سلام . اقای سرشار ممنونم که -تاپیکم رو خوندید
سلام یاس پاییزی ممنونم که همه تاپیکام رو خوندین
یاس عزیز اقای سرشار خیلی خوب گفتن خیلی خوب. اینکه من انگیزمو از دست میدم وناراحتی بهم غلبه میکنه یک دلیل مهم و اصلیش دقیقا همینه که اعتماد به نفس ندارم که میشه با یه ذره تلاش و خودباوری بهش برسم
بزارید اول برای سرشار محترمبزنم بخاطر کشف بزرگشون. من خودم دوسال پیش وقتی لیسانسمو گرفتم دقیقا روز فارغ التحصیلی اینو به خودم گفتم
اما مسئله اینه که چکار کنم از این حال فکری و روحی عدم اعتماد به موفقیت دربیام. خب درسته یک دلیلش اینه که هیچموقع کمی تلاش نکردم و همیشه گفتم سخته و نمیشه و نامید شدم. یک دلیل دیگش هم اینکه تیو خانواده ای بزرگ شدم که فقز=ط بهم گفتن و ضعیفی و نمیتونی و زمان دانشگاهم هم بهمین منوال کذشت
پس جواب سوالتون یاس عزیز اینه که دوسال اینده فقط میخوام به درسم فکر کنم و سعی میکنم تمام تلاشمو بکنم که ازش منحرف نشم.
میخوام فقط درس بخونم اما ترس و استرسم زیاده. ببینید من خودم رو میشناسم میدونم اسفند که بگذره و فقط یکماه بمونه اگه جلو نیفتاده باشم ناامید شدید میشم و هراحتمالی وجود داره.شبای امتحان هم همینطور بودم که نمیتونستم درس بخونم زمان دبیرستان هم روز قبل از امتحان من درس نمیخوندم
الان هم دوماه مونده گاهی اینقد رهول هستم که جملات رو اشتباه میخونم
نه فشار بیرونی وجود نداره. خانواده من هیچکدومشون نمیخوان من درس بخونم میگن بیا برو سرکار تا دیگه واسه سبزی پاک کنی هم انتخابت نکردن :(
راستی اقای سرشار البته دیگه تاپیک نمیزنم . اما همه تاپیکام اثر خودشون را داشتن. مثلا من دقیقا امروز نوبت اعصاب و روان گرفته بودم. اگه دیشب تاچیک نمیزدم میرفتم و امشب قرص اول رو خورده بودم و خدا میدونه تا دوسه هفته ایندش وضعیت جسمی روحیم چطوری بود. خب دوتان و شما اومدید و حرفای خوبی زدید
من نفهمیدم یعنی چی هرچی به ذهنم اومد رو بکشم؟منظورتون فکرای منفی و انحرافی هست؟ اونوقت چی میشه؟
اقای سرشار نیمه شب وقت کردید بنویسید بگید من چکار کنم اعتمادم به خودم برگرده؟
بعد از اون هم من دقیقا میخوام کاری بکنم که ذهنم از بین مشغولیت و پرداختن فکرای بی ارزش بیاد و روی درسای خونده شده مشغول بشه و اونها به ذهنم غالب بشن اما چطوری؟ میدونم کار دارید ولی اگه نظری دارید دریغ نفرمایید.باتشکر فراوان
- - - Updated - - -
سلام . اقای سرشار ممنونم که -تاپیکم رو خوندید
سلام یاس پاییزی ممنونم که همه تاپیکام رو خوندین
یاس عزیز اقای سرشار خیلی خوب گفتن خیلی خوب. اینکه من انگیزمو از دست میدم وناراحتی بهم غلبه میکنه یک دلیل مهم و اصلیش دقیقا همینه که اعتماد به نفس ندارم که میشه با یه ذره تلاش و خودباوری بهش برسم
بزارید اول برای سرشار محترمبزنم بخاطر کشف بزرگشون. من خودم دوسال پیش وقتی لیسانسمو گرفتم دقیقا روز فارغ التحصیلی اینو به خودم گفتم
اما مسئله اینه که چکار کنم از این حال فکری و روحی عدم اعتماد به موفقیت دربیام. خب درسته یک دلیلش اینه که هیچموقع کمی تلاش نکردم و همیشه گفتم سخته و نمیشه و نامید شدم. یک دلیل دیگش هم اینکه تیو خانواده ای بزرگ شدم که فقز=ط بهم گفتن و ضعیفی و نمیتونی و زمان دانشگاهم هم بهمین منوال کذشت
پس جواب سوالتون یاس عزیز اینه که دوسال اینده فقط میخوام به درسم فکر کنم و سعی میکنم تمام تلاشمو بکنم که ازش منحرف نشم.
میخوام فقط درس بخونم اما ترس و استرسم زیاده. ببینید من خودم رو میشناسم میدونم اسفند که بگذره و فقط یکماه بمونه اگه جلو نیفتاده باشم ناامید شدید میشم و هراحتمالی وجود داره.شبای امتحان هم همینطور بودم که نمیتونستم درس بخونم زمان دبیرستان هم روز قبل از امتحان من درس نمیخوندم
الان هم دوماه مونده گاهی اینقد رهول هستم که جملات رو اشتباه میخونم
نه فشار بیرونی وجود نداره. خانواده من هیچکدومشون نمیخوان من درس بخونم میگن بیا برو سرکار تا دیگه واسه سبزی پاک کنی هم انتخابت نکردن :(
راستی اقای سرشار البته دیگه تاپیک نمیزنم . اما همه تاپیکام اثر خودشون را داشتن. مثلا من دقیقا امروز نوبت اعصاب و روان گرفته بودم. اگه دیشب تاچیک نمیزدم میرفتم و امشب قرص اول رو خورده بودم و خدا میدونه تا دوسه هفته ایندش وضعیت جسمی روحیم چطوری بود. خب دوتان و شما اومدید و حرفای خوبی زدید
من نفهمیدم یعنی چی هرچی به ذهنم اومد رو بکشم؟منظورتون فکرای منفی و انحرافی هست؟ اونوقت چی میشه؟
اقای سرشار نیمه شب وقت کردید بنویسید بگید من چکار کنم اعتمادم به خودم برگرده؟
بعد از اون هم من دقیقا میخوام کاری بکنم که ذهنم از بین مشغولیت و پرداختن فکرای بی ارزش بیاد و روی درسای خونده شده مشغول بشه و اونها به ذهنم غالب بشن اما چطوری؟ میدونم کار دارید ولی اگه نظری دارید دریغ نفرمایید.باتشکر فراوان







بزنم بخاطر کشف بزرگشون. من خودم دوسال پیش وقتی لیسانسمو گرفتم دقیقا روز فارغ التحصیلی اینو به خودم گفتم

علاقه مندی ها (Bookmarks)