ببخشید یادم رفت اینا رو بگم پارسال که سال اول عقدمون بود شوهرم از من حدود چند میلیون پول خواست ولی من اونجا تازه خرید جهاز رو شروع کرده بودم و نمیتونستم بدم. از همونجا بود که فهمید من جهازو خودم میخرم و فهمید که به این راحتیا نمیتونه از من پول جدا کنه. چون من فهمیده بودم اونم نسبت به من همینطوره. وگرنه اول و توی صحبتای خواستگاری تا قبل از قضیه آتلیه اصلا فک نمیکردم همچین آدمی باشه. بهش گفتم به کسی نگه من خودم جهازمو میخرم. اما رفته به پدرش گفته چرا پدر زنم خرج نمیکنه؟ چرا زنم از سرمایه ی زندگی مون جهاز میخره؟ اونقدر راجع به یخچال به پدرش غر زده بود که باباش گفته بود ولش کن اصلا من خودم یخچال میخرم.
یا توی مسافرت بودیم. خواهرش و شوهر خواهرش توی ماشین ما بودن. میخواستیم بنزین بزنیم به من میگفت پولشو بده. میدونست من جلوی اونا چیزی نمیگم. البته منم در اون حد دیگه غر نمیزدم.
البته من شده تا حالا بهش قرض دادم. هدیه براش خوب میخرم که مامانش میگه زنت گرون میخره تو چطوری میخوای جبران کنی و ناراحت میشد. یا رستوران مهمونش میکردم. هدیه بی مناسبت میگرفتم. ولی این که کارتمو بدم همون اول توی صحبتای خواستگاری که اوج شیدایی مون بود هم گفتم که من استقلال مالیمو حفظ میکنم و اختیار حقوقم با خودمه.
حیاط خلوت عزیز ممنونم از اینکه برام وقت گذاشتی. اونقدر ناراحتم که خدا میدونه و دیدن نظر دوستان خیلی خوشحالم میکنه. پدرش براش خونه خریده البته نیاز به باز سازی داره. و خودش هم تا حالا چند بار گفته که خانومای دوستاش از همون اول قبل عقد کارت حقوقشون را دادن به مردشون. بابای خودمم به زور یه عمر حقوق مامانمو گرفته. من دیگه نمیخوام. فکر میکنم این کار ینی شوهرتو مفت خور بار بیاری. ینی من باید باج بدم تا آرامش زورکی داشته باشم و از اون ور حرص بخورم. خیلی سخته. من برای همین جزو شرایط ضمن عقد حق اشتغال رو گرفتم.
من نمیتونم حقوقمو بدم و حرص نخورم. از کجا معلوم وضعیتم مثل مادرم نشه که الان مادرم واقعا توی زندگیش محتاجه با این که حقوق داره. از شوهرم هم که فعلا خیلی توقع ندارم. خرج دکتر و همه چیز با مرد هست که من 80 درصدشو خودم خرج میکنم و فقط 20 درصد از اون انتظار دارم که دریغ میکرد.
من ته دلم از طلاق ناراحتم. احساسم موافقه طلاق نیست. به هر حال من و اون خاطرات خوب هم داشتیم. ولی عقلم میگه که اون لیاقت نداره و من با اون آرا مش ندارم. موقع ازدواج هم با احساس تصمیم گرفتم. الان احساسم خیلی کمتره البته.
خدا جونم کمکم کن بهترین تصمیم رو بگیرم. البته اگر حق انتخابی باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)