سلام
فشار سختي از طرف همه بهم وارد ميشه
خانمم عصبي شده يا داره كاري ميكنه من عصبي كنه از كوره در برم
از طرفي علاقه دارم بهش زياد
از طرفي ديكه فكرشو ميكنم ميبينم علاقه به جي دارم شايد به بي محلي هاش
همه جيز زندكيمونو ميدونم سو برداشته و دست بيش
حالا جه كنم همه تحريكم ميكنن كه جدا شم
موندم تنها
تنهايي عجيبي
حتي يه واسط هم ندارم ميدونم خودم برم بهتر كه نميشه اهيج
اينقدر با اعصابم بازي ميكنن كه تمومش كنم مثل كسايي كه ميخوان خودشون رو نجات بدم
شرايط جوري به هم بيجيده كه اميدم فقط خداست بعضي وقتب ميمونم خدا كي دست به كار ميشه
يكي ميطه تلاش نكن بكش كنار حرفش راحته ولي انجامش سخت
يكي ميكه كم نيار جوابشو بده
يكي ميكه مدارا كن مدارا ميكنم ميكه خودت رو به شخصيت بازي نزن
درمونده شدم
خدا اين حق طلاق جي بود دست مرد دادي ميدادي به خودشون راحت ببرن
حرفش درسته ميكه نميخوام به هر دليل ولي بس نفر مقابل مكه شخصيتش و عمرش ارزش نداره
شايد دليل موجه من برا جدا نشدن همينه كه بايد درسا رفتار بشه اخه عمر و احساس من هم دركيره
هركي ميخونه يه جيز بكه صبرم تمومه يه متن مينويسم همش غلط املايي








علاقه مندی ها (Bookmarks)