، تجملاتی و متعصب هست. در کودکی بسیار خجالتی و مظلوم بودم. اما همانطور که گفتم در نوجوانی عاشق شدم و واسه جلب توجه روم باز شد و هرچه مخالف خواسته ام بود سرکوب میکردم. مثلا برای دیدنش بارها از خانه فرار کردم، در حالی که منو نمیشناخت و از دور میدیدمش. از آنجایی که معشوقم رو یک بار ویولن به دست دیدم، به عشق ایشون به کلاس ویولن رفتم. و برای اینکه مجاورت منزلمون با خونشون از بین نره اجبارا در رشته ی ریاضی مشغول به تحصیل شدم هر چند که از اون محل رفتند. به خاطر عدم حضور پدرم در بازه های طولانی مدت، جو خونه با سرکشی های برادرم بسیار متشنج بود و من هیچ رغبتی به خونه نداشتم. عشقم شهره ی خاص و عام بود، با توجه به فشارهای خونه و برای اینکه خودمو بعد از رفتن عشقم جلو دوستام بازنده نشون ندم، به یکسری کارهای اشتباه و خطرناک کشیده شدم، از جمله سیگار، مشروبات الکلی، دوستی با آقایون و .... در حالی که دین زرتشت رو برگزیده بودم. و هر روز در خونه وضعیت بحرانی تری داشتم، هم اینکه درسم خوب نبود. تا اینکه تو اون شرایط به شدت ورشکست شدیم. پدرم به ایران برگشت و شرایط برای من با پدری که مانند مهمان بود در خانه سخت تر شد. یا از جانبشون تحریم میشدم، یا خودم اعتصاب میکردم. یک خودکشی نا موفق داشتم، بعدش تصمیم گرفتم دنیامو عوض کنم. با شخصی آشنا شدم که برای آرامش سفارشم کرد به دو رکعت نماز و اتفاقاتی که منجر شد مسلمان بشم، سیگار و مشروب و دوستی و اینا رو همه ترک کنم. به آرامش عمیقی رسیدم که بعد ازچند سال یه وابستگی ازم گرفتش. مجددا سعی کردم خودمو نجات بدم. الان یکم ترکش هاشو به همراه دارم و آرامشم نسبی هست. یه روز خوب و یه روز بد. دانشگاه به دستور پدرم مهندسی میخوندم. چند سال بعد پنهانی تغییر رشته دادم و رفتم رشته موسیقی و یکی دو ترم بعد باهاشون در میون گذاشتم. الانم ترم آخر موسیقی هستم. نوازندگی ، خوانندگی و آهنگسازی کار میکنم. مجردم. دو تا داداش دارم یه خواهر که هیچکدوم ایران نیستن. پدرم هم بعد از 4 سال که ایران بودن مجددا رفتن و گاهی میان و الان یه خانواده آروم و متوسط هستیم. ظاهر و باطن بود؟


    2- اصالت ، شغل پدر مادر محترم و یک خط در مورد هر کدوم (از دنیایی غیر از فرزندی)؟

    از گفتن اصالت معذورم به خاطر شهرتی که آنجا دارم. اما شیراز بزرگ شدم. پدرم کارشون بیزینس هست و مادر خانه دار. پدرم مغرور، با صلابت، مستبد اما خوش قلب، منظبت و مقراتی اند و از احترام بسیار زیادی برخوردارند. به سختی مینده و تحمل شنیدن چیزی جز بله، چشم ندارند. مادرم اما ساده، منعطف، رک، فداکار و کدبانوئه. هرچند هیچگاه ابراز محبت نمیکنه.


    3- عشق آفرین نظرت در مورد طلاق چیه ؟ چقدر باید تلاش کرد؟ تا کجا ؟ اگه نشد باید ادامه داد؟ واقع بینانه بگو(یعنی اگه خودت توی موقعیت باشی چه میکنی؟)


    من مجردم اما خب، میدونم در مورد من شرایط با جامعه فرق میکنه. کسی که با من ازدواج میکنه باید هفت خوان رستم رو رد کنه و به خانواده ما بیاد، حقوق طلاق با ماست و چون همسرم رو پدرم باید انتخاب کنن، حمایت همه جانبه شون رو دارم. یعنی من اگر طلاق هم نخوام ، پدرم طلاقم رو میگیره. ولی خب اون موقع که علاقه هست متفاوته شرایط با حالت منطقی که من نظر میدم. بعضی رفتارا واسم قابل بخشش نیست. مثلا حرف رکیکی بزنه یا دستشو بلند کنه، طلاق کمترین کاره، میکشمش. اما اگر مشکل عدم تفاهم و ناسازگاری باشه، تا جایی که احترام ها حفظ بشه، سعی میکنم مسائل رو مدیریت کنم و سازش کنم. اما اگر بحرانی بشه فکر میکنم قبل اینکه به گیس و گیس کشی برسه توافقی جدا شیم بهتره.


    4- بزرگترین دغدغه ات در حال حاضر؟

    در حال حاضر متزلزلم، نوسان حال دارم. اولین دغدغه ام اینه که به ثبات حال برسم و خودمو پیدا کنم. میدونم چی میخوام، اما نتونستم عملیش کنم. دومیش اینکه باید خودمو برای ازدواج و تربیت فرزند بسازم، احتمالا بعد از عید نامزد کنم و من خیلی لوس و بی نظم و انضباطم.

    5- چی عصبانیت میکنه؟

    ظلم و ستم. داد و بیداد طولانی مدت همراه با بی احترامی. و اینکه وقتی میخوام تنها باشم و تو لاک خودم، یکی ور ور ور حرف بزنه و نصیحتم کنه. کلا از نصیحت شدن بدم میاد.


    6- نظرت در مورد آزادی عقیده توی مملکت ما چیه؟(سیاسی نه ، بلکه اجتماعی)


    متاسفانه توی کشور ما منیت خیلی زیاده. در حالی که خداوند انسان رو آزاد آفریده، با سلیقه های گوناگون. اما تو کشور ما همه میخوان نظرات خودشون رو به دیگران دیکته و تحمیل کنند. در حالیکه تنوع فرهنگ و عقیده عمیقا خیلی چیز قشنگیه و البته بسیار لازمه. من اگر روزی بچه دار بشم، واسه تمامی انتخاب هاش تا جایی که سلامت تن و روانش به خطر نیوفته ارزش قائل میشم، دینش، محل سکونتش، رشته اش، همسرش، سبک زندگیش، همه رو خودش انتخاب کنه. من مالک اون نیستم. اون امانت منه. حق داره خودش دنبال حقایق باشه. منم تا جایی که ازم بر بیاد راهنمایی و همراهیش میکنم با اینکه الگوی خوبی واسش باشم. شایدم اون منو راهنمایی کرد.
    ممنونم عزیزم. راستی پاسخ های صندلی داغ خودتون رو کامل مطالعه کردم. خیلی دوست داشتم. لطف کردین.


    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  8. 6 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), miss seven (پنجشنبه 15 بهمن 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 15 بهمن 94), گیسو کمند (پنجشنبه 15 بهمن 94), باغبان (شنبه 24 بهمن 94), سرشار (جمعه 16 بهمن 94)

  9. #365
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    سلام

    صبحتون بخیر ...


    چون در تاپیک در حاشیه نمیتونستم نظر بذارم برای همین اومدم اینجا که بگم آقای محمدرضا داستانتون جالب و قشنگ بود و پایانش هم که دیگه معلومه .
    از شما ممنونم...

    ************************************************** *********************************

    خب حالا بریم سراغ مهمون دوست داشتنی صندلی داغمون

    سلام خانم عشق آفرین عزیز

    1- بزرگترین درسی که از زندگیتون گرفتید؟
    2- چیزی که داشتید و قدرش رو ندونستید؟
    3- زندگی از نگاه شما؟
    4- با چه معیاری متوجه میشوید که یک شخص خوب است ؟ ( در کل چه رفتاری را در کسی ببینید متوجه خوب بودن او می شوید؟)
    5- تا حالا شده تو دوراهی قرار بگیرید؟ چگونه مسئله را حل میکنید؟
    6- موقع دعا کردن اولین چیزی که به ذهنتون میرسه چیه؟
    7- به نظر شما جذابیت یک شخص به چه عواملی بستگی داره؟
    8- تو این دوره زمونه چی بیشتر از همه کمرنگ شده؟
    9- دلتون میخواد چجور زندگی داشته باشید؟
    10- وقتی دلتنگ و غمگین هستید چی آرومتون میکنه؟
    11- چرا آدم دلتنگ میشه ؟
    12- توصیه به مجرد های تالار؟
    13- بهترین بی نیازی؟
    14- نظرتون درباره ی من ؟
    15- یک نصیحت به من؟
    16- سخن و جمله ای که دوستش دارید...


    خیلی ممنونم خانم عشق آفرین از زمانیکه صرف پاسخگویی به سؤلات میکنید...
    زمانیکه داشتم جوابتون به پرسش های دوستان رو میخوندم اینقدر برام دلنشین بود که تو دلم خیلی تحسینتون کردم
    «امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشید»

  10. 6 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 15 بهمن 94), گیسو کمند (شنبه 17 بهمن 94), باغبان (شنبه 24 بهمن 94), سرشار (جمعه 16 بهمن 94), عشق آفرین (پنجشنبه 15 بهمن 94)

  11. #366
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-2-06
    نوشته ها
    339
    امتیاز
    15,253
    سطح
    79
    Points: 15,253, Level: 79
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 557 در 227 پست

    Rep Power
    72
    Array
    سلام
    خوبی؟
    قدت؟
    وزنت؟
    چه غذایی دوس داری؟
    چه رنگی؟
    شغلت چیه؟
    میخوام برم کلاس موسیقی چه بهم پیشنهادمیکنی؟کدوم گیتار،ستار،سنتورو،...

    چه شکلی هستی؟
    چنتاخواهر برادر داری؟اونا چه کاره ن؟

    نظرت درباره موارد زیربگو
    باغبان
    اعجاز عشق
    محمدرضا64
    Zzzz
    چرا به همدردی اومدی؟
    تا چه حد خدارو دوس داری؟
    تاحالا بخاطر خدا از خودت گذشتی؟

    چه توصیه ای برمن داری؟ ممنون

  12. 5 کاربر از پست مفید zzzz تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), miss seven (جمعه 16 بهمن 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 15 بهمن 94), باغبان (شنبه 24 بهمن 94), عشق آفرین (پنجشنبه 15 بهمن 94)

  13. #367
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط « 7 » نمایش پست ها

    سلام خانم عشق آفرین عزیز

    سلام مهربون. روز زیباتون بخیر.

    1- بزرگترین درسی که از زندگیتون گرفتید؟

    من درس های زیادی از زندگیم گرفتم. اما مهمترینش این بوده که توی دنیایی که روز و شب داره، بهار و پاییز داره، بالا و پایین داره، بایستی زندگی رو جشن گرفت و به عشق و شادی گذروند. ساده گرفت و همانطور که از اتفاقات زیبا استقبال میکنیم، به اتفاقاتی که خوشایندمون نیست و گریزی ازش نیست پذیرش بدیم و هوشیار باشیم سهممون رو از اونا هم بگیریم. چون هیچ اتفاق بدی اونقدرا هم بد نیست. به هر حال اومدیم دور همی واسطه ی خیر الهی باشیم.


    2- چیزی که داشتید و قدرش رو ندونستید؟

    سه سال آرامش عمیقی داشتم قدرشو ندونستم. البته بد هم نشد. به هر حال هر تغییری یه پروسه ی مجهول و بی ریخت داره. صیقل خوردم، یه سری چیزا رو از دست دادم، یه سری چیزا رو به دست آوردم. ولی تجربه ی بزرگی بود. اگر بار دیگری به اون آرامش برسم قدرشو بیشتر میدونم. شاید آرامش بعدی عمیق تر، پایدار تر و زیبا تر باشه.


    3- زندگی از نگاه شما؟

    زندگی برای من یک امتیازه. فقط تو این دنیا میشه عاشق شد. تو دنیای فرشته ها نمیشه عاشق شد. جایی که رنج نیست و محک نمیشه خورد چه مجال عاشقیه؟ کجا میشه به معرفت رسید؟ وقتی همه چیز رو میدونی چطور جرات کنی عاشق بشی؟ فکر میکنم اگر بمیرم دلم واسه ادا ها و بازی های این دنیا خیلی تنگ بشه. البته منم خیلی مواقع ازش عاصی میشم و میگم کاش نبودم. اما وقتی آروم میشم مثل مادری که از کودکش عصبانی شده و حالا پشیمونه، بازم دوستش دارم.


    4- با چه معیاری متوجه میشوید که یک شخص خوب است ؟ ( در کل چه رفتاری را در کسی ببینید متوجه خوب بودن او می شوید؟)

    برای من همه ی انسان ها خوب هستند جور عجیبی همه رو دوست دارم. حالا معیار هایی باعث میشه نظرم عوض شه، مثل ظلم و ستم، مثل بی حرمتی و استفاده از الفاظ رکیک. یه مورد دیگه هم هست که مشکل خودمه. به آدم ها زیادی نباید نزدیک شد، چون با اون روی دیگرش آشنا میشی که احتمالا در تحمل ات نیست. من پشیمانم که به خیلی ها خیلی نزدیک شدم. واقعیتش تحملش رو نداشتم . نه با مشکلشون، بلکه تصویر خودم. مثل استادی که برام قهرمان بود، اما باهام درد و دل میکرد. هیچگاه دوست نداشتم ضعفش رو ببینم چون اسطوره ی من بود و تصوراتم خدشه دار شد.

    5- تا حالا شده تو دوراهی قرار بگیرید؟ چگونه مسئله را حل میکنید؟

    بله. زیاد. اگر درگیری عاطفی بوده، بین منطق و احساس، واقعیتش هیچگاه منطقم حریف احساسم نشده. اما اگر بین دو چیز عقلانی بوده، اونی که به انسانیت نزدیک تره.


    6- موقع دعا کردن اولین چیزی که به ذهنتون میرسه چیه؟

    من یکم خودخواهم. اول خودم. اینکه کاش انقدر نلغزم.


    7- به نظر شما جذابیت یک شخص به چه عواملی بستگی داره؟

    خب به اعتماد بنفسش، رفتار های نیکش، تن صدا و چهره. نحوه ی گویش، سیاست تقابلش، تیپش، نگاهش، مثبت اندیشیش، تدبرش... همه میتونن تاثیر گذار باشن.


    8- تو این دوره زمونه چی بیشتر از همه کمرنگ شده؟

    عشق

    9- دلتون میخواد چجور زندگی داشته باشید؟

    زندگیم خوبه خداروشکر. انکار نمیکنم که دوست دارم ازداوج کنم و بچه داشته باشم. خانواده ام سلامت باشن و کنار هم باشیم، یکم عاشقانه تر بشه همه چیز خوبه. خداروشکر.

    10- وقتی دلتنگ و غمگین هستید چی آرومتون میکنه؟

    موسیقی و صحبت با خدا.

    11- چرا آدم دلتنگ میشه ؟

    به خاطر دوگانگی با خودش، فراموش کردن فطرتش. و بزرگ شدنش. معتقدم وقت دلتنگی رشد اتفاق میوفته.

    12- توصیه به مجرد های تالار؟

    اول به معنای واقعی مجرد بشید، بعد ازدواج کنید. (محبتتون رو مستقل از شرایط و ضوابط کنید)

    13- بهترین بی نیازی؟

    نیاز به خداوند


    14- نظرتون درباره ی من ؟

    دختر نازنین و آرومی هستید. فکر میکنم شنونده خوبی باشید. متین و نجیب. حتما در رشته روانشناسی موفق خواهید بود.

    15- یک نصیحت به من؟

    نصیحت نمیکنم چون خودم از نصیحت خوشم نمیاد. اما چون رشته روانشناسی هستید یه توصیه میکنم: تنها به کتاب ها و مقاله ها اکتفا نکنید، خودتون با مردم ، عقایدشون، مشکلات و راه حل هاشون مواجه بشید و تجربه کسب کنید. بسیار سفر کنید و هیچگاه مقابل آموخته هاتون مقاوم و عایق نشید.


    16- سخن و جمله ای که دوستش دارید...

    هرچه به عالم بود اگر به کف آرید،
    هیچ ندارید اگر که عشق ندارید.
    عشق بورزید، دوست بدارید...


    خیلی ممنونم خانم عشق آفرین از زمانیکه صرف پاسخگویی به سؤلات میکنید...
    زمانیکه داشتم جوابتون به پرسش های دوستان رو میخوندم اینقدر برام دلنشین بود که تو دلم خیلی تحسینتون کردم
    «امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشید»

    سپاسگزارم خانوم هفت. نظر لطفتونه. امیدوارم لایق محبتتون باشم.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  14. 6 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), miss seven (جمعه 16 بهمن 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 15 بهمن 94), گیسو کمند (پنجشنبه 15 بهمن 94), باغبان (شنبه 24 بهمن 94), سرشار (جمعه 16 بهمن 94)

  15. #368
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط zzzz نمایش پست ها
    سلام

    سلام عزیزم. امیدوارم خوب و سلامت باشید.


    خوبی؟

    خوبم. شکر.

    قدت؟

    164

    وزنت؟

    54

    چه غذایی دوس داری؟

    آخ جون فسنجون، حلیم بادمجون

    چه رنگی؟

    همه رنگ ها زیبا هستند. سفید رو دوست دارم.

    شغلت چیه؟

    آهنگسازی کار میکنم.

    میخوام برم کلاس موسیقی چه بهم پیشنهادمیکنی؟کدوم گیتار،ستار،سنتورو،...

    بستگی داره عزیزم. اینکه علاقتون چی باشه، سنتی، کلاسیک، مونو فونی، پلی فونی، همو فونی، انگشت هاتون چگونه باشه، کشیده یا سنگین، چقدر بخواین برای خودش وقت بگذارید و چقدر تمرین کنید. تحمل فالش داشته باشید یا خیر، تمرکزتون چقدر باشه. اما در کل علاقه و مدت تمرین میچربه.


    چه شکلی هستی؟

    پوست روشن، رنگ چشم و مو کاملا مشکی، صورت بیبی فیس، و در مجموع از نظر خودم زیبا هستم.

    چنتاخواهر برادر داری؟اونا چه کاره ن؟

    دو تا برادر دارم . یکی 33 ساله و مجرد، یکی 30 ساله و متاهل، ایران نیستن و مدیریت فروشگاه های پدرم رو دارن. یه خواهر دارم 32 ساله و متاهل، یه کودک 7 ساله داره و یه کوچولو هم در راه. خانه دار هستند. ایشونم ایران نیستند. منم که 14 ساله و مجردم در شهر شیراز.

    نظرت درباره موارد زیربگو

    باغبان پسر خوش قلب و مهربان. یه مقدار فکر کنم دنیاشون ایده آله. ولی شخصیت متفاوت و جالبی دارن.
    اعجاز عشق متاسفانه افتخار آشنایی باهاشون رو نداشتم. کاش صندلی داغشون رو شرکت میکردن. هرگاه سعادت آشناییشون رو داشتم نظرمو میگم.
    محمدرضا64 با نشاط و پر هیجان هستند.
    Zzzz شوخ طبع و جوان (شیطنت های کودکیتون رو حفط کردید) و بلند پرواز و کنجکاو

    چرا به همدردی اومدی؟

    ضعف هامو برطرف کنم ، درد و دل کنم و واسه مشکلاتم مشورت بگیرم.

    تا چه حد خدارو دوس داری؟

    عاشقش نیستم، اما خیلی دوستش دارم. آرزومه که عشق رو باهاش تجربه کنم. اما در عمل زیاد تلاشی نمیکنم. یعنی فراموشم میشه. اما خیلی بهش وابسته ام. نه تحمل نزدیک شدن بهش رو دارم نه دوریشو، هرچقدر نافرمانیش رو کنم، بازم برمیگردم به خودش. خب اون عاشقتره نسبت بهم و تحمل دوریمو نداره.


    تاحالا بخاطر خدا از خودت گذشتی؟

    دروغ چرا؟ به خاطر خدا و خشنودیش نه، اما به خاطر داشتنش و نیازم بهش بله. خیلی زیاد. در آخر هم منفعتش به خودم رسیده.


    چه توصیه ای برمن داری؟ ممنون

    البته من در صندلی داغ با شما آشنا شدم ساناز جان. مثل اینکه شما رو با مهر سامان میشناسن اینجا. شما دختر بسیار باهوش و خوش فکری هستید، یه توصیه خواهرانه (نظر شخصیمه) اینکه به چیزی که واسش تلاش کردی و توش "نه" میاد، زیادی اصرار نکن. عشق احساس بسیار زیباییه، وقتی هست استفاده ات رو ببر، اما اگر بخوای پس اندازش کنی ضرر کردی. چون اون موقع دیگه نه یک حقیقت که تصویری ازش داری. ماندن یا رفتن هرچه که صلاحه، عاشق عشق بودن بسیار زیباتر و ارزشمندتره. شما شجاعید، با احساستون شجاعانه رفتار کنید.

    باید پارو نزد، وا داد، باید دل رو به دریا داد،
    خودش میبردت هرجا دلش خواست،
    به هرجا برد بدون ساحل همونجاست.


    (قصد نصیحت نداشتم. جسارت نباشه، چون توصیه خواستید گفتم.)

    سپاسگزارم ساناز جان. موفق باشید.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  16. 7 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), miss seven (جمعه 16 بهمن 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 15 بهمن 94), گیسو کمند (پنجشنبه 15 بهمن 94), zzzz (پنجشنبه 15 بهمن 94), افسونگر (جمعه 16 بهمن 94), باغبان (شنبه 24 بهمن 94)

  17. #369
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 مرداد 04 [ 04:24]
    تاریخ عضویت
    1394-1-19
    نوشته ها
    235
    امتیاز
    16,214
    سطح
    81
    Points: 16,214, Level: 81
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,748

    تشکرشده 764 در 211 پست

    Rep Power
    73
    Array
    سلام خانم عشق آفرین...حالتون خوبه؟...این سوالاتو قبلا از خانم گیسو کمند پرسیدم...برام خیلی جالبه که پاسخشون رو از زبان شما هم بشنوم...البته یه چند تا سوال جدیدم دارم که اونا رو به امید خدا فردا مطرح میکنم

    ۱ـ اگر امروز آخرین روز زندگی شما باشد (البته دور از جون ) باز هم به سوالات من پاسخ میدهید؟چرا؟

    ۲ـ روند دگرگونی شما بیشتر از مسیر اندیشه می گذرد یا احساس ؟ توضیح دهید.

    ۳ـ یک بیت شعر با موضوع انسانیت و نوع دوستی بسرایید و با ما به اشتراک بگذارید

    ۴ـ آیا تا به امروز جایگاه خوبی و بدی در نگاه خانم عشق آفرین عوض شده یا نه؟اگر بله چه موقع؟ اگر خیر چرا؟

    ۵ـ فکر میکنید دیگران راجع به شما چه فکری می کنند؟ به چند مورد اشاره کنید ممنون میشم

    ۶ـ معنی عشق از زبان خانم عشق آفرین...معنی دوست داشتن از زبان خانم عشق آفرین...معنی خوشبختی از زبان خانم عشق آفرین

    ۷ـ شما تا چه اندازه دچار روزمرگی هستید؟...یک راه کار برای فرار از روزمرگی پیشنهاد بدهید

    ۸ ـ یک قصه تعریف کنید تا ما از خواب بیدار شویم

    ۹ـ اگر نیم کیلو ماده مخدر صنعتی (مثلا شیشه) در کمد شخصی همسر آیندتان پیدا کنید چه عکس العملی از خودتان نشان میدهید؟

    ۱۰ـ چرا بیشتر آدما با وجود اینکه میدانند آب هیچ رودی به سرچشمه باز نمی آید باز هم غفلت میکنند؟

    ۱۱ـ شما نسبت به عمر خود بخیل تر هستید یا نسبت به درهم و دینار؟ چرا؟

    ۱۲ـ فرض کنید یک ساعت از عمر شما باقی مانده است و هیچ راهی برای ارتباط با عزیزانتان وجود ندارد(به غیر از نوشتن)...دست به قلم شوید و آخرین حرف هایتان را در قالب یک وصیت نامه کوتاه و چند خطی با عزیزانتان در میان بگذارید (البته باز هم میگم دور از جونتون)

    ۱۳ـ فرض کنید خداوند به شما اختیار تام داده است...اگر بخواهید برای خودتان سنگ مزار سفارش دهید جاهای خالی را با چه کلمات یا اعدادی پر میکنید؟
    غروب...
    در سن...
    در اثر...
    محل دفن...
    رنگ سنگ مزار...
    شعر(اگر شعر یا سخن خاصی مد نظرتون است)...

    ۱۵ـ کتاب،نویسنده،شاعر،داستان، کارتون،فیلم سینمایی،سریال،بازیگر،خوان نده،شهر،مکان،کشور ، گل و نوستالژی مورد علاقه خانم عشق آفرین...همچنین نوازنده، آهنگ ساز ، تنظیم کننده ، ترانه ساز و چند ترک بی کلام و با کلام مورد علاقه شما

    ۱۶ـ چند ساعت در طول روز مطالعه آزاد دارید؟...یک پیشنهاد برای افزایش کیفیت مطالعه (صرفا آزاد و غیر درسی ) بدهید

    ۱۷ـ یک یادگاری روی دیوار همدردی بنویسید( خیلی متفاوت و بدیع باشد لطفا)

    ۱۸ـ یک سوال تخصصی: عشق را باید کشف کرد یا اختراع؟

    ممنون از پاسخگوییتون

  18. 7 کاربر از پست مفید سرشار تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), miss seven (جمعه 16 بهمن 94), mohamad.reza164 (جمعه 16 بهمن 94), گیسو کمند (شنبه 17 بهمن 94), افسونگر (جمعه 16 بهمن 94), باغبان (شنبه 24 بهمن 94), عشق آفرین (جمعه 16 بهمن 94)

  19. #370
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سرشار نمایش پست ها
    سلام خانم عشق آفرین...حالتون خوبه؟...این سوالاتو قبلا از خانم گیسو کمند پرسیدم...برام خیلی جالبه که پاسخشون رو از زبان شما هم بشنوم...البته یه چند تا سوال جدیدم دارم که اونا رو به امید خدا فردا مطرح میکنم

    سلام جناب سرشار. خوبم شکر. در خدمتتون هستم.

    ۱ـ اگر امروز آخرین روز زندگی شما باشد (البته دور از جون ) باز هم به سوالات من پاسخ میدهید؟چرا؟

    خیر. چون اون موقع احتمالا در حال پاسگویی به سوالات خودم هستم.


    ۲ـ روند دگرگونی شما بیشتر از مسیر اندیشه می گذرد یا احساس ؟ توضیح دهید.

    هر دو توام با هم. شده به وسیله ی اندیشه یا احساس به صورت کوتاه مدت دگرگون بشم، اما یک تغییر پایدار که ازش پشیمون نشدم از مسیر هر دو عبور کرده.


    ۳ـ یک بیت شعر با موضوع انسانیت و نوع دوستی بسرایید و با ما به اشتراک بگذارید

    هنوز در راستای انسان دوستی و به این هدف گامی بر نداشتم، بنابراین در موردش اگر اجازه بفرمایید ادعایی نمیکنم.


    ۴ـ آیا تا به امروز جایگاه خوبی و بدی در نگاه خانم عشق آفرین عوض شده یا نه؟اگر بله چه موقع؟ اگر خیر چرا؟

    خود مفهوم خوب و بد خیر. چون فطرت انسان خوب رو از بد تشخیص میده. مثلا همه میدونن دزدی خوب نیست، غیبت خوب نیست، تهمت خوب نیست، چون دوست ندارن علیه خودشون انجام بشه. اما در سلیقه و علایق و عقاید بله. خیلی زیاد. مثلا دوست داشتم به قیمت مخالفت خانواده ام، همسرم رو خودم از طریق دوستی انتخاب کنم و روش سنتی رو متحجرانه و بد میدونستم، اما الان با دوستی مخالفم و فقط به روش سنتی پذیرای خواستگار هستم. یا دوست داشتم بالاترین مدل ماشین رو داشته باشم، اما امروز مخالفم، یه ماشین با کیفیت در حد جامعه، دوست داشتم خیلی مشهور بشم، اما امروز میگم هرچه ناشناس تر و گم نام تر بهتر. البته نمیدونم درست متوجه منظورتون شدم یا نه. گنگ بود.


    ۵ـ فکر میکنید دیگران راجع به شما چه فکری می کنند؟ به چند مورد اشاره کنید ممنون میشم

    اگر نشناسنم فکر میکنن خیلی مغرورم، گاهی به نظر میرسه کلاس میذارم یا طاقچه بالا گذاشتم، اما وقتی باهام آشنا شدن متوجه میشن آشنایی باهام راحت تر از این حرفا بود و بحث کلاس گذاشتن نیست، هیجاناتم رو ابراز میکنم و شوق و ذوقمه. اگه باهام صمیمی بشن میگن شیطون و بازیگوشم، لجباز و کله شقم و زیادی دلرحم و تعارفی ام.

    ۶ـ معنی عشق از زبان خانم عشق آفرین...معنی دوست داشتن از زبان خانم عشق آفرین...معنی خوشبختی از زبان خانم عشق آفرین

    عشق یعنی یکی شدن با معشوق. از میان رفتن خودی فرد و به اتحاد رسیدن. (بدان مقام رسید اتحاد من با او، که باز می نشناسم که این منم یا دوست) .
    دوست داشتن یعنی رها شدن، آزاد شدن از ظواهر. بصیرت و روشنایی یافتن. (تو مو میبینی و من پیچش مو ، تو ابرو من اشارت های ابرو)
    خوشبختی یعنی جاری شدن در لحظه، فراغت از زمان و مکان، آرامش حاصل از کشف و شهود و معنا یافتن. (تا کشف و شهود رمز معنا شدن است، هر قطره پر از مجال دریا شدن است)


    ۷ـ شما تا چه اندازه دچار روزمرگی هستید؟...یک راه کار برای فرار از روزمرگی پیشنهاد بدهید

    روزمرگی به معنای احساس بیهودگی و نبود هیجان و کارای تکراری نه. اما ناشی از ناتوانی و حال روحی نا مساعد بله. گاهی دست و دلم به کار نمیره که با اصلاح تغذیه و خواب درست میشه. من هدفمند کار میکنم و به خود انجام کار بیشتر از نتیجه اش اهمیت میدم. واسه من تلاش کردن معنای مهمی داره.


    ۸ ـ یک قصه تعریف کنید تا ما از خواب بیدار شویم

    جای قصه یه اتفاق که برام جالب بوده تعریف میکنم. من که از خواب بیدار شدم. شما رو نمیدونم.

    با عجله میرفتم فرودگاه استقبال پدرم. موندم پشت چراغ قرمز ، کلافه بودم، با خودم میگفتم اگه دیر برسم حتما پدر از خجالتم در میاد! تا چراغ سبز شد و رفتم یکی بوق زد که در صندوق عقب بازه. دیگه عصبی شدم. زدم کنار در صندوق عقب رو با عصبانیت محکم بستم، بسته نشد. یادم اومد قبلا هم این معضل رو داشت و باید آروم بست. آروم بستم، بسته شد. سوار شدم و رفتم سمت فرودگاه. وقتی رفتم پدر تازه رسیده بودن. کیفشون رو گرفتم از دستشون گذاشتم صندوق عقب، اومدم درب رو محکم ببندم ، یه لحظه از ذهنم گذشت قلقش اینه که آروم ببندم تا بسته شه. در رو به آرومی بستم ، دستم رو ناجور گذاشته بودم، رفت لای در و انگشتم شدیدا ضرب دید و کبود شد. با خودم فکر میکردم اگر با اون ضرب همیشگی بسته بودم چه اتفاقی واسه دست و انگشتم میوفتاد؟ و اگر اتفاقی میوفتاد واسه منی که موسیقی کار میکنم و شغل و انگیزه ام به انگشتانمه چه ضربه ای میخوردم؟ از این اتفاقات زیاد واسم رخ داده، اما این معنای متفاوتی داشت برام. خدایی رو لمس کردم که همه جوره مراقبمه و اگر بخواد میتونه به اشاره ای همه چیزهایی که من خودم رو مالکشون میدونم ازم بگیره. امروز موسیقی رو یه جور دیگه و به اهداف دیگری کار میکنم.

    ۹ـ اگر نیم کیلو ماده مخدر صنعتی (مثلا شیشه) در کمد شخصی همسر آیندتان پیدا کنید چه عکس العملی از خودتان نشان میدهید؟

    میفروشم میزنم به زخم های زندگیم.
    جدای از شوخی خیلی آروم باهاش در میون میذارم و بدون اینکه توضیحی ازش بخوام یک بار دیگه اهداف زندگیمون رو بهش یادآور میشم و تصمیم در باره اش رو میسپارم به خودش و دیگه پیگیری نمیکنم. (فراموش نمیکنم انتخابشون کردم و اگر بعد ازدواج با من این ضعف رو پیدا کرده باید در خودم و رفتار خودم هم جستجو کنم) اما احتمالا بعدا مدام میکوبم تو سرش و با طعنه و کنایه و لجبازی از خجالتش در میام.

    ۱۰ـ چرا بیشتر آدما با وجود اینکه میدانند آب هیچ رودی به سرچشمه باز نمی آید باز هم غفلت میکنند؟

    انسان یعنی فراموشکار.

    ۱۱ـ شما نسبت به عمر خود بخیل تر هستید یا نسبت به درهم و دینار؟ چرا؟

    فکر نمیکنم نسبت به درهم و دینار بخیل باشم. چون حتی یکم ولخرجم. اما واقعیتش نسبت به عمر هم نیستم. خیلی وقت کشی میکنم متاسفانه و کارای بیهوده زیاد انجام میدم.

    ۱۲ـ فرض کنید یک ساعت از عمر شما باقی مانده است و هیچ راهی برای ارتباط با عزیزانتان وجود ندارد(به غیر از نوشتن)...دست به قلم شوید و آخرین حرف هایتان را در قالب یک وصیت نامه کوتاه و چند خطی با عزیزانتان در میان بگذارید (البته باز هم میگم دور از جونتون)

    من پیش تر وصیت نامه ام رو نوشتم. مضمونش هم اینه:

    انقدر تومان از سپرده حسابم متعلق به فلانیه بهش برگردونده بشه، حساب بوق به نام منه اما متعلق به فلانیه، یک روز روزه از رمضان قبل بدهکارم. 18 روز روزه هم نذر کردم ، چنانچه تصویه نشد کفاره ی آن را از حسابم پرداخت کنید.
    پیشتر کپی رایت رو رعایت نکردم و مبلغی از حسابم متعلق به این امر هست، خاکسپاری من رو بدون تجملات برگزار کنید و در عوض خیرات کنید
    .

    (اگر قرار به حرف عاشقانه ای هست طول زندگی به عزیزانم میگم تا شکل حسرت نگیره. من راحت ابراز علاقه میکنم. از اونجایی هم که وصیت به گردن وصیت شونده است، از وصیت اخلاقی امتناع میکنم، چون انسان ها آزاد آفریده شدن و معتقدم اونی که میاد راه رفتن کبک یاد بگیره راه رفتن خودش از یادش میره.)

    ۱۳ـ فرض کنید خداوند به شما اختیار تام داده است...اگر بخواهید برای خودتان سنگ مزار سفارش دهید جاهای خالی را با چه کلمات یا اعدادی پر میکنید؟
    غروب... ?
    در سن... 63 سالگی
    در اثر... شهادت
    محل دفن... زادگاهم
    رنگ سنگ مزار... سفید
    شعر(اگر شعر یا سخن خاصی مد نظرتون است)... روی قبرم بنویسید وفادار برفت، آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت.

    ۱۵ـ
    کتاب، زمین انسانها ، آنتوان دوسنت اگزوپری
    نویسنده، -
    شاعر، حافظ، پروین اعتصامی، فاضل نظری، فروغ فرخ زاد،
    داستان، -
    کارتون، شان د شیپ، تام و جری، پت و مت
    فیلم سینمایی، -
    سریال، -
    بازیگر، -
    خواننده، لارا فابین، داریوش.
    شهر، ایرانی شیراز،/ خارجی پاریس، اسلو
    مکان، کافه های سطح شهر
    کشور ، فرانسه ، نروژ
    گل، رز از همه رنگ.
    و نوستالژی مورد علاقه خانم عشق آفرین، ندارم
    نوازنده، مارک آندره گیته ، جاشوا بل
    آهنگ ساز ، آلبینونی، جاشوا بل، مارک آندره گیته
    تنظیم کننده ، -
    ترانه ساز، -
    و چند ترک بی کلام Au Bal , ha uma musica do Povo, Adagio in Gminor Albinoni, Tebessum toygar isikli
    و با کلام مورد علاقه شما ، ایرانی: شام مهتاب و شکنجه گر داریوش، خارجی : Je t'aime و Je Suis Malade لارا فابیان

    عذر خواهی میکنم چیزایی رو که ازشون اطلاعی نداشتم یا علاقه ای نداشتم خط تیره گذاشتم. مثلا فیلم و سریال نمیبینم، خب بازیگری هم مورد علاقه ام نیست، یا نویسنده صرفا شخص خاصی نیست.


    ۱۶ـ چند ساعت در طول روز مطالعه آزاد دارید؟...یک پیشنهاد برای افزایش کیفیت مطالعه (صرفا آزاد و غیر درسی ) بدهید

    نیم تا یه ساعت. نت برداری میکنم و آهسته و پیوسته میخونم. دو صفحه میخونم، ولی راجع بهش فکر میکنم.


    ۱۷ـ یک یادگاری روی دیوار همدردی بنویسید( خیلی متفاوت و بدیع باشد لطفا)

    چیز متفاوتی برای گفتن ندارم. امضاء م هم که پایین پست ها هست. الحاق کنید به دیوار همدردی.:
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.


    ۱۸ـ یک سوال تخصصی: عشق را باید کشف کرد یا اختراع؟

    خب باید به معانی نظر داشت. کشف یعنی چیزی که در تکامل هست و بعد انسان به اون دست پیدا میکنه، اختراع رو میشه گفت تحول در محصول اولیه و دستیابی به محصول ثانویه و بعد هم معمولا قابل update و upgrade هست. خلق اما آفرینش از هیچ است. از نظر من عشق رو باید خلق کرد. اما انسان خود مخلوقه و خلقت نزد خداوند. انسان به عنوان یک مدیا میتونه واسطه ی ظهور و تجلی عشق الهی باشه. لیکن از نظر من چون انسان در شبه یا تصویر اخلاقی خداوند خلق شده و هم معشوق خدا هست و میتونه به وحدت برسه، میتونه در سطح پایین تری آیینه وار خالق عشق به صورت طولی باشه. (البته تاکید میکنم این نظر شخصی منه)


    ممنون از پاسخگوییتون

    خواهش میکنم. فسفر واسم نمونده. سپاسگزارم از چالش زیباتون. موفق باشید.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  20. 6 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 بهمن 94), miss seven (جمعه 16 بهمن 94), mohamad.reza164 (جمعه 16 بهمن 94), گیسو کمند (شنبه 17 بهمن 94), باغبان (شنبه 24 بهمن 94), سرشار (جمعه 16 بهمن 94)


 
صفحه 37 از 50 نخستنخست ... 717272829303132333435363738394041424344454647 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.