سلام .
اولا این رابطه شما از اولش هم اشتباه بوده اگه واقعا میخواستی همون اوایل رسما می رفتی خواستگاری ... شاید یکی از خانواده ها اصلا راضی نمیشد ... حالا هم داری زندگی خودت رو نابود می کنی ....
بهت بر نخور ولی فکر کنم خیلی سطحی داری به ازدواج که یه اتفاق مهم توی زندگی هست نگاه می کنی ....تو خودت فکر می کنی این ادم شایستگی مادر شدن برا بچه هات رو داره ؟ ....البته روی خودت هم باید کار کنی ..
==========================
یه چیزی میخوام میخوام بگم تو دلم مونده !!! مخاطبم هم شروع کننده تاپیک نیست .... مخاطبم میتونه هر کسی باشه که به متن من مربطو میشه :
این جا ادم یه چیزایی می بینه شاخ هاش در میاد ..... طرف زندگی اش لب تیغ هست ادمده این جا میگه کمک کنید !!! خوب ادم عاقل برو یه مشاوره ..... قبلا هم گفتم انتخاب مشاور از رفتن به مشاوره خیلی مهم تر هست . یعنی شده یک ماه زمان بذاری .... بذار ولی پیش یه ادم با ایمان .... با تجربه .... برو نه پیش هر کسی ...
این جا خیانت هایی رو میبینم شاخام در میاد .... راستش منی که مجردم ...بیرون که می رم اون قدر مواظب چشم مام هستم ...که هر تصویری رو توی ذهنم ثبت نکنم ... می خوام همسرم اولین و اخرین تصویری باشه که توی ذهنم ثبت میشه ... نه این که افراط کنم نه ... ولی طبق متن صریح قران سعی می کنم چشمام رو نگه دارم ... اون وقت این جا چیزایی می بینم شاخم در میاد !!!!!!!
از خودم نمیخوام تعریف کنم ... همه این ها رو هم لطف خدا می دونم ... میخوام بگم دین توی زندگی ما از بین رفته ... من با این یه ذره ایمان ناقصی که دارم و مطمئنا خیلی هم با ایمان واقعی فاصله دارم اما این یه ذره باعث میشه خیلی چیزا رو رعایت کنم ...همه مشکلات ما از دو چیز هست یکی ایمان توی زندگی ها رخ بر بسته و دیگری هم عدم آگاهی هست ... طرف حاضر نیست برای زندگی مشترکش وقت بذاره و مطالعه کنه ... مطالعه ... مطالعه ... و مطالعه ... چیزی که توی جامعه ما کم هست ... توی دل مونده بود باید این ها رو به جایی می گفتم !!!
خدا همه ما رو هدایت کنه ...
یا علی ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)