ببخشید ولی آخه برای چی قربون صدقش رفتید ؟ اونم بی دلیل........ ای کاش بدون این که اینقدر لوسش کنید حرفتونو جدی و بدون هیچ نرمی بهش میزدید...
خواهشا این بار دیگه اشتباه قبلت رو تکرار نکن.
برو پیشش و بگو پس حالا که نمیخوای با هم حرف بزنیم پس لطفا فقط به این حرف من گوش بده.
بهت یه فرصتی میدم تا خوب در مورد من و زنگیمون فکر کنی و روی یه کاغذ خواسته هایی که از من داری رو بنویسی... اینو برای این دارم میگم که دلم میخواد مشکلاتمون کاملا حل بشه. چون من از شرایط قعلیمون رضایت ندارم و باید بتونیم حرفهامونو به هم بزنیم....
دقیقا این جملات رو خیلی خیلی خیلی جدی بهش بگو... بدون اینکه قربون صدقش بری و بدون اینکه عصبانی یا ناراحت باشی.... جدی جدی....
در آخر بگو فردا کاغذو ازت میگیرم ... ازش بخواه که کااااامل کامل بنویسه.
اگر دیدی باز هم قبول نکرد دیگه اینجا باید یه فکر اساسی بکنی به نظرم... چون نمیشه که یه نفر اینقدر برای زندگی تلاش گنه و اون یکی اصلا به فکر نباشه و فقط بخواد حرف خودش باشه. اون موقع میتونی خیلی محکم بهم بگی:
باشه هر طور راحتی ... ظاهرا دلت نمیخواد برای زندگیمون قدمی برداری... باشه من هم دیگه تلاشی نمیکنم وبهتره بدونی که دیگه دلم نمیخواد به این زندگی ادامه بدم.............
باز هم تاکید میکنم در صورتیکه بار هم ازش درخواست کردیدو اون بار قبول نکرد خیلی جدی و اروم اینو بهش بگو و بعد هم اون محل رو ترک کن..
مطمئنا بعد از این حرکت شما خانمت یه خورده به خودش میاد و به فکر تغییر اساسی میفته..
به حرفهام اعتماد کن...![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)