نميدونم اخرم به كجا كشيده ميشه با خانومم
اينو ميدونم تا من نخوام جدايي معنا نداره ولي ارزشش صفره
يه راه كاري بدين تو اين شرايط كه اون كم اورده و بيشتر داره سماجت ميكنه و قاطعانه ميكه نميخواد و ميكه حتي اكر هم بيام تميسوزونمت جيكار كنم
اينم بكم يكسال هروقت كفت بريم من كفتم باشه و صبحش هي بهونه اورده الان يه حركتي كرده خودضش رو تو باتلاق انداخته بخاطر خانواده رفت و نامه اورده كه اوناهم خيالشون راحت باشه به منم نشون داد بعدش با خيال راحت رفت دادكاه كه من بترسونه خيلي خوشحال بود با الات نفس كامل منم كفتم خود داني من برا زندكي هستم هر راهي تو بري منم ميام كفت محاله تو دادكاه بياي وكيل ميكيري من رفتم شوكه شد خودش نيومده بود وكليش فردا روز دادكاه رفت درخواستشو بس كرفت (نفقه) مونده مهريه حالا منم موندم درخست تقسيط بدم ندم تمكين بدم ندم نميخوام وضعيت بهراني شه جون ميدونم كاراش برا اينه تو خانواده كم نياره با اينكاراي من كلا بهم ريخته ميشه يكي نيست بكه دلت واسه كي ميسوزه شما كمك كنين دلم نميخواد منم لج كنم بقول اشناها تو يكي اصلا لج بلد نيستي اونم خوب شناختت بهتر نيست به خانوادش بكم موضوع نامه رو خيلي شخصيتش مردونست ميدونم مياد يه تنبيه بدني مهمونم ميكنه حرصش سر اينه كه وجدانش نميزاره منو اذيت كنه هزارتا بهونه جديدا بيدا كرده كه نميخواد كه خودش رو تبرعه كنه من مقصر كه من بكم باشه ولي از رويارويي من بيش شخص واسته واسه حرفاش ميترسه خيل دوستش دارم ( دوست داشتنو مرك ) ديونه نشيم خوبه همه ميكن خوشبحالت تو يه جيز دستيم ميده ولش كني بيش خودم ميكم جون تيغش به من نميبره وكر نه سر منو ميزنه فقط حرفش به كرسي بشينه درد مشترك داريم جفتمون از امنيت ازدواج تو اينده ميترسيم دوست داريم ولي ميكيم ما جدا ميشيم اونم نكرانه ميكه الان بشم بهتره شايد البته اينقدر دوست دارم يه سيلي بهش بزنم محكم از روي عشق بكم ديوانه غلط كردم اروم هرجي تو بكيه منم يه حريف ميبينه كارما شده موش كربه بازي تصميم كرفتم تو بحثاش شركت نكنم اونم هر راحي ميزنه من عصبي كنه دلش اروم بكيره رفتار من تو اين شرايط دوستان جي باشه