نقل قول نوشته اصلی توسط فدایی یار نمایش پست ها
سلام ممنونم از لطفتون ...
چند تا نکته رو خدمتتون عرض کنم ... ببنید چون موقع نوشتن پیام لحن شما مشخص نمیشه این باعث میشه که سو تفاهم بشه ... ولی این دلیلی نمیشه ایشون زود بخوان بد اخلاقی کنند ... نه این که درست شدنی نباشه ولی دقت کنید ایشون یکم هنوز رفتارشون خیلی بالغانه نیست ... به نظرم بهتره اینا رو بهشون بگید و عکس العملشون رو ببنید و ببنید ایا دنبال راه حل براش هستند و قبول می کنند یا خیر ... فکر نمی کنم این به زبان بدن ربط داشته باشه ... بیش تر به همون بستگی داره که ایشون سریع راجب شما از روی پیام قضاوت می کنند... البته اینم بگم شاید واقعا نوع پیام نوشتن شما این طوری هستش ...

به هر حال به نظر من صحبت کردن راجب این مواردی که گفتید چیزی جز پایین اوردن وجه به خصوص شما نداره ... اصلا اولا ایشون چرا با فردی دوست هستند که اهل رابطه با دختر مردم و... هستش این خودش نشونه ی خوبی نیست ... به هر حال اون دوست موقعی که با این اقا هستند از دوستان محتم دخترشون می گند و باعث میشند طرف مقابلتون یا بهتره بگیم خواستگارتون هوایی بشه ... به نظر من باید ایشون رابطشو با اون اقا کم کنه و گر نه کلا بعد از ازدواج هم تاثیرا منفی اون رابطه و حرفای دوستش درش تاثیر خواهد گذاشت... به نظرم ریشه ی اصلی مشکل همینه ... که فکر می کنم راه حلش دوری از اون دوستشون باشه ...

خواهش می کنم ...خوشحال میشم کمترین کمکی از دستم بر بیاد ... امیدوارم فقط اشتباه نکنید و تصمیم درستی بگیرید به امید خدا.ان شاالله خوش خبر باشید.
خیلی ممنونم
درسته ایشون نمیدونم چرا پشت تلفن و پیام اینجوریه درست نیست اصلا!
من دیشب باهاش صحبت کردم و اون حرفهارو بهش گفتم که شما بهم گفتید
از اول تا آخر حرفهام سرش پایین بود
وقتی تموم شد گفت من می خواستم ازت عذرخواهی کنم گفت من یه ضرر بزرگی کردم تویه کارم
هم از اون کلافه بودم هم بدم نمیومد تورو امتحان کنم ببینم تو شرایط بد باهام هستی یا نه
خیلی شرمنده بودو گفت میدونم حرفهای بدی زدم ولی قرار نیست بهشون عمل کنم
برام سوغاتی ام گرفته بود که قبول نکردم
من بهش گفتم که نباید حتی تو عصبانیت حرمت هارو بشکنه من نمیتونم اینو توی زندگی تحمل کنم گفت حق باتوعه راست میگی انقدر شرمنده شده بود چشماش پره اشک شده بود!!

راجب این دوستش قبلا باهاش صحبت کردم گفتم که دوست ندارم باهاش ارتباط داشته باشه
(جدا از دختر بازی این دوستش عقد کرده و جدا شده از همسرش اهل مشروب و سیگارم هست!!!)
گفت که ارتباطشو کم میکنه فقط گاهی اون اقا بهش زنگ میزنه
که اینطوری ام کردفقط بعد 3 یا چهار ماه اون اقا رو رفت ببینه اونم بخاطر اینکه اون اقا داشت میرفت سربازی
و بعدش گفت که ارتباطی باهاش نداره...
اخه از بدبختی من تمام دوروبریهاش اینطورن اهل دختربازی !!

پسرعموهاش همین یه دونه دوستش همسر دختر خالش تمام اینها ادمهای زن بازی ان حتی با اینکه متعهل هستن
من یکبار جدی باهاش صحبت کردم راجب همه اینها و گفتم من دویت ندارم باهاشون ارتباط داشته باشی گفت فامیل رو نمیشه دور انداخت به هرحال سلام علیک داریم اما کاری باهاشون ندارم من سرم به کار خودمه..
(و دیگر ندیدم باهم برن بیرون مگر اینکه خونشون مهمونی بیان همین)

راست و دروغش رو نمیدونم اما قبول کرده

نمیدونم چکار کنم


- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط n@f@s نمایش پست ها
سلام …من که فکر میکنم بیشتر این رفتارهای ضدو نقیض این آقا به این خاطره که موقعیت مشخصی ندارین…نه دوست هستین نه نیستین…نه نامزد هستین نه نیستین… اگه نامزد بودین به خودش اجازه نمیداد شما رو با دوست دختر دوستش مقایسه کنه…حالا هر چقدر شما میخوای بگو من دوست دخترت نیستم…همه چیز وقتی رسمی باشه مسیولیت رو دوش طرف میندازه و حد خودشو میدونه…این اشتباه خیلی بزرگی بوده که این همه وقت یه رابطه معلق داشتین…شاید طرف با خودش فکر میکنه اگه نامزدشم پس,چرا نمیتونم حتی دستشو بگیرم اگرم دوست پسرشم پس چرا مثل رابطه دوستام با دوست دختراشون نیستم…من یه دوست داشتم دقیقا رابطشون عین شما بود … اونقد دس دس کرد که پسره زد زیر همه چیز و رفت…فک کردین پسرای زمان ما مثل مردای قدیم واقعا محکم و وفادارن؟
پیشنهاد من به شما اینه که هر چه زودتر برای خواستگاری و … اقدام کنن… اما قبلش حتما از طریق یه کارشناس تو حیطه مشاوره مطمین شو که علت رفتارهاش چیزی جز این موارد نبوده باشه…کارهاتو سریع پیش ببر…
سلام خیلی ممنون دوست خوبم
درست میگین منم خودم دچار دوگانگی شدم که واقعا قانون رابطه ما چیه ؟!
باید تکلیفم رو مشخص کنم زیاد وقت ندارم
خیلی ممنونم