به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 48

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 06 بهمن 96 [ 16:18]
    تاریخ عضویت
    1395-1-30
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    2,077
    سطح
    27
    Points: 2,077, Level: 27
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    70

    تشکرشده 62 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ممنون از همه دوستایی که نظر دادن من بیشتر تاپیکهارو مشکلاتشونو خوندم بیشتر به خاطر بی احساسیهای نسبت به همه و امیدوارم که همه مشکلات حل بشه نامزد منم کاملا یه ادم بی احساسه اگرم قرار بشه که همش من دنبالش باشم که بگم چی خوبه چی بد همش درگیرش بشم پس من چی این وسط میگن واسه کسی بمیر که واست تب کنه شایدم بر عکس گفتم نمیدونم که باید چیکا کنم اما اینکه دوستی گفته بودن شاید از اخلاقای مامانش خوشش نمیاد نه اتفاقا یه مامان مهربون داره از حق نگذرم زن خوبیه حتی بعضی وقتا که با نامزدم بحثم میشد با مادرش میحرفیدم طرف منو میگرفت و میگفت مث باباشه باباشم اول همینطور بوده و این حرفا یه ترس واقعی در من ایجاد کرده و اینکه چند وقت پیش نمیدونم کی از طرف من برداشته به مادرش گفته که من به اونا محل نمیدمو خوشم نمیاد ولی من اینطور حرفی نزدم هرچیم بهشون میگم بگین کی گفته نمیگن سفت پشتشو دارن حتی به نامزدم گفتم به ماردت بگو کی گفته که حداقل دوست و دشمنمونو بشناسیم ولی انگار نه انگار تا 2 روز پیش که پیام داد که من میدونم تو این حرفو زدی من هی به زمینو اسمون میرم که نگفتم ولی فاییده ای نداشت اخرم من گفتم اصلا برام مهم نیست باور کنین بعدش دیدم میگه که تو خودسری هر کار دوس داری انجام میدی خانواده من مونده محل گذاشتن تورو نیسن حیف به خاطر خونوادمو وگرنه همچین میگفتم بای...منم هیچی نگفتم ففط گفتم هر جور دوس داری فک کن از اون روز نه زنگی نه پیامی اینم بگم اصلا برام مهم نیست که بزنگه یا نه جوری شدم که بودو نبودش یکیه ولی نبودش ارامتر احساس رضایت از زندگیمو دارم امروز بابام در مورد جهیزیه که چی بگیریمو داشت میحرفید از من میپرسید که نظرت چیه ولی من مطمئنم به خاطر اینه که از دل من باخبرشه منم گفتم زیاد به جهیزیه فک نمیکنم نمیخام و حرفو عوض کردم خانوادم خوب فهمیدن که من میلی به زندگی ندارم اما نمیدونم چرا نمیخان قبول کنن وقتی به بعد طلاق فک میکنم یه جوری میشم واقعیتش میترسم....فقط فقط تمام امیدم به خدایه چون ایمان دارم پایان شب سیه سپید است چون خدا داره میبینه اینطوری اروم میشم وای چقد طولانی شد

  2. کاربر روبرو از پست مفید hasti mah تشکرکرده است .

    mohanad28 (جمعه 03 اردیبهشت 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوسش دارم اما نمیدونم بهش بگم یا نه
    توسط jellybean در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 دی 93, 14:34
  2. 8 ماه تنهام همسرم وسایلشو برد مهریه ونفقه اجرا گذاشته
    توسط ali.amamverdi در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 25 آذر 91, 01:44
  3. نمیدونم با گذشته ناپاک دختری که دوسش دارم چیکار کنم؟
    توسط esy در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 آذر 90, 14:22
  4. مشكلات نو عروسان
    توسط گلسا شاملو در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 05 شهریور 90, 14:06
  5. *يافتن وسایل ضد بارداري در وسايل شخصي اش(کاندوم؛مساله این است!)
    توسط sepideh در انجمن سوء ظن، تجسس و خیانت همسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 اسفند 87, 15:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.