دلسا جان، نکته ی مهم اینه که دخترتون نباید شما رو با رفتارش کنترل کنه بلکه بالعکس این شما هستید که باید اون رو کنترل کنید. مسئول حفظ قانون هایی هم که تعیین می کنید شما هستید. پس اگر می بینید جایی نمی تونید اون قانون رو حفظ کنید، حرمت حرفتون رو نشکنید و از اون موقعیت به طور کلی جلوگیری کنید. مثلا اگر به خاطر گریه و زاری نمی تونید دخترتون رو پیش مادرشوهرتون بذارید، کلا بهش نگید که باید اینجا بمونی.
در مورد اینکه قبول نمی کنه که کارش رو انجام بده یا شما رو مجبور می کنه کاری بکنید: شما اصلا و ابدا نباید کوتاه بیاید. می دونم که تحملش سخته و اعصاب خردکنه ولی باید صبر کنید تا این عادت دخترتون که می تونه با گریه و دعوا و قهر و عصبانیت حرف خودش رو به کرسی بشونه از سرش بیفته. وقتی این طوری رفتار می کنه هیچ توجهی بهش نکنید. انگار که اصلا متوجه کارهایی که می کنه نیستید. یه مدت اگر دووم بیارید و این رفتار رو ادامه بدید خودش می فهمه که دیگه این تاکتیک جواب نمی ده. در عوض وقتی خوب رفتار می کنه ازش تعریف کنید و بهش توجه کنید تا بفهمه که راه های بهتری هم برای انجام کارهاش وجود داره. مثلا اگر خودش آب برای خودش آب نمیاره یا اینکه انتظار داره شما این کار رو کنید، خوب اگر بهش توجهی نکنید، هیچ اتفاقی نمی افته. بلکه می فهمه از آب خبری نیست و باید رفتارش رو تغییر بده.
منظور من از این حرف ها نیست که بچه رو اذیت کنید بلکه منظورم اینه که دخترتون عینا متوجه بشه که چه انتظاراتی ازش می ره، چه رفتارهایی باید بکنه و نکنه و اینکه باید از حرف شما تبعیت داشته باشه نه بالعکس.








علاقه مندی ها (Bookmarks)