ممنون از همدلی شما عزیزان
واقعیتش رفتارهای ایشون فقط سیگار و دمپایی نبوده..
مسایل دیگری بوده که واقعا مجالش نیست.
ولی درخصوص سیگار و آتش سوزی من نمی تنون بپذیرم اتفاقی بوده. چرا که روز اول خانمم به بهانه اینکه صاحبخانه گفتند داخل منزل سیگار نکشید بارها بهش تذکر داد. و یواشکی داخل اتاق می کشید .
بارها من به خانمم گفتم. بارها خانمم از طریق مادرش و خودش مستقیم گفت. نکته مهمتر اینکه یه آدم سالم با عقل سالم خودش نباید درک کنه؟ نباید رعایت دختر باردارش رو بکنه؟ نباید به دامادش احترام بزاره؟
جالبه بدونید اینجا سیگار 8000 تومنی قیمتش 27 دلار هست یعنی حدود 4 تا 5 برابر و من خودم براش سیگار می گرفتم ارزونتر .حالا وقتی می دید من درک می کنم که نمی تونه سیگار نکشه.. حداقل بخاطر این محبت من بره بیرون.
نکته بدتر اینکه ایشون مشروب هم می خورند و اون روز شیشه نیمه خالی مشروب و تعداد 10 ..15 فیلتر سیگار داخل مشمی بود .یعنی یک بمب آماده ! من هیچ رقم نمی تونم درک کنم.
تا این حد آدم بی مبالات. این حد بی مسولیت.. تازه ادعا کرده بود آتش سوزی رو من کردم !!! که خانمم گفت بابا این چه حرفیه من دیدم سریع مشمی آتیش رو بردی بیرون !!
از این بگذریم. اصلا نمی شه با این آقا و خانمشون حرف زد .به جز خانمم یک آدم منطقی و اهل فکر نیست که بشه حرف زد. مادر خانمم که مثلا معلم بوده .یک ذره توانایی نداشت که جلو شوهرش رو بگیره.. جلو فحاشی هاش رو.
من دلم از بی احترامی به من پر هست. از اینکه بجای اینکه دیگه گردن کشی نکنند.. مدعی نباشند.حالا عذر خواهی طلبشون.
واقعا خجالت نمی کشند که اصلا دامادشون بدترین آدم. بخاطر عدم استرس به دختر باردار و بعد زایمان فضادرو متشنج نکنن. نه تنه نکردند شروع جرو بحث هم با فتنه گری های مادر خانمم بود اون با جیغ جیغ کردن هاش فضا رو ملتهب کرد .
از همه اینها بگذریم . آیا اجازه فحاشی به من رو دارند؟ حالا جرو بحث می گیم پیش می اد . ولی به دامادشون بگه بی ناموس؟؟ این در حقیقت فحش به دختر خودش و در پی اون زن خودشه...
به من بگه مادر ق ب ه ؟؟؟
من باید خیلی بی غیرت باشم که بدون عذرخواهی اونها حداقل برای فحش بخوام باهاشون رفت آمد کنم.
ولی بدجور توی ذوقم خورد . نه پدر زن نه مادر زن نه برادر زن منطقی و درست حسابی که بشه حداقل درد دل کرد و گله گی کرد !
روز اولی که من با پدر خانمم دعوام شد .ایشون به من گفت طلاق دخترمو می گیرم ! در صورتیکه اگه من بازنم دعوا می شد و پدر زنم به هواخواهی زنم این حرف رو می زد قابل قبول بود. نه اینکه من با زنم اوکی هستم با پدرش مشکل دارم.پدرش بخواد طلاق دخترشو بگیره !!!
من واقعا تصمیمم اینکه که عید منزلشون نرم.. و جای خالی من و عدم حضور و تبریک عید شاید شاید براشون
سنگین باشه و بفهمنن فلانی ناراحته ازشون.
در غیر اینصورت اگر بدون عذرخواهی برم باید فاتحه عزت و احترام رو تا آخر عمر بخونم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)