به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 83

Threaded View

  1. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 19 خرداد 97 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1393-4-20
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    4,509
    سطح
    42
    Points: 4,509, Level: 42
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    7

    تشکرشده 84 در 50 پست

    Rep Power
    28
    Array
    بالاخره مشاوره رفتیم
    خانمم به مشاور گفت که میخوام تنها صحبت کنیم ، مشاور هم گفت اگه دوست داری تنها صحبت کنیم اما در نهایت همه صحبت ها با باهم باشه ، حدود بیست دیقه صحبت کردن ، بعد من رفتم و جوری صحبت کردم که خانمم شکوکه شد و اکثر مسائل را با توجه به حضور ذهنم گفتم ، در نهایت مشاور گفت شما باید 10 جلسه مشاوره بیایید.
    از جلسه مشاوره به خاطر اینکه حرفهام را به گوش خانمم رسوندم راضی بودم بعد از مشاوره خیلی شاکی بود و شروع کرد به غرغر کردن منم محل نزاشتم تا حرفهاش را بشنوم و البته حرفهاش بی پایه و اساس بود و کلی تهدید کرد اما چون برای خرید عید کارش گیر بود بشدت کوتاه اومد
    خواسته اصلیش این بود که هرچی میگه من چشم بگم و اگه بعدش انجام هم نمیدم چشم را بگم ، دروغ میگه امتحان کردم اگر چیزی را چشم گفتم منا میکشه تا انجامش بدم و دیگه بیخیال نمیشه
    خانمم بشدت سلطه گره ، منم دوسش دارم اما باج نمیدم ولی وظایف مادی و معنویم را در حد توانم انجام میدم
    خانمم بیشتر حرفش این بود که نقش خانوادش را در زندگیمون پررنگتر بکنه منم خیلی محکم مقاومت کردم و حرفهام را گفتم
    بعد شروع کرد به گله از مادر و خواهرم ، که این حرفشم بی پایه و اساس بود چون خودش که نبود خداش بود مادر و خواهرم بهش دید خیر دارن و برای جنجال تحریکم نمیکنن و گفتم اونا که از موضوعات ما خبر ندارن و برای دعواهای شما دائم خانواده تو دخالت میکنن
    اول مهارت نداره و بچه بازی در میاره ، کوتاه فکره چون توی جامعه نبوده
    تازگیا یخورده کوتاه اومده دیده با زور نمیتونه کاری پیش ببره و منم دیگه اجازه دخالت خانوادشو توی زندگیمون نمیدم
    فکر میکنم به ارامی داره زندگی در مسیر درستری پیش میره و راه طولانیه ، به راهنمایی شما بزرگان محتاج

    من اعضای دلسوز این سایت را در فضای واقعی نمیشناسم اما دعاگو هستم

  2. 2 کاربر از پست مفید meghdad تشکرکرده اند .

    setare_000 (سه شنبه 25 اسفند 94), سها** (سه شنبه 25 اسفند 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 آبان 94, 19:18
  2. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 تیر 93, 10:16
  3. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 بهمن 92, 14:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.