سلام عزیزم
همسر من حدود چهار ماهه یه ورشکستی بزرگ مالی پیدا کرده و مجبوره ساعت ها کار کنه تا اوضاعمون بدتر نشه اینکه تا دیر وقت کار میکنه و همیشه استرس چک های باقی مونده و... رو داره اصلا برام عجیب نیست چون در جریان ورشکستگیش هستم ومیدونم با تمام توان داره میجنگه که زندگیمون به هم نخوره
در مورد دیشب هم بهم صبح زنگ زد
لیست لاگ های تماس دیروز برام فرستاد و گفت زمانی که من میرفتم پشت خط .پشت خطش دوستش بودم که داشته بهش آدرس میداده مسیرو پیدا کنه .گفت دوست دختر دوستش حدود نیم ساعت بعد ازین تماس و فریادش سر من به همسرم زنگ زده و همسرم هر چه قدر رد تماس میداده دختره باز زنگ میزده و نهایتا همسرم چون گم شده بوده و باید زنگ میزده آدرس میپرسیده و دختره هم ول نمیکرده و هی زنگ میزده جواب میده تماسشو و دختره هی گریه میکنه میگه نیاید من ماشینو نمیخوام وهمسرمم میگه من کاری به مساله ندارم مامورم ماشینو تحویلتون بدم و آروم باشید و... بعد میبینه دختره بازم ول نمیکنه برای ول کنه میگه خانمم مرتب میاد پشت خط ببخشید من جواب خانممو باید بدم و با این بهونه از دست دختره خلاص میشه
همسرم موقع تحویل ماشین به دختره هم زنگ زد به من گفت پشت خط باش مکالمه مون رو بشنو که نگرانی بیخود برات پیش نیاد
برای سوغات هم گفت دنبال ظرف بودم سوغاتی رو بریزم توش چون خودم چند تا دونه ازشو خورده بودم و خوب نبود قیافه بسته اش .به همون همکارش که دوست دختر داره گفته برو دنبال ظرف .اون هم میره یه ظرف میاره و همسرم داشته سوغاتیو میذاره تو ظرف که همکارش میگه این ظرف برای دوست دختر من و همسرمم دیگه تو رودربایستی میمونه و قبول میکنه
اینارو که گفت واقعا شرمنده شدم بابت این همه فکر و خیال الکی .من داشتم با تکنیک های مشاورم خوب میشدم نگران زندگیمم که خرابش نکنم .میخوام دوباره تکنیک های مشاورمو شروع کنم .برام خیلی دعا کنیدتازه زندگیم داشت خوب میشد باز با توهمام و منفی بافیام همه چیو داشتم خراب میکردم و خداروشکر همسرم بازم حواسش بهم بود
برام دعا کنید بچه ها .دعا کنید باز تکنیک هارو ادامه بدم










علاقه مندی ها (Bookmarks)