وقتی از کسی بدت اومده و خودشو دیگه نمیخوای ، پولشو میخوای چی کار.
بعضی وقتها قطع شدن یه رابطه ، مثل نجات از اسارت میمونه ، من کل تاپیک رو خوندم ، رفتار شوهرت خیلی عجیبه ، با این همه بی احترامی که بهت شده ، فکر میکنی این زندگی درست شدنی باشه؟ قطعا هیچکس نمیتونه بهت بگه برو طلاق بگیر ، هیچکس مثل خودت نمیتونه تصمیم بگیره.
به قول معروف که میگن یه پایان تلخ ، بهتر از تلخی بی پایان هست.
وقتی داشتم میخوندم که تمام وسایلی که براش خریده بودی رو جلو باباش ریخت رو پات و از خونشون بیرونت کرد ، خیلی خیلی ناراحت شدم ، فکر نمیکنم خودت هم بتونی همچین صحنه هایی رو فراموش کنی.
اگه یه نقطه قوت ازش پیدا کردی که بتونی بهش امیدوار بشی ، به برگشت فکر کن ولی من به عنوان یه خواننده این سایت ، از خوندن حرفات ، هیچ نقطه قوتی توش ندیدم ، حتی یه روزنه امید.
دیگه بهتره جدی باشی ، من اگه جات بودم همین فردا میرفتم درخواست طلاق میدادم ، شااااییید یه تکونی به خودش داد.
البته که من جای تو نیستم ، چون ظرفیت و صبر آدمها با هم متفاوته ، شاید صبر تو خیلی بیشتر از من باشه.
امیدوارم بهترین تصمیم ها رو واسه زندگیت بگیری ، خیلی خوبن که خانوادت ازت حمایت میکنن.
- - - Updated - - -
به نظر من گور بابای پول. فکرتو درگیر مهریه نکن. به فکر خودت و جوونیت باش.
حالا انشاالله باز هرچی خدا صلاح میدونه پیش بیاد








علاقه مندی ها (Bookmarks)