هرچی بیشتر مطالب این سایت را میخونم از زندگی ای که دارم بیشتر بدم میام ، اصلا فکر میکنم بجای اینکه اینقد با خانمم محبت کنم و اون مثل قولدورها با هام صحبت کنه چرا طلاقش نمیدم و برم با آگاهی و حساب شده دوباره ازدواج کنم
تفاوت های زن و مرد را میخوندم دیدم زنها چه رفتار لطیف و خوبی بلدن و مردها چه لذتی میبرنن ، اما خانمم صداش از هر مردی بلندتره ، چقد خانم ها با شوهرهاشون کنار میان ، من زنم بدبختم کرده ازبس ازم توقع مالی داره ، هفته اول عروسی بهم گفت فکر میکردم پولداری و اگه میدونستم پول نداری زنت نمیشدم ، یبار دیگه بهم گفت اگه الان زن تو نبودم بغل یه نفر دیگه داشته عشقو حال میکردم
دیشب برای مسئله سفر و تفریح عید صحبت کردیم ، گفتم نمیدونم چقد مرخصی و پول بهم میدن ، وقتی دادن با مشورت با خودت یراهی را انتخاب میکنم ، گفت باید به محلی که من میگم بریم ، و هرچی که میخوام برای عید بخری از چند دست لباس تا ست کامل لوازم ارایش ، گفتم اگه خانوادم جایی نرفتن چند روز پیش اونا بریم بعد هرکجا تو خواستی بریم اخه تو الان نزدیک خانوادتی و من ازشون دورم ، گفت نخیر باید جایی که من میگم ، اصلا خانوادت باید سفرشون را کنسل کنن تا ما بریم و اونا به تفریح نرن
همیشه به خواسه های همسرم احترام گذاشتم و با اینکه بسیار مغرضانه با خانوادم برخورد میکنه اما من برای ارامش داشتن کانون زندگیمون به خانوادش احترام گذاشتم
میدونید چیه دیگه نمیخوامش ، بریدم ، اگه اخلاقشا درست کرد که زندگی میکنیم وگرنه چندماه دیگه طلاقش میدم بره بغل هرکس خواست ، فکر کرده خاستگارا اونجا صف کشیدن ، فکر کرده از یه پسر دیگه میتونه بیشتر ازین محبت ببینه ، فکر کرده شوهرای دیگه اگه هر وقت خواست بهشون فحش بده تا اذیت کنه مثل من میان بغلش میکنن و بوسش میکنن
دیروز قبل از صحبت و وقتی از کار اومدم تا حتی صندلی که چندتا پست قبلی توصیه شده را وسط اتاق گذاشتم و دورش گشتم تا خوشحال شه ، دستاشو بوسیدم ، کلی ازش تعریف کردم از نوک تا نوک سرش اما تا برای سفر عید با نظرش همسو نبود همچی را نادیده گرفت و شروع به پرخاش کرد ، منم ناراحت شدم استکان توی دستم را خرد کردم البته کسی اسیب ندید
شاید شماها بیاید فقط به جمله استکان استناد کنید اما من وقتی ناراحت شدم که دیدم هر راهی را پیش میرم به نتیجه نمیرسه و خانمم حرف خودشو میگه
من به عنوان مرد احتمالا دارم نابخردانه عمل میکنم که برای اینجور زنی تحمل میکنم ، الان اگه طلاقش بدم ضرر اصلی برای منه که گول حرف یه دختر بچه را خوردم برای همین میزارم چند ماه دیگه طلاقش میدم
مگر اینکه عوض بشه
برام زجر اوره با زنی زندگی کنم که تنها معیارش پوله ، البته اینم بگم وضع مالیم همین الانم از پدر اونم خیلی بهتره ، اما خانمم چیزی فراتر میخواهد ، دوران عقد بزرگ نمایی هم نکردم خودش توهم زده بود و فکر میکرد میلیاردرم و رو نمیکنم ، لعنت بمن که گول خوردم و فکر میکردم دوسم داره
عشق و محبت یکطرفه مسئله عذاب آوریه











علاقه مندی ها (Bookmarks)