به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 86
  1. #61
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 تیر 97 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    7,253
    سطح
    56
    Points: 7,253, Level: 56
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 309 در 147 پست

    Rep Power
    48
    Array
    سلام روژینا خانم ممنونم از اظهار نظرتون
    سلام و تشکر خدمت skyzare عزیز
    خیلی خوبه که شما بیشتر نظراتتون به دوستان بر مبنای ایات و روایته
    حرفاتون کاملا درسته
    شما از اول در جریان مشکل من بودید و گاهی نظرتون رو گفتید و راهنمایی کردید
    همونطور که میدونید من خیلی سعی تلاش کردم
    به تمام معنا با هزار امید غرورم رو گذاشتم زیر پا رفتم پیش کسایی که تردم کردن تحقیرم کردن و باز حرفای حق به جانبشون رو نادیده گرفتم بلکه همسرم ذره ای تغییر کرده باشه و فرصتی دوباره به هردومون بده
    اما باز حق بجانب تردم کرد و ناله و نفرین و بد و بیراه
    خودش در ابتدا پیشنهاد داد حقوقش رو میبخشه تا طلاقش بدم اما بد عهدی کرد و چندبار حرفشون رو عوض کردن
    چندماه پیش باز گفت میبخشم الان رفتم وقتی گفت نمیخام ادامه بدم میگم بخاطر تو علیرغم میلم حاضرم طلاقت بدم باز میگه مهرمو بده
    بهش گفتم فقط بخاطر اینکه بهت نشون بدم که میخام خاطره بدی ازم نداشته باشی ده تا سکه بهت میدم میگه نه پنجاه تا بده....
    منم یه ادم معمولی با درامد اداره کار با بدهی و قسط و....
    به اندازه کافی ضرر بهم زدن اما بازم حاضر شدم یه چیزی بدم بهش اونم باید قرض کنم اما طمع داره و میخاد سرمایه جور کنه برای خودش در حالیکه پدرش وضعش بد نیست
    شما بگو من چکار کنم
    توی عقد بستگی بدون شروع زندگی مشترک
    همه چیزم رو از دست دادم زن و زندگی و امید و اعتماد و ارامش و اعصابم حالام هرچی دارم بدم بهش و از صفر شروع کنم دوباره بعد بیست نه سال سن؟!! در حالیکه هزار بار بهم بد عهدی کرده و منتظر فرصت برای نابود کردنم بود نمونه اول قهرمون میخاست وکالت در طلاق بگیره ازم و پوستمو بکنه منه ساده هم چوب سادگی و مهربونیم رو خوردم از اول.
    به همسرم گفتم من هیچوقت راضی به طلاق نیستم و تو مسوولیتش رو و گناهش رو گردن میگیری؟؟
    گفت نترس من واسه زن بدیت اومدن تحقیق میگم من طلاق خواستم
    انقد ازین حرفا بهم زد توی این مدت
    خدا خودش میدونه من نمیخاستم اسم روی دختر مردم بزارم و با نامردی ولش کنم...
    چون به یه چیزایی معتقدم و خیلی به نمک شناسی و مردونگی اهمیت میدم اما اخر بهم گفت ایشالا نون بدو و تو دنبالش بدوی...
    اما من بهش گفتم من از ته دل برات ارزوی خوشبختی میکنم و ارزو میکنم هیچوقت حسرت منو نخوری
    گفتم حلالت کردم و ازت گذشتم
    از همه اطرافیت هم گذشتم و کینه ای به دل ندارم
    ویرایش توسط amf66 : سه شنبه 17 فروردین 95 در ساعت 00:05

  2. 2 کاربر از پست مفید amf66 تشکرکرده اند .

    یه بنده خدا (چهارشنبه 18 فروردین 95), آرامش خیال (سه شنبه 17 فروردین 95)

  3. #62
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اردیبهشت 96 [ 15:14]
    تاریخ عضویت
    1391-8-17
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    5,053
    سطح
    45
    Points: 5,053, Level: 45
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    163

    تشکرشده 177 در 80 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط amf66 نمایش پست ها
    سلام روژینا خانم ممنونم از اظهار نظرتون
    سلام و تشکر خدمت skyzare عزیز
    خیلی خوبه که شما بیشتر نظراتتون به دوستان بر مبنای ایات و روایته
    حرفاتون کاملا درسته
    شما از اول در جریان مشکل من بودید و گاهی نظرتون رو گفتید و راهنمایی کردید
    همونطور که میدونید من خیلی سعی تلاش کردم
    به تمام معنا با هزار امید غرورم رو گذاشتم زیر پا رفتم پیش کسایی که تردم کردن تحقیرم کردن و باز حرفای حق به جانبشون رو نادیده گرفتم بلکه همسرم ذره ای تغییر کرده باشه و فرصتی دوباره به هردومون بده
    اما باز حق بجانب تردم کرد و ناله و نفرین و بد و بیراه
    خودش در ابتدا پیشنهاد داد حقوقش رو میبخشه تا طلاقش بدم اما بد عهدی کرد و چندبار حرفشون رو عوض کردن
    چندماه پیش باز گفت میبخشم الان رفتم وقتی گفت نمیخام ادامه بدم میگم بخاطر تو علیرغم میلم حاضرم طلاقت بدم باز میگه مهرمو بده
    بهش گفتم فقط بخاطر اینکه بهت نشون بدم که میخام خاطره بدی ازم نداشته باشی ده تا سکه بهت میدم میگه نه پنجاه تا بده....
    منم یه ادم معمولی با درامد اداره کار با بدهی و قسط و....
    به اندازه کافی ضرر بهم زدن اما بازم حاضر شدم یه چیزی بدم بهش اونم باید قرض کنم اما طمع داره و میخاد سرمایه جور کنه برای خودش در حالیکه پدرش وضعش بد نیست
    شما بگو من چکار کنم
    توی عقد بستگی بدون شروع زندگی مشترک
    همه چیزم رو از دست دادم زن و زندگی و امید و اعتماد و ارامش و اعصابم حالام هرچی دارم بدم بهش و از صفر شروع کنم دوباره بعد بیست نه سال سن؟!! در حالیکه هزار بار بهم بد عهدی کرده و منتظر فرصت برای نابود کردنم بود نمونه اول قهرمون میخاست وکالت در طلاق بگیره ازم و پوستمو بکنه منه ساده هم چوب سادگی و مهربونیم رو خوردم از اول.
    به همسرم گفتم من هیچوقت راضی به طلاق نیستم و تو مسوولیتش رو و گناهش رو گردن میگیری؟؟
    گفت نترس من واسه زن بدیت اومدن تحقیق میگم من طلاق خواستم
    انقد ازین حرفا بهم زد توی این مدت
    خدا خودش میدونه من نمیخاستم اسم روی دختر مردم بزارم و با نامردی ولش کنم...
    چون به یه چیزایی معتقدم و خیلی به نمک شناسی و مردونگی اهمیت میدم اما اخر بهم گفت ایشالا نون بدو و تو دنبالش بدوی...
    اما من بهش گفتم من از ته دل برات ارزوی خوشبختی میکنم و ارزو میکنم هیچوقت حسرت منو نخوری
    گفتم حلالت کردم و ازت گذشتم
    از همه اطرافیت هم گذشتم و کینه ای به دل ندارم
    سلام .

    قبل از هر چیزی من یه چیزی بگم . من اگه توی پست قبلی در مورد دادن مهریه خانم حرف زدم خدایی نکرده هم چین ذهنیت ایجاد نشه که من با طلاق موافق هستم به نظرم طلاق باید اخرین راه باشه . وقتی همه راه ها رو رفتی و بی نتیجه بود ....و این که مشاور هم طلاق رو تایید کنه .

    ============

    این که شما کینه ای ندارید یه صفت خیلی خیلی خوب هست
    ... معمولا توی دوره زمانه ما کمتر ادمی پیدا میشه که کینه توز نباشه ... به نظرم ادم کینه ای بیمار هست ... ما ادم ها فکر می کنیم بیماری فقط بیماری های جسمی ( مثل : سرطان و گرفتگی عروق و غیره ... ) هست ... در صورتی که گاهی اوقات بیماری های روحی ( مثلا کینه توز بودن / حسود بودن / تکبر داشتن / و غیره ) بر مراتب بدتر از بیماری های جسمی هست .... حتی خیلی از بیماری های روحی زمینه ساز بیماری های جسمی هست ...
    ============


    توی عقد بستگی بدون شروع زندگی مشترک
    همه چیزم رو از دست دادم زن و زندگی و امید و اعتماد و ارامش و اعصابم حالام هرچی دارم بدم بهش و از صفر شروع کنم دوباره بعد بیست نه سال سن؟!!
    از نظر قانونی و شرعی خودتون بهتر میدونید کسی که توی عقد بخواد جدا بشه نصف مهر رو باید بده ....پس این اولین نکته .

    قبول دارم طلاق اثر بدی روی طرفین میزاره ...گاهی اوقات شکست ها پل هایی هستند به سوی موفقیت ...

    این که می فرمایید هر چی دارم بدم ... من این رو با اطمینان می گم .... جتی اگه شما با هر ترفندی بتونی خانمت رو راضی به 10 تا بکنی از طرفی از ته دل خودش راضی نباشه مطمئن باش بعدا توی زندگی اینده چوبش رو میخوری ......چون حق الناس به گردنت هست ...( مهر خانمت که کامل ندادی و اون ناراضی بوده )

    شنیدید میگن چوب خدا صدا نداره ؟ از یه جایی می خوری که اصلا متوجه نمیشی .....یه دفعه می بینی هر چی جمع کرده بودی یه شب میره ! من خودم دیدم و تجریه اش رو داشتم ....برای یکی از اشناهامون .....اون ربا میخورد اونقدر وضعش بد شد که مجبور شد بره خونه مادرش زندگی کنه ..

    اصلا خیلی از اتفاقاتی که برای ما ادم ها می افته نتیجه بعضی از کارهای ماست ....یه مثال بزنم ... مثلا من امروز صندلی ام رو تو اتوبوس به یه کهنسال میدم ... ممکنه اثر این کار خوبم رو فردا ببینم ...شاید دو روز دیگه ببینم .... 1شاید ماه دیگه ببینم یا شاید 1 سال دیگه یا شاید 10 سال دیگه ببینم ....

    شما اگه مهر خانمت رو ندی چوبش رومیخوری ... حالا شاید امروز ....شاید فردا .... شاید 1 ماه ... شاید 1 سال ... شاید 20 سال .....

    ============

    منم یه ادم معمولی با درامد اداره کار با بدهی و قسط و...

    این حرفی رو که میخوام بگم مخاطبم فقط شما نیستید ... ( به هیچ عنوان هم قصد سرزنش رو ندارم فقط برای اگاهی و اطلاع میگم ) به همه بخصوص اقایون ...

    واقعا وقتی میرید خواستگاری ... مهریه رو به این عنوان قبول کنید که میخواید به خانمتون بدید .... درسته معمولا خانم ها توقع ندارند مهریه ای بگیرن ... ولی وقتی با این دید جلو برید نگاه به وضع خودتون می کنید و در نتیجه زیر بار مهریه زیاد نمیرید .... و واقعا چه قدر لذت بخش هست مرد بگه من چون میخوام مهر خانمم رو توی زندگی اینده ام بدم حاضر به پذیرش مهر بیشتر از توانم نیستم ....


    =========================

    و در اخر .... به حرف هیچ ادمی توی این دنیا نمیشه اعتماد کرد .... ولی به حرف خدا ادم میتونه قاطعانه اعتماد کنه ... اگه میگه مهر خانم رو بده و اون رو راضی کن حتما سری توش هست که شاید ما هیچ گاه نتونیم به عمق اون پی ببریم ...

    ان شاالله هر چی خیر هست برای شما رقم بخوره ...


    یا علی ..

    ========================

    ویرایش :

    یه چیزی هم در مورد رفتار شما .... در برابر رفتارهای اشتباه خانم و خانواده اش

    مدیر رفتارهای ما ، رفتار و موضع دیگران نیست . رفتار درست قواعدی در دین و عقل دارد که باید آنها را لحاظ کرد . ما که برده و ذلیل نظر و موضع دیگران نیسیتم که با رفتار آنها خودمان را تنظیم کنیم


    میخوام بگم اگه دیگران بدی در حق ما کردن ...دلیل نمیشه که بخوایم جوابشون رو با بدی بدیم ..






    ویرایش توسط skyzare : سه شنبه 17 فروردین 95 در ساعت 16:21

  4. 3 کاربر از پست مفید skyzare تشکرکرده اند .

    amf66 (سه شنبه 17 فروردین 95), آرامش خیال (سه شنبه 17 فروردین 95), شادی ظهوریان (یکشنبه 22 فروردین 95)

  5. #63
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام آقای علی
    با توجه به پست های آخرتون به نظر میرسه که خانومتون برای جدایی مصمم تر از اون چیزی هست که فکر میکردم.
    اما شما اگر فکر میکنید هنوز امیدی هست به تلاشتون برای حفظ زندگی ادامه بدید.
    انشالله هرآنچه خیر و ضلاحتون هست براتون پیش بیاد.

  6. کاربر روبرو از پست مفید آرامش خیال تشکرکرده است .

    amf66 (سه شنبه 17 فروردین 95)

  7. #64
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 تیر 97 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    7,253
    سطح
    56
    Points: 7,253, Level: 56
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 309 در 147 پست

    Rep Power
    48
    Array
    سلام skyzare و ارامش خیال عزیز
    بله خانم ارامش خیال تصمیمش قطعی و بدون تردیده چون گفت هیچوقت بر نمیگردم...
    واقعا از شما دو دوست خوبم ممنونم که قصد راهنمایی منو دارید و دایم ارشادم میکنید و پیگیر هستید
    در جواب skyzare باید بگم من هیچوقت راضی به طلاق دادن همسرم نیستم و هنوز امیدوارم و حاضرم هر شرط معقولی رو بپذیرم تا برگرده
    ببینید دوست من در ابتدای اختلافمون که انقد پیچیده نشده بود با اصرار همسرمو راضی کردم به صحبت
    گلی گرفتم و بیرون همو دیدیم ازش خاستم که حرفو تموم کنه و کوتاه بیاد گفتم هردو اشتباه کردیم و باهم بحثمون شد(سر یه موضوع پیش پا افتاده)اما مثل الان گفت فقط طلاق بی احترامی کرد بهم گفت مرد باش طلاقم بده من مهریه ام رو میبخشم
    بعد کلی اصرار بالاخره پذیرفتم
    فرداش قرار شد بریم دادگاه
    اما اون بد عهدی کرد و منو خواهان طلاق نشون داد و گفت هم طلاق هم مهر منم گفتم طلاق رو پذیرفتم در قبال بذل وگرنه من طلاق نمیدم
    شکایات متعدد و پرسه طولانی دادگاه شروع شد
    چند ماه پیش باز گفت میبخشم و طلاق
    من میخاستمش
    گفتم طلاق نمیدم هی اصرار کرد
    گفتم فکر کن
    تا بالاخره وقتی بهم گفت دارم اذیت میشم
    التماس کرد طلاقم بده و دیدم بهم ریخته
    شب عید رفتم جلو و اونهمه اصرار و تلاشم واسه برگشت
    اما وقتی دید احساساتم نسبت بهش هنوز پا برجاست سو استفاده کرد و زد زیر حرفش گفت مهرمو بده و طلاق
    من بهش گفتم به عنوان هدیه ده تا سکه میدم بهت
    چون توانم همینه اما میگه پنجاه تا
    طبق قانون و عرف و شرع وقتی زن از شوهرش اکراه داره و طلاق میخاد مالی رو به عنوان فدیه به شوهرش میده تا طلاقش بده حالا همون مهریه باشه یا حتی بیشتر ازون!!!
    ناگفته نماند بخاطر بد عهدی همسرم در ابتدا کارمون به لجبازی و شکایات متعدد و ابروریزی و هزینه وکیل هزار چیز دیگه کشید وگرنه بدون اینهمه تاوان و هزینه ابتدا میتونست محترمانه و دوستانه توافق کنه و جداشه...
    بد نیست بدونید بین زن و شوهر حق چیزی متقابل و دو طرفست مرد حق طلاق داره و زن حق مهریه و نفقه عرفا حقی رو میدن تا حقی رو بگیرن
    همه اینا به توافق بستگی داره و هیچکس مجبور به پذیرش شرط طرف مقابل نیست
    مرد اگر شروط ضمن عقد رو نداشته باشه مجبور نیست هم مهریه بده هم علیرغم میلش طلاق بده مگر اینکه مرد بخاد زنشو طلاق بده و در اونصورت باید توی عقد نصف مهریه رو بده و بعد عروسی کامل
    حالا من طبق شرع و قانون میتونم همسرمو طلاق ندم و این نه گناهه و نه خلاف مهرشم طبق ایه قران و قانون قسطی میدم هرچند سال بکشه و طبق قانون و شرع اسلام میتونم ازدواج مجدد کنم اگر نیاد و همسرم ناشزه محسوب شده و نفقه نداره و گناهکار و فعل حرام انجام داده و بهم مدیونه..!!!
    ببینید دوست من بنده شخصی نسبتا مذهبی توی شهری مذهبی با اطلاعات مختصری توی حقوق خانواده هستم
    حرفای بالا هم شرعا و هم قانونا و هم عرفا بدون ایراد و قابل قبوله اما یه چیزی هست به اسم وجدان
    که ادم دلش نمیاد کسی که دوستش داشته و شریک احساسیش بوده رو توی سختی و رنج ببینه
    و از چیزایی میگذره و حاضر میشه تا حد توانش اونو راضی نگه داره و با خاطره خوب از هم جداشن
    امیدوارم بتونید خودتونو جای من بگذارید و درکم کنید و خدا طوری راهنماییم کنه که بدون اجحاف در حق همسرم تصمیم بگیرم
    علی یارت.....

  8. 3 کاربر از پست مفید amf66 تشکرکرده اند .

    skyzare (سه شنبه 17 فروردین 95), آرامش خیال (چهارشنبه 18 فروردین 95), ستاره زیبا (جمعه 20 فروردین 95)

  9. #65
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اردیبهشت 96 [ 15:14]
    تاریخ عضویت
    1391-8-17
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    5,053
    سطح
    45
    Points: 5,053, Level: 45
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    163

    تشکرشده 177 در 80 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط amf66 نمایش پست ها
    سلام skyzare و ارامش خیال عزیز
    بله خانم ارامش خیال تصمیمش قطعی و بدون تردیده چون گفت هیچوقت بر نمیگردم...
    واقعا از شما دو دوست خوبم ممنونم که قصد راهنمایی منو دارید و دایم ارشادم میکنید و پیگیر هستید
    در جواب skyzare باید بگم من هیچوقت راضی به طلاق دادن همسرم نیستم و هنوز امیدوارم و حاضرم هر شرط معقولی رو بپذیرم تا برگرده
    ببینید دوست من در ابتدای اختلافمون که انقد پیچیده نشده بود با اصرار همسرمو راضی کردم به صحبت
    گلی گرفتم و بیرون همو دیدیم ازش خاستم که حرفو تموم کنه و کوتاه بیاد گفتم هردو اشتباه کردیم و باهم بحثمون شد(سر یه موضوع پیش پا افتاده)اما مثل الان گفت فقط طلاق بی احترامی کرد بهم گفت مرد باش طلاقم بده من مهریه ام رو میبخشم
    بعد کلی اصرار بالاخره پذیرفتم
    فرداش قرار شد بریم دادگاه
    اما اون بد عهدی کرد و منو خواهان طلاق نشون داد و گفت هم طلاق هم مهر منم گفتم طلاق رو پذیرفتم در قبال بذل وگرنه من طلاق نمیدم
    شکایات متعدد و پرسه طولانی دادگاه شروع شد
    چند ماه پیش باز گفت میبخشم و طلاق
    من میخاستمش
    گفتم طلاق نمیدم هی اصرار کرد
    گفتم فکر کن
    تا بالاخره وقتی بهم گفت دارم اذیت میشم
    التماس کرد طلاقم بده و دیدم بهم ریخته
    شب عید رفتم جلو و اونهمه اصرار و تلاشم واسه برگشت
    اما وقتی دید احساساتم نسبت بهش هنوز پا برجاست سو استفاده کرد و زد زیر حرفش گفت مهرمو بده و طلاق
    من بهش گفتم به عنوان هدیه ده تا سکه میدم بهت
    چون توانم همینه اما میگه پنجاه تا
    طبق قانون و عرف و شرع وقتی زن از شوهرش اکراه داره و طلاق میخاد مالی رو به عنوان فدیه به شوهرش میده تا طلاقش بده حالا همون مهریه باشه یا حتی بیشتر ازون!!!
    ناگفته نماند بخاطر بد عهدی همسرم در ابتدا کارمون به لجبازی و شکایات متعدد و ابروریزی و هزینه وکیل هزار چیز دیگه کشید وگرنه بدون اینهمه تاوان و هزینه ابتدا میتونست محترمانه و دوستانه توافق کنه و جداشه...
    بد نیست بدونید بین زن و شوهر حق چیزی متقابل و دو طرفست مرد حق طلاق داره و زن حق مهریه و نفقه عرفا حقی رو میدن تا حقی رو بگیرن
    همه اینا به توافق بستگی داره و هیچکس مجبور به پذیرش شرط طرف مقابل نیست
    مرد اگر شروط ضمن عقد رو نداشته باشه مجبور نیست هم مهریه بده هم علیرغم میلش طلاق بده مگر اینکه مرد بخاد زنشو طلاق بده و در اونصورت باید توی عقد نصف مهریه رو بده و بعد عروسی کامل
    حالا من طبق شرع و قانون میتونم همسرمو طلاق ندم و این نه گناهه و نه خلاف مهرشم طبق ایه قران و قانون قسطی میدم هرچند سال بکشه و طبق قانون و شرع اسلام میتونم ازدواج مجدد کنم اگر نیاد و همسرم ناشزه محسوب شده و نفقه نداره و گناهکار و فعل حرام انجام داده و بهم مدیونه..!!!
    ببینید دوست من بنده شخصی نسبتا مذهبی توی شهری مذهبی با اطلاعات مختصری توی حقوق خانواده هستم
    حرفای بالا هم شرعا و هم قانونا و هم عرفا بدون ایراد و قابل قبوله اما یه چیزی هست به اسم وجدان
    که ادم دلش نمیاد کسی که دوستش داشته و شریک احساسیش بوده رو توی سختی و رنج ببینه
    و از چیزایی میگذره و حاضر میشه تا حد توانش اونو راضی نگه داره و با خاطره خوب از هم جداشن
    امیدوارم بتونید خودتونو جای من بگذارید و درکم کنید و خدا طوری راهنماییم کنه که بدون اجحاف در حق همسرم تصمیم بگیرم
    علی یارت.....
    سلام .

    از این که وجدان شما هنوز بعد ازاین همه ماجرا هنوز بیدار هست خیلی خوبه ....

    من اصلا توی مسائل قانونی طلاق سر رشته ندارم . مثلا همین قسمت قرمز رنگ رو اصلا نمیدونستم .

    از نوشته هام هم اصلا قصد جسارت یا توهینی نداشتم .

    امیدوارم بتونید خودتونو جای من بگذارید و درکم کنید و خدا طوری راهنماییم کنه که بدون اجحاف در حق همسرم تصمیم بگیرم
    مطمننا نمیتونم شما رو درک کنم چون هم چین موقعیتی رو هرگز تجربه نکردم . ان شاالله بدون اجحاف در حق همسرتون تصمیم بگیرید .

    ان شاالله هر چی خیر هست براتون رقم بخوره ...

    یا علی .
    ویرایش توسط skyzare : سه شنبه 17 فروردین 95 در ساعت 23:42

  10. کاربر روبرو از پست مفید skyzare تشکرکرده است .

    amf66 (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  11. #66
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 04 تیر 95 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1395-1-01
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    447
    سطح
    8
    Points: 447, Level: 8
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 20 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    طلاق گرفتن و به پایان رسیدن یک زندگی حتی با همه دلایل منطقی نیز یک مساله شاذ و تاسف برانگیز است. نمی دانم ما که مسلمانیم و فرهنگ چند هزار ساله داریم چرا اینهمه جدایی به دلایل واهی.
    دعا کنم که همسرتون از این خر شیطان پایین بیاد
    توصیه ام به شما اینست که نه رفتار احساساتی مانند قبول پرداخت مهریه انجام دهید و نه رفتار بی رحمانه

  12. کاربر روبرو از پست مفید ghasem.h تشکرکرده است .

    amf66 (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  13. #67
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 تیر 97 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    7,253
    سطح
    56
    Points: 7,253, Level: 56
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 309 در 147 پست

    Rep Power
    48
    Array
    بازم ازتون ممنونم دوستای خوبم
    من ناراحت نشدم از حرفاتون و اینو میفهمم که شما وقت میگذارید و تایپ میکنید فقط هدفتون کمک به یه همدرده و محض رضای خداست....
    من بقول اقا قاسم به همسرم گفتم من نه احساسی تصمیم میگیرم نه منفعلانه
    هرچی که نظرمه میگم و با دلیل میگم
    خواستی بپذیر نخاستی خودت تصمیم بگیر و راه خودتو برو گفتم بچه نیستم که بگی الان اینکار رو بکن تا من بفهمم روی حرفتی و با معرفتی بعدا رجوع کنم!!
    باید بگم خیلی خونوادش با سیاست و کلک هستن و وکیلم دارن توی خونوادشون
    متاسفانه همسرم منو نشناخت و با یه دنیا بی اعتمادی داره از پیشم میره
    من با کمال میل و با رضایت فقط به عنوان هدیه حاضر شدم مبلغی بدم
    در صورتی که همسرم نامرد خطابم کرد به همه خانوادم نفرین کرد بهم گفت چوبشو بخوری و عذاب وجدان بگیری و هزار اه و ناله دیگه...
    اما من بهش گفتم خدا از دل ادما با خبره اگر من قصدم ظلم بوده بی جواب نمیمونه اما خودم از دل خودم با خبرم و خیالم راحته
    بعد همه نفرینهاش گفتم من حتی موقع امضا طلاق نامه هم میگم دوستت دارم و خوشحال میشم در اینده بفهمم ادم دلخواهت قسمتت شده و خوشبختی
    از همه اطرافیت و بزرگتراتم گذشتم(باور کنید همه مشکلات ما ریشه در طرز فکر پوسیده و خانه برانداز خونوادش داشت)اما دلم رو از کینه خالی کردم و فقط خاطرات خوب با همسرم رو نگه داشتم و حاضرم که از زندگیش برم بیرون و برم دنبال سرنوشت خودم
    دعا کنید اگر سرنوشتمون جداییه بزودی تکلیفمون روشن بشه تا بلکه یکم از سر در گمی در بیام و برم توی دوره ریکاوری البته با شناختی که از خودم دارم میدونم قدرت پذیرش و انطباق پذیریم زیاده و اراده کنم حتی میتونم از ذهنم پاکش کنم

  14. #68
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 دی 96 [ 18:47]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    5,847
    سطح
    49
    Points: 5,847, Level: 49
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیر سلام
    یه سوالی ازت دارم همونطور که گفتم من هنوز کارم به دادگاه کشیده نشده
    اما یه سوالی دارم اینکه شما که کارت کشیده شده به دادگاه پس چرا دادخواست ازدواج مجدد ندادی تا حالا؟؟؟
    شاید اگه اینکارو بکنی یه تلنگری باشه به همسرت که به زندگیش برگرده و نخواد یه هوو تو زندگیش ببینه؟؟؟

  15. #69
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 تیر 97 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    7,253
    سطح
    56
    Points: 7,253, Level: 56
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 309 در 147 پست

    Rep Power
    48
    Array
    منتظر میشم تا تکلیفمون مشخص بشه بعد سر فرصت و با چشمهای بازتر میگردم دنبال همسر مناسب و مطابق با معیارام
    درخواست ازدواج مجدد فقط یه لجبازی و بهانه جدید برای کش دادنه
    من منتظرم که پا پیش بزارن واسه طلاق توافقی
    اما بنظرم قصد دارن با مهریه گرفتن انتقام بگیرن
    چون پیش قسط بریده دادگاه منم که ندارم
    احتمالش هست زندان بیافتم
    بستگی به رای دادگاه تجدیدنظر داره
    من رفتم جلو واسه یه پایان خوب اما انگار باعث شدم فکر کنن جا زدم و کم اوردم
    جسورتر شدن و پاشون رو بالا گذاشتن
    من اماده هر اتفاقی هستم
    زندانم برم یکم استراحت میکنم

  16. کاربر روبرو از پست مفید amf66 تشکرکرده است .

    یه بنده خدا (پنجشنبه 26 فروردین 95)

  17. #70
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 05 آذر 95 [ 12:43]
    تاریخ عضویت
    1394-11-12
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    1,231
    سطح
    19
    Points: 1,231, Level: 19
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 58 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من قبلا كفتم حرفي باهاشون نزن جون جفتمون تو يك مسيري هستيم
    منم امروز مهريه اعسار بودم نزديك بود قاضي از دادكاه بيرونم كنه خندم كرفته بود حسابي
    داداشم كيه كه از ثروتي حتي مقدار كم بدش بياد نبايد اونكارو ميكردي
    الان بكش كنار اونا الان فكر حرفين كه برا دختر خانمشون ايجاد كردي برش ميكردونن براشون سخته بس يه مدت سكوت كن سكوت نكني خراب تر ميشه مهريه هم ميكيرن.

    زندكيتو كن اون ديكه مال تو هستش


 
صفحه 7 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.