به خدا حسن ظن داشته باشیم !
جمله بالا رو در گوگل سرچ کن جواب خیلی از سوالات رو میگیری
در مورد خوش بودن گناهکار
گونه های استدراج
از آیات قرآن و کلمات معصومین (ع) استفاده می شود که استدراج گونه های مختلف دارد که با تمسک به آیات قرآن به برخی آن ها اشاره می شود:
1- واگذاشتن به حال خود . نخستین گونه استدراج واگذاشتن افراد ظالم و ستمگر به حال خودشان می باشد.... در حالی که خداوند افراد مؤمن را به حال خودشان ره
نمی کند و به یاری آن ها می آید تا سر انجام نجات یابند(ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمی زَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ) چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را به همانگونه كه شما هستيد واگذارد؛ مگر آنكه ناپاك را از پاك جدا سازد. (آل عمران/179) بر این اساس خداوند مومنان را ولو مورد ابتلاء و گرفتاری قرار دهد اما آن ها را به حال خودشان نیمگذارد ، الطاف روشن و پنهان خداوند همراه آنان است. برخلاف ستمگران که خداوند آنان را به حال خودشان رها می کند!
2- زیاد نمودن نعمت ها.
آیات که استدراج را به گونه ی زیاد نمودن نعمت می داند زیاد است اما به چند مورد آن در این جا بیان می شود: )وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ( آنها كه كافر شدند، (و راه طغيان پيش گرفتند،) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مىدهيم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مىدهيم فقط براى اينكه بر گناهان خود بيفزايند؛ و براى آنها، عذاب خواركنندهاى(آماده شده) است. )آلعمران /178(
)فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُون ) (آرى،) هنگامى كه(اندرزها سودى نبخشيد، و) آنچه را به آنها يادآورى شده بود فراموش كردند، درهاى همه چيز(از نعمتها) را به روى آنها گشوديم؛ تا(كاملا) خوشحال شدند(و دل به آن بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتيم(و سخت مجازات كرديم)؛ در اين هنگام، همگى مأيوس شدند؛و درهاى اميد به روى آنها بسته شد. (انعام/ 14)
ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَ قالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ) سپس(هنگامى كه اين هشدارها در آنان اثر نگذاشت)، نيكى(و فراوانى نعمت و رفاه) را به جاى بدى(و ناراحتى و گرفتارى) قرار داديم؛ آن چنان كه فزونى گرفتند، (و همهگونه نعمت و بركت يافتند، و مغرور شدند،) و گفتند: «(تنها ما نبوديم كه گرفتار اين مشكلات شديم؛) به پدران ما نيز ناراحتيهاى جسمى و مالى رسيد.» چون چنين شد، آنها را ناگهان(به سبب اعمالشان) گرفتيم(و مجازات كرديم)، در حالى كه نمىفهميدند. (الأعراف/ 95)
(وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ (178 ) آیات فوق به این پرسش جواب می دهد که افراد ستمگر و مورد خشم الهی به جای عذاب و پاک شدن زمین از لوث وجودشان چرا مورد فزونی نعمت و ادامه حیات واقع می شوند ، در حالیکه آن ها شایستگی تنعّم و ادامه حیات را ندارند ؟
قرآن می فرماید: افراد ستمگر بر اساس اصل آزادی و اختیار به حال خودشان واگذاشته می شود، تا به آخرین مرحله سقوط و عذاب پیش روندو هیچ گونه عذر و بهانه نداشته باشند؛ لذا در روز قیامت به چنین افرا د حتی اجازه سخن گفتن و حتی دفاع داده نمی شود ( جاثیه / 35و نحل /84 و روم /57) لذا قرآن می فرماید: هر تجّدد نعمت، خیر نیست بلگه گاهی برخی نعمت ها از مصادق استدراج است.(فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ) و(فزونى) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتى فرو نبرد؛ خدا مىخواهد آنان را به وسيله آن، در زندگى دنيا عذاب كند، و در حال كفر بمی راند! (توبة /55) این آیه به همه گنهکاران هشدار میدهد که تأخیر کیفر الهی را دلیل بر پاکی و درستی خود ، و یا ضعف و ناتوانی پروردگار ، نگیرند ، و ناز و نعمتهائی را که در آن غرقند ، نشانه تقربشان به خدا ندانند ، چه بسا این پیروزیها و نعمتهائی که به آنها میرسد مقدمه مجازات استدراجی پروردگار باشد ، خدا آنها را غرق نعمت میکند و به آنها مهلت میدهد و بالا و بالاتر میبرد ، اما سرانجام چنان بر زمین میکوبد که اثری از آنها باقی نماند و تمام هستی و تاریخشان را در هم میپیچد .
هر چه غیر اوست استدراج تست گرچه تخت وملک تست و تاج تست
امیر مؤمنان علی ( علیهالسلام) میفرماید :( أَيُّهَا النَّاسُ لِيَرَاكُمُ اللَّهُ مِنَ النِّعْمَةِ وَجِلِينَ كَمَا يَرَاكُمْ مِنَ النَّقِمَةِ فَرِقِينَ إِنَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَرَ ذَلِكَ اسْتِدْرَاجاً فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفاً وَ مَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَرَ ذَلِكَ اخْتِبَاراً فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولا)على عليه السّلام فرمودند: اى مردم خداوند از نعمتهائى كه به شما عنايت كرده است واهمه داشته باشيد، زيرا ممكن است خداوند براى امتحان و آزمون شما اين نعمتها را عطا كرده باشد، پس از نعمت بترسيد همان گونه كه از فقر واهمه داريد اگر كسى اوضاع زندگيش بهتر شد و مال و نعمت به دست آورد، احتمال نداد كه ممكن است براى آزمايش باشد از عواقب هولناك آن خود را در امن دانسته است و هر كس هم دنيا برايش تنگ شد و آن را هم براى خود امتحان تلقى نكرد، او هم آرزوهاى خود را ضايع ساخته است( بحار الأنوار /70 /383 ). مولوی استدراج را در قصه " هاروت و ماروت " به تصویر کشیده است این جا به چند بیت آن اشاره می شود:
این چنین مستیست ز استدراج حق / تا چه مستیها کند معراج حق
دانهٔ دامش چنین مستی نمود / خوان انعامش چهها داند گشود
مست بودند و رهیده از کمند / های هوی عاشقانه میزدند
یک کمین و امتحان در راه بود / صرصرش چون کاه که را میربود
در پایان آیات مبارکه که در سوره مبارکه قصص که در باره استدراج قارون سخن گفته است، به دلیل ارتباط بیشترشان با بحث استدراج ونکته های زیادی که در این آیات است آن ها را عینا می آورم تا باشد غور نمودن در آن ها سبب روشن چشم و زدوده شدن زنگار از آینه دل دنیا پرستان شود.
(إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحينَ (76) وَ ابْتَغِ فيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ (77) قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدي أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ (78) فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ في زينَتِهِ قالَ الَّذينَ يُريدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظيمٍ (79) وَ قالَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا يُلَقَّاها إِلاَّ الصَّابِرُونَ (80) فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرينَ (81) وَ أَصْبَحَ الَّذينَ تَمَنَّوْا مَكانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا وَيْكَأَنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ (82) تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين .(83)
قارون از قوم موسى بود، اما بر آنان ستم كرد؛ ما آن قدر از گنجها به او داده بوديم كه حمل كليدهاى آن براى يك گروه زورمند مشكل بود! (به خاطر آوريد) هنگامى را كه قومش به او گفتند: «اين همه شادى مغرورانه مكن، كه خداوند شادىكنندگان مغرور را دوست نمىدارد! (76) و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب؛ و بهرهات را از دنيا فراموش مكن؛ و همانگونه كه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن؛ و هرگز در زمين در جستجوى فساد مباش، كه خدا مفسدان را دوست ندارد! (77) (قارون) گفت: «اين ثروت را بوسيله دانشى كه نزد من است به دست آوردهام!» آيا او نمىدانست كه خداوند اقوامى را پيش از او هلاك كرد كه نيرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! (و هنگامى كه عذاب الهى فرا رسد،) مجرمان از گناهانشان سؤال نمىشوند. (78) (روزى قارون) با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها كه خواهان زندگى دنيا بودند گفتند: «اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستى كه او بهره عظيمى دارد!» (79) اما كسانى كه علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند: «واى بر شما ثواب الهى براى كسانى كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام مىدهند بهتر است، اما جز صابران آن را دريافت نمىكنند.» (80) سپس ما، او و خانهاش را در زمين فرو برديم، و گروهى نداشت كه او را در برابر عذاب الهى يارى كنند، و خود نيز مىتوانست خويشتن را يارى دهد. (81) و آنها كه ديروز آرزو مىكردند بجاى او باشند(هنگامى كه اين صحنه را ديدند) گفتند: «واى بر ما! گويى خدا روزى را بر هر كس از بندگانش بخواهد گسترش مىدهد يا تنگ مىگيرد! اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نيز به قعر زمين فرو مى برد! اى واى گويى كافران هرگز رستگار نمىشوند! (82) (آرى،) اين سراى آخر تو را(تنها) براى كسانى قرار مىدهيم كه اراده برترىجويى در زمين و فساد را ندارند؛ و عاقبت نيك براى پرهيزگاران است! (83)
الحمد لله رب العالمین
+ نویسنده: سید محمد کبیر محمدی صدای علوی ندای فطرت،ندای خردو ندای توحید | این مطلب را نقد و بررسی نمایید
صفحه نخست
تماس ها
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
همه مطالب
۹۳/۰۲/۰۱ - ۹۳/۰۲/۳۱
۹۰/۰۲/۰۱ - ۹۰/۰۲/۳۱
۹۰/۰۱/۰۱ - ۹۰/۰۱/۳۱
۸۹/۱۲/۰۱ - ۸۹/۱۲/۲۹
۸۹/۱۱/۰۱ - ۸۹/۱۱/۳۰
۸۹/۰۹/۰۱ - ۸۹/۰۹/۳۰
۸۸/۱۲/۰۱ - ۸۸/۱۲/۲۹
۸۸/۱۱/۰۱ - ۸۸/۱۱/۳۰
آرشیو موضوعی
مطالب قرآنی
مطالب مذهبی
مطالب فقهی
مطالب اصولی
اشعار ناب
نکته های ادبی
لطیفه های ناب
اجتماعی فرهنگی
پیوندها
صدای علوی
rss
powered by
blogfa.com








علاقه مندی ها (Bookmarks)