ممنونم از پاسختون
اما چطوري بخوام ميگه شنبه صبح دو تايي مي ريم و پروانه تو باطل مي كني
از اول هم نبايد اجازه مي دادم بري سر كار
مي خوام طبق اسلام رفتار كنم
اجازه دارم چند همسرم بگيرم
اما تو حقي نداري
ميگم چرا در مورد اسلام اينطوري فكر مي كني
انقد تلخ شدم براش كه حتي حاضر نيست منو ببينه
همه عوامل تاثير داره قطع رابطه به مادرش و فاميلاش
كلاه گذتشتن داييش سرش و همه بدبيني ها تاثير داره
اما راه حل چيه ؟
- - - Updated - - -
١من واقعا دوستش دارم نمي دونم چرا با وجود همه اتفاقات وحشتناك هنوز به ياد سالهاي اول زندگيمون هستم و اميدوارم تكرار شه
٢ دوست دارم باطل نكنم آخه خيلي خيلي زياد براش زحمت كشيدم اما چطوري
بعد هم مي گم شايد بفهمه كه به خاطر اون اين كارو كردم به سمتم بياد البته امروز مي گفت تا آخر عمر حق نداري حرفشو بزني ها بگي به خاطر تو اين كارو كردم
٣ از پس مخارج خودم و بچه بر ميام و خانوادم هم حمايتم مي كنن اما از طلاقرخوشم نمي ياد ٤ از تگاه مردم بعد از طلاق مي تريم و دوست ندارم شرايط بعدش رو
از طرفي شرايط الانم خيلي وحشتناكه
اين دوست دختر اولش نيست با چندين نفر رابطه داشته اما به خاطر رفتار غرورآميزش و توقعاتي كه از يه زن داره تا خالا با هيچ كدومشوم نمونده و ميره سراغ نفر بعد كه به قول خودش به آرامش برسه
درصىرتي كه سالهاي اول مي گفت تو باعث آرامش مني
اما الان ميگه حتما مشكلي داشتي كه رفتم سراغ ديگران








علاقه مندی ها (Bookmarks)