[quote=حیاط خلوت;406803]ببین عزیزم من یه شهر غریب و دور از خانواده هستم
پدر ومادرهمسرم رو هفته ای دو بار میبینم
جاریهامو رو 6 تا 3 ماه ندیدم
هرچند در ظاهر و روزهای اول نشون می دادن که اهل سرزدن هستن اما تو مرخصی 6ماهه زایمان حتی یک نفر ( به خداوندی خدا قسم) از فامیل شوهرم زنگ نزد بگه مردی یا زنده ای و یا بلدی بچه ات رو ببری حمام
من تو محل کارم تکنفره تو شیفتم
فقط هفته ای 2 ساعت یکی از دوستانم میاد پیشم و وقتی میاد عین آتشفشان منفجر میشم از حرفهایی که تو دلم مونده
بقیه هم رد و گذری میان و کلا مردم خشکین و صمیمی نمیشن
تو هفته هم سه روز میرم باشگاه و اونجا هم یک ساعتی میحرفیم (البته اینم یه ماه میرم)
اما خیلی آروم شدم اصلا حرف زدن یادم رفته
در حالی که تو هفته سه بار مادر و خواهرام بهم زنگ می زنن ( سه ماهه یک بار هم یه هفته میرم پیش مامانم)
تنهایی رو اون موقع هاس که با گوشت و خونت حس می کنی
افسرده و تنها میشی باور کن
به نظرم اشتباه نکن
همسر من خیلی عالیه ولی گاهی همین تنهایی رو روابطمون تاثیر بد میزاره.
بیشتر فک کن.[/quote
سلام …راستش جوابایی که داده شده خیلی برای من جالبه…آخه دلیل اومدن من به همدردی موضوع مشابه همین بود که خواستگارم محل کارش شهر بافاصله زیاد از شهرخودمون بود ولی خودش همشهریمون بود و من از رد کردنش پشیمون شده بودم…حتی الان هم نمیدونم کار درستی کردم یا نه…
خوندن این تاپیک و پاسخ ها خیلی برام جذابه…
امیدوارم دوست عزیزمون بهترین تصمیم رو بگیره








علاقه مندی ها (Bookmarks)