ممنون از پیغامهاتون دوستان عزیز
Amf66 باور کنین من اولش با اونا عین خانواده خودم رفتار میکردم یعنی وجدانم این اجازه رو نمیداد همیشه مامانم میگفت اونم یه مادر و رفتاری بکن که در شان یک مادر ولی اونا اصلا نسبت به من اونجوری نشدن نه خودشون نه پسرشون که میشه همسر من اونا اصلا اون چیزی که برا دخترشون پسندیدن برا من نخواستن الان دختراشون یه زندگی مستقل و ازاد و راحت دارن راحت میرن خرید تنهایی خونه مادرشون هر روز میان همه اختیارات دارن که خانواده همسرم از من گرفتن و وقتی حرفی میزنم میگن خودت با اونا مقایسه نکن اونا دخترای یه امپراتورن انگار من دختر گدام. یا هم خیلی بگی میگن فرهنگ ما این و تو باید قبول کنی .خیلی بی منطق هستن حتی از من انتظار دارن که من که دلم خونه مستقل می خواد باید پدر خونه فراهم کنه. نه اونا.باور کنین نه حساسم نه احساسی ولی دیگه خسته شدم . اخه حتی شوهرمم با خانواده من خوب نیست بگم جهنم شوهرم با خانوادم خوبه بزار منم خوب باشم. باور کنین اول زندگیم با خودم گفتم انقدر خوبی میکنم تا هم شوهرم به زندگیمون بچسب هم یاد بگیره ولی باور کنین گفتن وظیفت و تو جرات عکس العمل نشون دادن نداری چون نمیتونی. به روم گفتن بخدا.
حیاط خلوت عزیز تا شوهر من کنار خانوادش نه به من و زندگیش میچسبه نه سیاست روش اثر داره خیلی امتحان کردم الان ۲ سال همین کارارو میکنم هیچ جوابی نگرفتم چون اول کسی که مهم خانوادش واسه همین هیچ کدوم از کارای من نه به چشمش میاد نه ارزشی داره.
رها ۶۴ من یه بار خیلی آروم به همسرم مطرح کردم که بریم یه خونه دیگه چون شوهرم تو خواستگاری گفته بود من ۲ سال فوقش ۳ سال با خانوادم یه جا زندگی میکنیم منم بهش گفتم بریم تا احترامها بیشتر بشه و از بین نره بخدا یه دعوایی درست کرد به خانواده منم زنگ زد آبرو ریزی کرد چون من خیلی حساسم تا کسی مشکلمون ندونه آخرشم گفت من جنازم از این خونه میره و خونه دیگه نمیره.
- - - Updated - - -
شاید من الان در دید شما عروس بدهستم ولی بخدا من از زندگی جز آرامش جز خوشی چیزی نمیخوام اگه قرار بود من از خانواده خودم جدا شم که کلا ۴ نفر بودیم و بیام به یه خانواده ای که ۱۰ نفرن و به تک تک خواسته هاشون بله بگم تک تک شون برام تعیین تکلیف کنن تک تک شون کلی حرف بارم کنن و من نادیده بگیرم و به باب میل اونا زندگی کنم و تو چشم شوهرمم ذره ای ارزش نداشته باشم چرا ازدواج میکردم اخه. چیز اضافی میخوام؟؟؟ یه زندگی خصوصی همین بس.
- - - Updated - - -
من باید یه اقدامی بکنم ولی این اقدام چه جوری باشه و چی کار کنم تا زیاد احترامها از بین نره حداقل میون من و شوهرم. اون نمیدونم و از شما در این مورد کمک میخوام که چی کار کنم؟؟؟؟ اونایی که همچین اتفاقاتی تو زندگیشون افتاده از تجربه هاشون بگن. این می خوام بدونم که چی بگم و چی کار کنم.
- - - Updated - - -
من باید یه اقدامی بکنم ولی این اقدام چه جوری باشه و چی کار کنم تا زیاد احترامها از بین نره حداقل میون من و شوهرم. اون نمیدونم و از شما در این مورد کمک میخوام که چی کار کنم؟؟؟؟ اونایی که همچین اتفاقاتی تو زندگیشون افتاده از تجربه هاشون بگن. این می خوام بدونم که چی بگم و چی کار کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)