به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 06 مهر 95 [ 19:38]
    تاریخ عضویت
    1394-10-19
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    761
    سطح
    14
    Points: 761, Level: 14
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 22 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم مهرآذر
    منم دقیقأ همین مشکل رو داشتم ولی با یک نتیجه خیلی بد که دوس ندارم برا شمام تکرار بشه.
    من و همسرم هم سر انتخاب اسم مشکل داشتیم چون اسم فرزند اولمون رو ایشون انتخاب کرده بود من خودم رو محق میدونستم که اسم فرزند دومی به انتخاب من باشه ولی هرچی اسم میگفتم قبول نمیکرد و کلأسلیقمون متفاوت بود تا اینکه بچمون بدنیا اومد و هرچی ایشون اصرار میکرد که یکی از اسمای موردنظر ایشون رو انتخاب بکنم من قبول نمیکردم و رو اسمی که خودم انتخاب کرده بودم پافشاری میکردم که بالأخره ایشون قبول کرد و حتی چندین بارم بهم میگفت که بچت رو با اسمش صدابزن.
    تا اینکه من متوجه شدم که برا شناسنامه بچه اقدام نمیکنه و بعد اصرار زیاد من بالأخره گفت که شناسنامش رو گرفته و اسم دلخواهشم گذاشته ولی هر چی پرسیدم نگفت اسمش چیه و منم واقعأ عصبانی شدم و یه دعوای حسابی بینمون سرگرفت خلاصه بعد چند روز یه روز که مادرشوهرم باهام لج کرده بود دیدم با یه اسم دیگه بچمو صدا زد نمیدونی اون لحظه چه حالی شدم اصلأ نتونستم بگم آخه چرا بچه رو با این اسم صدا میزنی؟تازه بعد چهل روز اسم بچمو فهمیده بودم اونم از زبان مادر شوهر.
    از همسرم پرسیدم گفت که اسمش همونیکه مادرش گفته.خیلی داغون شدم تا دو ماه تمام با شوهرم قهر بودم البته باهمدیگه حرف میزدیم ولی خوب فقط در همین حد.تا مدتها هر شب کارم گریه بود دلم میخواست بمیرم هیچ کاری نمیتونستم بکنم نه میشد اسمش رو عوض کرد چون مادرش میدونست و به همه گفته بود نه میتونستم اسم شناسنامه ایشو صدا بزنم چونکه من هم اسمی رو که قبلأ ایشون تأیید کرده بود به همه گفته بودم لاجرم تصمیم گرفتم قبول بکنم که بچم دو اسمیه و خودمم به همه گفتم که اسم شناسنامه ایش و اونیکه صدا میزنیم فرق میکنه.
    حتی الأنم گاهی اوقات مادرش برا اینکه منو بچزونه اسمش رو چندین بار پشت سر هم تکرار میکنه ولی خوشبختانه من تونستم خودم رو کنترل بکنم و عکس العملی نشون ندادم و بر خلاف انتظارش با شوهرمم دعوام نشد ولی هیچ وقت نمیبخشمش چون بهم دروغ گفت و در ظاهر بارها بچه رو با اسم من صدا میکرد و تو شناسنامش یه اسم دیگه گذاشته بود علتشم اینطور میگه که از من می ترسیده که بگه اسم بچه رو یه چیز دیگه میخواد بذاره برا همینم خواسته منو در مقابل عمل انجام شده قرار بده.
    ما تو زندگیمون بارها و بارها درگیری و ناراحتی داشتیم البته قبلنا ولی هیچ کدوم منو به این اندازه ناراحت نکرده بود انگار که روم هوو آورده باشه دقیقأ همین حس رو داشتم و اون زمان بود که فهمیدم چرا با وجود اینکه بعضی از مردا ازدواج مجدد میکنن خانمشون هیچ کاری نمیکنه فهمیدم که بعضی وقتا تنها راه فقط و فقط صبر کردنه.بارها و بارها آرزو کردم که ایکاش یکی از اون اسمهای مورد نظرش رو انتخاب میکردم اینطوری لاأقل هر دو تو یه جبهه بودیم.
    اینارو گفتم که بدونی خیلی چیزاست که از اسم مهمتره.



  2. کاربر روبرو از پست مفید زمستان تشکرکرده است .

    ZENDEGIBEHTAR (دوشنبه 13 اردیبهشت 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.