به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 62

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 19 خرداد 97 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1393-4-20
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    4,509
    سطح
    42
    Points: 4,509, Level: 42
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    7

    تشکرشده 84 در 50 پست

    Rep Power
    28
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فدایی یار نمایش پست ها
    سلام اقا مقداد ...
    ببنید حفظ هر چیزی از بدست اوردنش خیلی سخت تره ... میشه تاپیک هایی که گفتید خوندید رو بگید با چه عناوینی جست و جو کردید تا بنده هم بخونم شاید بتونم نظر بهتری بهتون بدم ....

    اما ببنید علی الرغم این که شما خیلی پسر خوبی هستید و در این هم هیچ شکی نیست و چون قراره شما ضعف هاتونو اصلاح کنید بنده دیگه سراغ خوبی های بی شمار شما نمی رم و جسارتا چیزایی رو بهتون میگم که شاید بهتون کمک کنه و اگه همسرتون دوباره ان شاالله اومدند و... تا زندگی بهتری داشته باشید ....

    1- ببنید اول از همه جواب این سوال شما رو هیچ فردی بهتر از خانم خودتون نمی تونست بده ... گذشته از این ها روزی که شما دیدید دختری اون قدر شما رو دوست داره که حاظره برای شما خودکشی کنه و... اون موقع باید خیلی محتاطانه عمل می کردید و از سلامت ایشون و... مطمئن می شدید ... اما به هر حال ببنید خانم ها از مرد های قدرتمند خوششون میاد ...

    وقتی خانم شما پولو بهانه می اورن اون یکی از دلایلش هست ...چون پول هم براشون قدرت میاره ... وقتی ایشون گلایه کردند بعد هم بستری و... شما خسته می شید و می خوابید اگه یکم مطالعه در این رابطه داشته باشید متوجه می شید که خانم ها بعد این که رابطه تموم میشه و... مرد می خوابه (که اکثر اقایون این طوری هستن) چقدر بهشون حس بدی دست میده ... اکثرا توصیه شده بعد اتمام رابطه باید همسر نوازش بشه و... که می تونید راجبش مطالعه کنید ... یا مثلا مساله زود انزالی که اکثر زوجین رنج می برند از اون ... به نظرم بیش از این دلیل که میگن چون خانم ها دیر ارضا می شوند و... ولی دلیل اصلی تر و روانیش این هستش که وقتی زن می بینه همسرش این قدر زود و... اون حس قدرت رو نمی تونه در مردش ببینه و... لطفا راجب این مسایل حتما تحقیق و مطالعه کنید و برای درمانش اقدام کنید ...

    این یعنی چی
    الان خونه اینقد ارامش دارم ، راحت ، تمیز ، بدون فحش و درگیری و طعنه زدن ، با خانوادم صحبت میکنم ، نمازمو میخونم ، به اینده امیدوارم ، بعد از دیدن فیلم و انجام کارهام میخوابم ، تمیز کردن خونه حدود پنج دقیقه وقت نیاز داره ، هر غذایی میخوام یا درست میکنم یا میرم رستوران یا تماس میگیرم برام میارن ، سینما ، تفریح ، استخر ، گردش ، هواخوری ، دیدبازدید و هرکاری انجام میشه بدون اینکه خانواده زنم باشن و دخالت کنند

    یعنی واقعا الان خیلی خوشحال هستید که خانمتون نیستن ؟! اگه این قدر خوشحال هستید چرا تاپیک زدید دنبال حل مشکتون هستید !؟ اقا مقداد لطفا با خودتون رو راست باشید ... زن مایه ارامش خونه هستش ... و خدا هیچ خونه ای رو بدون زن نکنه ... حالا هر چی زوجین بهتر باشه رابطشون اون ارامش بیش تر میشه ....

    شما یک دختر 18 ساله که خودتون می گید کلی خانواده دوست و... رو بردید شهر غریب تنها گذاشتید از صبح تا شب هم سر کار ... وقتی ایشون گلایه کرد چه کردید؟! گفتید من نهایت دوست داشتن رو دارم و... دوست من اقا مقداد اینو من و شما می دونیم که مردیم ... ولی یک خانم نیاز به ابراز احساسات و محبت داره و... لطفا یکم بیش تر راجب تفاوت های زن و مرد مطالعه کنید ... کافی بود کمی به درد و دل هاش توجه کنید و... این قدر روابطتتون سرد نمی شد

    خانمتون وقتی به خانوادتون فحش می دادند چی می گفتید ؟! حتما بیش تر تحریکش می کردید با این حرف که به خانوادم حرف بد نزن و... کافی بود بهشون بگید اگه با گفتن این حرف ها دلت خنک میشه هر چی دوست داری بگو و... بعدش خونه رو ترک می کردید نهایتش ... بعدش که بر می گشتید انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و... روابطتتون رو گرم می کردید.. و وقتی رابطتتون خوب می شد مثلا دو روز بعد بهشون می گفتید عزیزم وقتی بعضی حرفا رو می زنی اصلا بهت نمیاد و... بعدش هم سریع بحث رو تموم می کردید
    ولی وقتی شما نقطه ضعف نشون می دید ایشون از روی بچگی و.. هی بیش تر ادامه می دادن

    یا مثلا همین کتابی صحبت کردنتون که در نوشتارتون هم پیداست ... واقعا چه ایرای داره عوضش کنید ؟! نه که بد باشه .... البته فعلا به این موضوع اصلا فکر نکنید ...

    دوست عزیز نباید برای همسرت قانون بذاری و محدودش کنی و... چون با این کارا بد تر ایشون سر کش می شن ... بهترین راه این هستش که ایشون رو اسیر می کردید !!!!! اسیر محبت خودتون .... کافی هستش به قلب ایشون راهشو پیدا کنید و به قلبش نفوذ پیدا کنید اون موقع ببنید بدون اجازه ی شما کاری می کنند یا نه ... ولی در جواب این که ایشون میگن خونه پادگان نباشه می گید پادگان الگوست !!!! باید بگید عزیزم ببخشید اگه من با رفتارهام باعث شدم برات این ذهنیت ایجاد بشه ... ما ازدواج کردیم مگه همو زندانی کنیم و....

    اقا مقداد خانم ها خیلی دوست دارن از طرف همسرشون کلمات محبت امیز بشنون ... البته با صداقت قلبی و... چجوری بگم یکم امروزی تر باشید و فکر کنید راجبش و تحقیق ... حتی مدل پوششتون ... البته نه به نوعی که تابلو باشه یکدفعه و باعث مسخره شدن شما جلوی بقیه باشه ... کم کم ... یکم این یخی که بینتون هست رو اب کنید ...

    وقتی ایشون از شما کاری رو می خوان که اشتباست اگه بتونید از راهش ایشون رو متوجه اشتباهشون بکنید ... و ایشون رو منع کنید ... بعدش حتی اگه به روی شما نیارن از درایت شما بوجود میان و... وقتی می بینن شما از خودتون فکری نکردید و صرفا به خاطر علاقه به ایشون کاری که درست نبوده رو انجام دادید ایشون بیش تر از شما زده می شند ...

    ببنید وقتی شما به قلب همسرتون راه پیدا کردید دیگه هیچ نیازی نیست ... به زور بگید که بغلم کن و... خود ایشون طبق فطرتی که دارن خیلی اشتیاق و میل پیدا می کنند که با شما عشق ورزی داشته باشن و... شما با این کارای معاشقانه اجباری واقعا وجه خودتون رو به عنوان یک مرد پیش ایشون خراب کردید ...

    یک نکته ی دیگه این هست شما همش فکر می کنید که در رابطه ی شما این شما هستید خیلی گذشت داشتید و بهتر هستید و اگه خدایی ناکرده جدا بشید و... ایشون ضرر می کنند و... البته بنده منکر خوبی های شما نمیشم ... ولی همون اول عرایضم هم گفتم من می خوام مشکلات رو بگم تا زندگیتون بهتر بشه ... اقا مقداد دوست عزیز ... لطفا این ذهنیت رو دور کنید چرا که در ناخود اگاه شما تاثیر بدی داره ... شما باید بدونید اگه تقصیرای شما بیش تر از ایشون نباشه کمتر هم نخواهد بود ... خیلی هم زود به ازدواج مجدد فکر نکنید ... مطمئن باشید با ازدواج مجدد همین مسایل رو باز خواهید داشت تا حلش نکنید اینو دوستانه میگم...لطفا بهش فکر کنید....

    یا همون مشکلات دیگه ای که گفتید و... و اشتباه بزرگتر به مادرتون گفتید... ببنید به نظرم همسر شما واقعا شما رو هنوز به عنوان همسر نپذیرفتن که حتی نخواستن باهاتون هم بستر بشن و.. ولی شما اصلا بهش توجه نکردید و برای راه حلش دنبال یک سری چیزای دیگه دارویی رفتید در صورتی که درمان شما در ذهن ایشون بود و هست ....

    حرفای بد که در موردت گفته شده بزار به حساب نادونی من ، حرفای بد که در مورد من گفته شده میزارم بحساب نادونی تو ، پس بیا عاقل باشیم
    اقا مقداد دوست عزیز چرا همسرتو نادون خطاب می کنی ... باید به ایشون می گفتی نمی خوام اشتباهات گذشته رو مرور کنیم ... اشتباهاتی که شاید مقصر اصلی من بودم ... شما باید همسرتون رو این قدر از نظر ذهنی متوجه کنید از نظر شما توانمند هستن و... که ایشون اگه بخوان هم بد باشن نتونن !!



    اقا مقداد حرف زیاده ... فقط خواهش می کنم راجب یکسری مسایل مطالعتون رو بیش تر کنید ... کاش واقعا یک فرد دلسوز و اگاه بود که شما و زندگیتون رو هدایت می کرد تا کم کم خودتون بهتر یاد بگیرید ...

    التماس دعا.
    سلام
    از توجه شما سپاسگزارم
    شما نوشته ها را خوندید و اینجوری تصور کردید ، تمام کارهای درستی که شما اشاره کردید را خیلی بیشتر از چیزهایی که در سایت به اون اشاره شده انجام دادم
    بخاطر این به سایت اومدم که دیدم هرکاری انجام میدم جواب نمیگیریم
    تمام موارد را که شما و دیگران معرفی کردید را امتحان کردم ، شما عکس العمل همسرم را پیش بینی کردید و منطقا هم درست هست اما در عمل چیزهای دیگری جواب گرفتم
    نمیدونم

    مسئله این چیزها نیست و اگر روزی متوجه شدم اطلاع رسانی میکنم
    چیزهایی که شما و اعضای محترم سایت اشاره کردند همه محور باز و بازخورد است :
    ضعف های من از نظر همسرم :
    هم خوابی و کم توان شدن ، مشاجره بر سرخانواده ، ساعات کاری ، توجه به خانواده و کتابی حرف زدن ، توان مالی ، نماز شب خواندن ، عبادت ، راه رفتن ، طرز لباس پوشیدن ، طرز نگاه کردن ، ریش داشتن ، ماشین داشتن ، موتور داشتن ، غذا خوردن ، فیلم دیدن و کلا هرچیزی که شما فکرش را بکنید .....

    مسائل بالا و خیلی چیزهایی که اشاره شد اصلا قبل از عروسی خیلیهاش وجود نداشت!!!
    همیشه بازاری بودم و ساعت کارم افتخارش بود
    عبادت و دینداریم را همش افتخار میکرد
    طرز پوششم را بسیار دوست داشت ، نگاهم را میپرستید

    از همون سه ماه بعد از عقد و هرچی به عروسی نزدیک شدیم تنش بیشتر شد
    ریشه مسئله ما اون سه ماه است
    کارم تا روز عروسی تغییر نکرده بود ، هم بستری بسیار خوبی داشتیم
    خانواده با انس و محبت رفت و امد داشتند
    هر هفته حدود پونصد کیلیومتر برای دیدنش میرفتم و خودش هم باهر کسی مشید میومد
    دائم پول بهش میدادم و گوشیش شارژ بود

    ببخشیدا نمیخوام خصمانه نگاه کنم لطفا برام جبهه هم نگیرید ، اما شاید اون به شخص دیگه ای دل بسته چون بمن که دل نبسته
    از اون بزرگتراش فریب خوردن ، شاید شاید شاید

  2. کاربر روبرو از پست مفید meghdad تشکرکرده است .

    فدایی یار (جمعه 27 فروردین 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کیک تولدی که خورده نشد و شمعی که فوت نشد
    توسط maadar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 خرداد 94, 11:14
  2. تفاوت کارتون با فیلم های خشونت بار چیست؟
    توسط بابا. در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 خرداد 94, 01:17
  3. معیارهای خانم ها برای ازدواج در سنین متفاوت
    توسط abi.bikaran در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 اسفند 92, 21:48
  4. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 10 تیر 91, 18:08
  5. آیا معیار ازدواج من متفاوت و عجیبه
    توسط روراست در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 46
    آخرين نوشته: چهارشنبه 07 مهر 89, 04:59

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.