پایگاه محكم خوشبختى
مطمئناً هر انسانِ سعادتمندى، خوشبختى خود را بر پایه‏هاى محكمى استوار كرده كه در صورت از بین رفتن این ستونهاى محكم، در حقیقت ، خوشبختى‏اش از بین مى‏رود.
یكى از مهم‏ترین پایه‏هاى سعادت در هر كار، «میل» و «رغبت» شماست ، یعنى شما تا زمانى كه طالب خوشبختى نشده‏اید هیچ كس و هیچ چیز نمى‏تواند در این زمینه به شما كمك كند.
شاید از خود بپرسید: مگر كسى هم وجود دارد كه رغبتى به خوشبختى نداشته باشد؟ در پاسخ باید گفت: بله. افراد زیادى هستند كه به خاطر مشكلات و سختیهایى كه در راه رسیدن به خوشبختى وجود دارد، على رغم میل باطنى‏شان، خود را راغب به خوشبختى نشان نمى‏دهند و همان وضعیّت كسل‏كننده موجود را ترجیح مى‏دهند .

امّا پایه دوم ، این است كه براى رسیدن به این آرزو ، یا بهتر بگوییم ، به این خواسته باید «تلاش» كرد ، تلاشى بى‏وقفه كه شكستهاى پى‏درپى هم نتواند شما را از این تلاش باز دارد. همین‏كه مى‏گویند: «من باید این كار را انجام دهم » و « من می توانم »، نشانه ی همین تلاش است.

و سرانجام ، سومین پایه و اساس براى خوشبختى ، تلاش همراه با « اندیشه » و « تدبیر » است ، تلاشى هدفمند ، برنامه‏ریزى شده و گام به گام، نه تلاشى از روى احساس كه آنى مى‏آید و آنى هم مى‏رود . تلاشى كه شما را آرام آرام به هدفتان نزدیك كند ، تا به این ترتیب ، از آن همه كوشش و پویش ، خسته نشوید و خود را ملامت نكنید و نگویید: « من مى‏دانستم كه نمى‏توانم! » چون ملامت كردنِ خود ، یكى از موانع اساسىِ راه پرفراز و نشیب خوشبختى است.