به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 اردیبهشت 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1393-10-26
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    15,299
    سطح
    79
    Points: 15,299, Level: 79
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 91.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    526

    تشکرشده 1,129 در 328 پست

    Rep Power
    103
    Array
    سلام ساناز جان.خوبی؟


    از وقتی میشناسمت احساس میکنم یجورایی از بعضی جهات شبیه هم هستیم.دقیقا نمیدونم از چه جهات ولی مطمئنم حسم اشتباه نمیکنه.


    یه چیزی که من تا حد زیادی ازش مطمئنم و دوس دارم خودت تایید یا تکذیبش کنی اینه که تو از سر تنهایی هستش که انقد خواهان سامانی و اگه کیس دلخواهت پیدا بشه حتی یه ثانیه هم به سامان فکر نمیکنی؟درسته؟

    اینو از این جهت گفتم که خود من دقیقا این طوری هستم.یعنی بعضی وقتا و از جمله این روزا انقد احساس تنهایی میکنم که بعضی وقتا یه افرادی بهم پیشنهاد آشنایی میدن که به سرم میزنه برای رفع تنهایی باهاشون وارد آشنایی بشم ولی با شناختی که از خودم دارم مطمئنم بعدا پشیمون میشم.

    حالا ساناز به نظرم تو یجوری باید کیس دلخواهت رو پیدا کنی تا هم یه ازدواج خوب داشته باشی هم از افکار آزاردهنده در مورد سامان راحت بشی.دقیقا نمیدونم کیس دلخواه چجوری پیدا میشه، اگه بلد بودم خودم تا این سن عزب نمی موندم


    ساناز بذار من یه تجربه ای که از دوستم داشتم رو بهت بگم.اینو همون موقع ها که تو تاپیک زده بودی میخواستم بنویسم ولی حس تنبلیم نمیذاشت هم اینکه نمیخواستم بدآموزی داشته باشه،ولی الآن میگم.

    من یه دوستی دارم که الآن متاهله،این دوستم واقعا زیباست.ما دانشگاهمون جدا از هم بود ولی خبر داشتم که تو دانشگاهشون هم به عنوان یه دختر خوشگل معروفه.تا اینکه دقیقا مثل قضیه شما با پسری تو نت آشنا شد.

    این پسر ارشد داشت و خوش قیافه بود و یه کار پاره وقت با حقوق خیلی کم داشت و از نظر وضع مالی کلا صفر بود.خلاصه این پسره اول به دوستم گفته بود بیا به قصد ازدواج آشنا شیم ولی بعدها دقیقا مثل سامان پیشنهاد رابطه جنسی بهش داده بود و دوستم رد کرده بود. دوستم دقیقا حس و حال تو رو داشت.مدام میگفت مگه من زشتم که ولم کرد و از خود پسره هم پرسیده بود که مگه تو نگفتی هدفت ازدواجه حالا چرا پیشنهاد رابطه میدی؟ اونم در جواب گفته بود قیافت در اون حد لازم نیست که بخوام به ازدواج باهات فکر کنم.در حالیکه دوستم باورش شده بود زشته و من بارها بهش بی تعارف گفته بودم تو واقعا خوشگلی ولی باز قبول نمیکرد.


    خلاصه من یه پیشنهادی به دوستم دادم(بد آموزی که بالا گفتم به این خاطر بود و از همین تریبون بابت انجام این کار سخیف از همه عذر میخوام ولی برای بهتر شدن حال دوستم و اینکه ثابت کنم زشت نیست اینکارو کردیم).



    اون پیشنهاد این بود که:



    تو اون سایتی که اونا با هم آشنا شده بودن ما یه آیدی فیک و قلابی ساختیم و به این پسره درخواست دادیم مارو ادد بکنه.خلاصه برای اینکه پسره روراست باشه من خودم رو یه دختری که تازه نامزد کرده معرفی کردم و ازش در مورد اینکه نامزد یا دوس دختر داره و اینا پرسیدم که گفت اره با دختری آشنا شده (مشخصات دوستم رو گفت) .بعد گفتم خب حالا دختره چجوری بود؟ گفت دختره زیبایی بی نظیری داشت و من مات زیباییش شده بودم ولی چون بهم پا نداد ولش کردم(دقیقا این عین جمله اش بود) بعد من گفتم خب چرا باهاش ازدواج نکردی برگشت گفت چون اصلا شرایط مالیشو ندارم و آدم مسئولیت پذیری هم نیستم ولی میخواستم این دختره رو هم از دست ندم و به عنوان دوس دختر داشته باشمش ولی قبول نکرد.


    خلاصه میخوام بگم تو از کار بعضی از این پسرا سر در نمیاری.شاید سامان هم واقعا خودشو در حد تو نمی بینه چون هم تحصیلات و هم کارش ازت پایین تره ولی خب پسره دیگه غرور داره نمیاد که بگه به این دلیل من نمیخوامت، الکی میگه قیافت خوب نیس و ال و بلی.مثل همون قضیه دوستم که پسره به خاطر غرورش نگفته بود وضع مالیم برای ازدواج مناسب نیس و گفته بود قیافت در اون حد لازم نیست.

    خلاصه دوست من بعد از اون کار سخیف من اعتماد به نفسش رسید به سقف و الآن هم با یه پسر خوب ازدواج کرده.


    ساناز خیلی مشتاقم ببینم چه شکلی هستی که انقد میگی زشتم ولی مطمئنم داری اغراق میکنی.من خودم بارها شده که احساس کردم چقد زشت شدم یا مثلا بیرون رفتنی همش خودمو با بقیه دخترا مقایسه میکنم در حالیکه بارها خیلیا بهم گفتن تو خیلی خوشگلی منم اعتماد به سقف شدم.خواستم بگم کلا آدمیزاد یکم خودشو دست کم میگیره.


    از یه جهت هم که مطمئنم شبیه هستیم، اونم اینه که منم مثل خودت اهل تاتو و ابروی شیطونی و قیطونی و قیاقه های عروسکی و مصنوعی نیستم.اتفاقا یه نفر بهم گفت تو قیافت کاملا فانتزی و معصومه.منم گفتم یعنی چی؟گفت یعنی بیشتر به عنوان یه معشوقه بهت نگاه میشه تا یه دختری صرفا با جاذبه جنسی.حالا مطمئنم تو هم دقیقا همین شکلی هستی.پس بیا از این فانتزی بودنمون لذت ببریم.


    در مورد اون دختر خوشگل و دیپلم و شوهر دکتر و پولدارش دست رو دلم نذار که خونه.من به این نتیجه رسیدم کلا شانس تو ازدواج خیلی دخیله، الآنه که باغبان بیاد بگه نه شانس مهم نیستش.یه تاپیکی هستش چهل نکته تو پیدا کردن همسر که مدام لینکش رو میذارن، میتونم بگم من همه اون فوت و فن هارو فوت آبم ولی هچنان اندر خم یه کوچه ام.پس نتیجه می گیریم شانس تو ازدواج خیلی دخیله.



    در مورد مراجعه به روانپزشک هم امروز با مامانم داشتیم پیاده از یه جایی برمی گشتیم.بهش گفتم مامان من بدجور احساس پوچی و افسردگی میکنم میخوام برم پیش روانپزشک حتی دارو هم داد میخوام استفاده بکنم.مامانم گفت خب فرض کن من روانپزشکم مشکلاتتو بهم بگو منم میگفتم، مامانمم عین روانپزشکا جواب میداد(جالب اینه که مامانم اصلا تحصیلات بالایی نداره)خلاصه من انقد خندیدم . با خودم گفتم مامانم با همین سوادش چقد حرفای خوبی میزنه ولی امثال من که خیلی هم ادعامون میشه همش مینالیم از همه چیز.


    یعنی من تو برنامم هست که برم پیش روانپزشک و خودمو آماده کردم برای مصرف قرصهای ضدافسردگی.من قبلا رفتم پیش مشاور ولی هیچی بلد نبود


    تو هم نترس خواستی یه سر به یه مشاور خوب یا روانپزشک بزن.

    موفق باشی ساناز جان
    ویرایش توسط آی تک : جمعه 16 بهمن 94 در ساعت 01:27

  2. 5 کاربر از پست مفید آی تک تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (سه شنبه 22 تیر 95), hamdardiuser (چهارشنبه 28 بهمن 94), miss seven (جمعه 16 بهمن 94), zzzz (جمعه 16 بهمن 94), آرامش باران (جمعه 16 بهمن 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.