سلام خدمت همه دوستان مخصوصا نازنین خانم که به همه تاپیک ها سرمیزنه و جواب میده
ببینید دوستان من فکر میکنم که اون فکر میکنه من مثل پدرم هستم و اخلاقم هم مثل پدرمه(180 درجه با هم فرق میکنیم)
ولی اینو بگم که من تا حالا 3 مرحله از زندگی رو پشت سر گذاشتم
1 طفولیت
2 دوران آشوب (9-16 سال ) که شانس آوردم به بیراهه کشیده نشدم
3 مرحله اصلاح فکر
که قرار شد در مرحله سوم آدم بشم . که 2 راه رو در پیش داشتم
1 اصلاح ظاهری
2 اصلاح درونی
دومی رو انتخواب کردم دوستان ، من اینقدر به هدفم نزدیک شدم(انسان شدن) که خیلی چیزهای غیر عادی در من اتفاق افتاد(دروغ نگفتن (کلا 1 دروغ مصلحتی که ای کاش اون رو هم نمیگفتم) عصبانی نشدن به هیچ وجه ، اعتماد به نفس در حد اعلا و البته عاشق شدن به معنی واقعی کلمه... البته غرور کاذب هم شکل گرفت که با هزار مکافات درستش کردم
نازنین خانم من بچه نیستم
گفتی عشق اس ام اسی نمیشه
قبول اما راه دیگه ای نداشتم
الان هم راهی جز رو در رو حرف زدن رو ندارم
آیا اگه برم پیشش و صادقانه همه چیز رو بگم بهتر نیست؟

(من همون افشین دایویکس هستم با این نشون که ایمیل هردوتا arshivxp2000@yahoo.com هستش
چرا نمیشه با اسم کاربری قبلیم وارد بشم؟
من رمز ورود رو 84112035 انتخواب کرده بودم ولی به ایمیلم چیز دیگری اومده بود ونمیشه با اون رمز وارد شد
دوستانی هم که ابزار ویرایش دارند لطفا رشت و قزوین رو از متن اولیه حذف کنند)