به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 64

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 اردیبهشت 97 [ 04:11]
    تاریخ عضویت
    1394-5-12
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    2,458
    سطح
    30
    Points: 2,458, Level: 30
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 13 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ستاره خانم
    ببینید در حال حاضر من نمیتونم بهش برگردم چون امیدی ندارم مثل قبل نباشه
    واقعا خیلی اذیت شدم . شاید باورتون نشه ولی تا من نمیرفتم کنارش بشینم اون هیچ وقت کنارم نمیشت
    روزایی که میاومد مثلا خونمون که همو ببینیم سرش یا سرش تو گوشیش بود یا اصلا حواسش با من نبود
    روزای تعطیل هم که باید وقت بیشتر برای من میذاشتم میاومد خونمون میخوابید استراحت میکرد بعد یه چایی چیزی میخورد خب من دیگه باید برم دستت درد نکنه بخاطر همه چی
    بعد هم میرفت من میموندمو یه دنیا حسرت میرفتم با گریه لباسمو عوض میکردم و ارایشمو پاک میکردم
    اوایل این طور نبود ولی کم کم تبدیل شد به یه ادم دیگه تغریبا شش ماه اول نامزدی مون فقط نرمال بود بقیش عذابم داد با کاراش
    نمیگم باهام تو همه چی بد بود بعضی جاها احتراممو نگه می داشت
    ولی این سرد بودنش منو خیلی اذیت میکرد و خودش هم قبول نداشت و نداره که سردی بینمون بوده
    من قبول دارم خودم خیلی بچگانه رفتار کردم . هر کی هر چیزی میگفت باور میکردم
    مادرم راهنمای خوبی برام نبود عوضش نا امید کننده ی خیلی خوبی بود
    روزایی که می رفتم خونه ی مادر شوهرم زنگ میزد میپرسید شوهرت رسوندت خونه یا با تاکسی برگشتی دوباره منم ناچارا راستشو میگفتم با تاکسی برگشتم چون خواهرم همسایمون بود خبرا یه جور بالاخره به مامانم میرسید
    خب مامانم برمیگشت میگفت نگاه کن چه بی شخصیت بی لیاقته یه ذره برات ارزش نمیزاره دختر بی زبون گیر اورده و...
    من هر چی میخواستم سعی کنم زندگیمو خوب کنم و کمتر جاهای بدشو ببینم از اونور هم شوهرم جای خوبشو نشونم نمیداد که دلم گرم بشه تا میاومدم حرف بزنم صداشو بالا میاورد منم دیگه ساکت میشدم تا دعوا بخوابه فشارش نره بالا
    بخدا فقط نگران فشارش بودم تو دعوا ها
    دیگه نمی خوام به زندگی ای برگردم که نمی دونم تهش چیه
    این زندگی نیست که هر چی ازش بخوام بگه حوصله ندارم ، سرم درد میکنه ، درک کن درک کن درک کن

  2. کاربر روبرو از پست مفید aftab6 تشکرکرده است .

    ZENDEGIBEHTAR (سه شنبه 14 اردیبهشت 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چه کمکی به بهبودی وضعیت بچه هام میتونم داشته باشم؟
    توسط heliyaa در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 تیر 96, 11:28
  2. ازوضعیت بد مالی شوهرم خسته شدم تواین شرایط چه کار میتونم بکنم؟
    توسط شاپرک 114 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 02 خرداد 94, 10:55
  3. چطوری به کسی که نمیتونه بخاطرموقعیت شغلیش ابراز علاقه کنه کمک کنیم؟
    توسط bahar5005 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 19 بهمن 92, 11:24
  4. طلاق گرفتم. نمیتونم با وضعیت جدیدم کنار بیام
    توسط Lnaz در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 70
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 مهر 92, 15:13

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.