سعی کن با سیاست همسرت رو بکشونی سمت خودت
و بعد کم کم بهش بفهمونی که زندگی مستقل خوبهو..
این پروسه خیلی طول میکشه
با خانواده همسرت با سیاست برخورد کن حریم بزار
تشکرشده 552 در 282 پست
سعی کن با سیاست همسرت رو بکشونی سمت خودت
و بعد کم کم بهش بفهمونی که زندگی مستقل خوبهو..
این پروسه خیلی طول میکشه
با خانواده همسرت با سیاست برخورد کن حریم بزار
نیکیا (چهارشنبه 25 فروردین 95), رها64 (سه شنبه 24 فروردین 95), ستاره زیبا (چهارشنبه 25 فروردین 95)
سلام هر چند کاملا درک می کنم که نداشتن حریم خصوصی در زندگی مشترک چقدر دشواره ولی فکر می کنم شما هم کمی روی بعضی از مسائل حساس شدید و یک سری پیش فرضها دارید مثل اینکه همسرم به خانوادش وابستست یا اینکه خانواده همسرم تو مسائل ما سرک می کشن همین ذهنیت باعث شده که ناخوداگاه هر اتفاق ساده ای رو هم به عنوان مدرکی برای اثبات فرضیات خودتون در نظر بگیرید. مثلا یه احوال پرسی ساده ی همسرتون از خانوادش رو دلیل بر این بدونید که فقط به فکر اونهاست. شاید لازم باشه یکم از حساسیت هاتون کم کنید و این نگاه از بالا به پایین که نسبت به خانواده همسرتون دارید رو اصلاح کنید.چون الان اونها خانواده ی شما هم هستن و به نوعی نگاه تحقیر امیز به اونها انگار تحقیر و توهین به خانواده خودتون هست. من مطمئنم شما هیچ وقت خانواده و اقوام خودتون رو با صفاتی مثل دغل کار دورو و سیاست مدار توصیف نمی کنید هر چند خدای نکرده دیگران این حرفها رو بزنن.
به همسرتون نشون بدید که برای خانوادش احترام و ارزش قائلید و این مسئله مستمر باش نه یه حرکت مقطعی که بعد به سرعت خسته بشید. این رو هم نمی گم که همیشه باب میل اون ها رفتار کنید ولی طوری رفتار کنید که همیشه همراه با ادب و احترام و منطقی باش .
مسئله بعدی هم اینکه همسرتون رو راضی کنید که در منزل کاملا مستقل زندگی کنید. ولی بدونید شاید اینکار یه پروسه ی زمانبر باش. فکر نکنید امشب بگید و انتظار داشته باشید فردا خونه عوض کنید. حتما مقاومت هایی میشه ولی باید صبور باشید. ضمن اینکه شرایط شما در مقایسه با مواردی که من از نزدیک دیدم خیلی هم حاد به نظر نمیرسه. از اقوام نزدیک ما تازه عروسی بود تو یکی از اتاقهای خونه پدرشوهرش زندگی میکرد. یعنی حتی واحدشون مستقل هم نبود و همین مسایلی که شما دارید صدها برابر باهاش درگیر بودن. شوهرش با تحریک خانوادش حتی کتکش هم میزد.پروسه ی گرفتن خونه ی مستقل واس اونها حدود 4 سال طول کشید ولی آخر این اتفاق افتاد. شما هم صبور باشید و بدونید هنوز واس خسته شدن خیلی زوده
موفق باشی
amf66 (سه شنبه 24 فروردین 95), ستاره زیبا (چهارشنبه 25 فروردین 95)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)