سلام...اول از همه ازدواجتو تبریک میگم و برات دعا میکنم مشکلاتتون حل شه...
راستشو بخای من و شما خیلی شبیه همیم...یعنی خیلیا
هر دومومون کم صبر ...اهل مراعات...متاسفانه شوهر دوست و....
من خیلییی تو رابطم با همسرم اذیت شدم تا به این نتایج رسیدم...فعلا دو مورد زیر به ذهنم میاد...امیدوارم به درد شمام بخوره
1فکر نکن اینکه اینقدر به همسرت علاقه داری ...داری در حقش لطف میکنی...به نظر من هم در حق خودت هم در حق اون فقط داری ظلم میکنی....پس در درجه اول سعی کن وابستگی
عاطفی و هر نوع وابستگی که بهش داریو تا اونجایی که میتونی تو خودت از بین ببری...چون آدم با اعتقادی هستی بهت میگم...جای خالی همسرتو با خدا پر کن...یعنی میخای به
همسرت مسیج بدی...نده...به جاش برو با خدا درد دل کن...قران بخون...و با مادرت و خونواده خودت...
2جای شما و همسرت تو بحث ناز داشتن و نیاز داشتن عوض شده...با اون منت کشی هایی که داشتی نه تنها تو خودت احساس حقارتو رشد دادی بلکه حسی که همسرت باید داشته
باشه رو ازش گرفتی...به همسرت گوشزد کن مرد که قهر نمیکنه و این خانمها هستند که همیشه حق باهاشونه و باید قهر کنن...کلا با لطافت زنونه ای که داری باید همسرتو همراه خودت کنی...









...کلا با لطافت زنونه ای که داری باید همسرتو همراه خودت کنی...

علاقه مندی ها (Bookmarks)