عقد طولانی فرساینده است.دختر توی یک حالت پا در هوا میمونه و خیلی اذیت میشه.خود من 10 ماه عقد بودم و آخرهاش واقعا کم آورده بودم.در نظر بگیرید که این دوران برای خانمتون خیلی راحت نیست و خیلی خیلی خیلی بیشتر از شما تردید داره.چون ازدواج توی فرهنگ ما برای یک دختر یک راه بی بازگشته.بعلاوه خیلی مواقع توقع های نا به جای آقایون و یا خانواده آقا و خانواده خود دختر روی هم جمع میشه و فشار همه ی این مسائل به دختر میاد.اگر کم حرف میزنه و به خودش نمیرسه شاید چون حوصله و اعصاب زیادی براش نمونده.بعلاوه من خودم خیلی دختری نبودم به خودم برسم و اکثرا هم وقتی خرید میرفتم سراغ لباس های ساده می رفتم و حتی توی مواردی پسرونه میخریدم.همسرم خودش برام با سلیقه خودش خرید کرد طوری که بعد از عقد وقتی رفتم دانشگاه تمام دوستام متوجه تغییر سبک لباسهام شدن. میشه این مسائل رو تا اندازه ای عوض کرد ولی نمیشه یک دختر رو کلا از این رو به اون رو کرد.من هنوز توی زندگیم از خیلی از روش های آرایش یا خیلی از لوازم آرایش استفاده نکردم و شاید هیچوقت هم نکنم.پس نمیشه دختری رو که ذاتا به قر و فر علاقه چندانی نداره تبدیل کنید به کسی که همش به فکر آرایش و سر و شکلش باشه.باید بشینید ازش بپرسید چه حسی داره و چه فکری در مورد شما و آیندتون میکنه؟آیا اصلا تردید داره؟چون تردید داشتن طبیعیه،با اینکه آقا و خانم رو میترسونه و سعی میکنن به همدیگه نشونش ندن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)