بی نهایت ، من خودم شخصا این مورد رو تجربه کردم و ناراحتی هم نداره و کاملا طبیعیه.من از خودم در تعجبم و از خودم ناراحتم که چرا ناراحت نیستم. چرا میل و رغبتی ندارم برای همدلی
ولی درکل ، ایشون عروس خانواده شما هستن ، هر کاری هم که کرده باشن اینهمه ناراحتی که منجر به این احساس شده غیر طبیعیه (دقت کنید منظورم این احساس فعلی نیست بلکه اون توقع یا ناراحتی قبلیه)
خانواده ها حق دارن که از فرزندشون محبت و عاطفه و کمک بخوان ولی الان ما به جایی رسیدیم که حتی بعضی خانواده ها فقط آرزو دارن دختر یا پسرشون در کنار همسرش ،خوب و خوش باشه ،
چون اونقدر عروس ها و دامادها هستن که مدام تن خانواده ها رو میلرزونن و مزاحمت ایجاد میکنن که اون خانواده حتی به طلاق فرزندش راضی میشه .
میخوام بگم اون توقعه وقتی برآورده نشه میتونه چنین دلخوری هایی به وجود بیاره ، هرچند اون توقع به جا باشه .
اما ظرفیت آدما و درایتشون که یکی نیست ، پس این ما هستیم که وقتی انتظار درایت و درک داریم و برآورده نمیشه آسیب میبینیم.
عروستون همینه ، ممکنه تغییر کنه ممکنه تغییر نکنه ، ممکنه متوجه اشتباهش بشه ممکنه نشه ، همینی که هستو سعی کن دوست داشته باشی.










علاقه مندی ها (Bookmarks)