
نوشته اصلی توسط
maryam240
سلام من تهمتی نزدم. تمام حرف هایی که در مورد پدرم و برادرم زدم اتفاقاتیه که افتاده هیچ کدام تهمت نبودن. دوما چطور اون ها حق دارن به من که تا به حال بیرون از خانه هیچکس ازم هیچ اشتباه و رفتار نادرستی ندیده تهمت هرزگی و خیابون گردی و فاحشه گی بزنن و مثل حیوونا زیر مشت و لگدم بگیرن و من حق ندارم هیچ جوابی به این رفتارشون بدم ؟ من نه تنها احساس نمیکنم که باید معذرت خواهی کنم بلکه همه ش پیش خودم فکر میکنم که نباید به حرف برادر دانشجوم گوش میدادم و باید قانونی وارد عمل بشم و حق و حقوقم و ازشون بگیرم. شما معلومه پدر و مادر و کلا خانواده ی خوبی داشتی که این حرفارو میزنی نمیدونید که بعضی از پدر و مادرها یا خواهر و برادرا نداشتنشون خیلی بهتر از داشتنشونه. من اصلا نمیتونم بپذیرم که فقط به حکم اینکه از یه خون هستیم و از کودکی با هم بزرگ شدیم باید چشم رو همه بدی ها و دخالت ها و ازارها و اشتباهات خانواده م ببندم خانواده ای که هیچ پیوند عاطفی و احساسی درش وجود نداره و برادر فقط به فکر ضربه زدن و آزار خواهرش باشه نمیشه روش اسم خانواده رو گذاشت. من نمیتونم ببینم که مثل دوران عهد بوق باهام رفتار بشه و ازم انتظار داشته باشن فقط کنج خونه بشینم و کارهای خونه رو انجام بدم اونم با شرایط وحشتناکی که از نظر مالی و عاطفی برام درست کردن. من هیچوقت قبول نمیکنم که کارم اشتباه بوده که بخوام معذرت خواهی کنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)