سلام آي تك جان
به نظر من توي همون مدت زمان رابطه نكات خاصي وجود داشتن كه به اندازه كافي مهم بودن تا حتي بحث به نوع پوشش شما نرسه! ولي اون ها رو ناديده گرفتي و البته يه پرده اي بوده كه وقتي كنار رفته نتيجه ش شده اين تماس ...
اوليش اينكه؛
من وقتي داشتم اون قسمتي رو مي خوندم كه داشتي از تعريف هاي اون آقا نسبت به خودت مي گفتي، با خودم گفتم چه پررو و منفعت طلب!! كاملا واضحه كه ابراز احساسات ايشون صرفا خطاب به موقعيت شما بوده و راستش از نظر من چنان وقيحانه ست كه مثلا يه پسري تو اولين جلسه آشنايي به يه دختر پولدار بگه وااااااي چقدر عالي كه تو پول داري واي ديگه نونمون تو روغنه و از اين قبيل صحبت ها!
آي تك جان خودت خوب مي دوني كه امكان نداره احساسات واقعي و عميق بعد از دو سه بار نشست و برخواست ايجاد بشه و ايشون هم واقعا اون همه احساسات در وجودشون نبوده بلكه شروع كردن به تعريف و تمجيد كه راه مناسبي براي به دست آوردن شما مي ديده.
درسته كه اين موقعيت الان بخشي از وجود توعه ولي واقعا چيزي نيست كه تو زندگي مشترك كاربرد خاصي داشته باشه! (اينو خودم تازه الان بعد از ازدواج بهش رسيدم!!) به هر حال حواست باشه كه اين ها صرفا فاكتور اوليه براي جذبه و براي رسيدن به يك ازدواج پايدار بايد خيلي مسائل اخلاقي ديگه سنجيده بشن و اين واقعا احمقانه ست كه آدم تا يه همچين شرايطي ديد بگه آها اين خودشه.
دوم اينكه؛
ايشون با اينكه موقعيت شغلي شما رو يه امتياز براي شما مي ديدن و تاكيد كردن كه نسبت به همسن و سال هاتون خيلي جلو هستين، ولي دقيقا سعي مي كنه همين امتياز رو از شما بگيره و ميگه مي خوام شاغل نباشي!!
اين نشون ميده كه شرايط شما واقعا اون چيزي نبوده كه از زندگي ميخواسته. بلكه صرفا چون شما از نظر همه عالي هستين و دست نيافتني، باعث ايجاد ميل و حرص توي ايشون شده!
سوم؛
ترتيب دادن ديدار با خونواده ش اون هم بدون ذره اي توجه به خواست شما! از صحبت هايي كه از طرف خونواده شون هم به شما منتقل كرده كاملا مشخصه هدف اين قضيه چي بوده. اينكه خودش رو به خونواده ش اثبات كنه! فقط و فقط همين! من برداشتم اينه كه ايشون به خاطر رفتارهاي گذشته و يا شايد هم انتخاب همون دختر خانوم، از جانب خونواده ش مورد شماتت بوده و حالا مي خواسته با معرفي دختري كه مي دونه همه تاييدش مي كنن، خودش رو ثابت كنه و بگه ببينين من هم عرضه ش رو دارم!! بعد هم از تعريف و تمجيدهاي خونواده ش چنان رو ابرا بوده كه اين رو سريعا بهت انتقال ميده! در صورتي كه معمولا آقايون زماني كه ميخوان تصميم جدي براي ازدواجشون بگيرن خيلي بعيده كه بخوان نظرات خوانواده رو اون هم با اين جزييات تعريف كنن!
من فكر مي كنم اتفاقي كه اينجا افتاده اينه كه تو انقدر تو اين ارتباط پر و بال گرفتي و رو ابرا رفتي كه حتي فرصت نكردي به خودت اجازه بدي رابطه رو تجزيه تحليل كني! اين رابطه فقط تو رو از نظر روحي اغنا كرده بود و براي تويي كه هميشه سوال بوده چرا با وجود موقعيت خوبت، شرايط ازدواج مناسبي رو تجربه نميكني، اين رابطه فرصت عالي بوده كه تمام امتيازاتت بهت يادآوري بشه.
حالا بعد چه اتفاقي افتاد؟ اين آقا نشسته با خودش فكر كرده كه اي بابا اين همه انرژي گذاشتم و احساسات به خرج دادم آخرش هم نه!! پس بذار بهش بگم كه هيچ كدوم از احساساتم واقعي نبوده تا لااقل انقدر پيشش كوچيك نشده باشم!
بعد كه به تو پيغام ميده و تو به يك باره مي بيني كه تمام اون ابراز احساسا و اعتماد به نفس هايي كه بهت داده شده، كاذب بوده، تازه تو خودت مي شكني كه من اونطوري كه فكر مي كردم جذاب نيستم!!!
اشتباه دقيقا همين جاست. تو اگه از اول به شخصيت ايشون توجه بيشتري ميكردي متوجه ميشدي كه نبايد وارد بازيش بشي و واقعا آدم ارزشمندي نيست!
اين دغل دوستان كه مي بيني
مگسانند دور شيريني!
تو بايد بيشتر از اين ها براي خودت ارزش قائل بشي و اجازه ندي اين چنين افراد سودجو و منفعت طلب بهت نزديك بشن. فكر كنم بتوني آينده ازدواج با چنين افرادي رو تصور كني. خيلي خيلي تشخيص اين جور افراد سخته كه متاسفانه تو جامعه رو به افزايش هم هستن. اما اگه انقدر تو اين قضيه سختگيري ميكردي، مي تونستي همه اين نكته ها رو از طرف مقابلت در بياري.
خوشحالم كه اين ارتباط به جايي نرسيد و البته فكر مي كنم تجربه ش ارزشش رو داشت!








علاقه مندی ها (Bookmarks)