مرسی ازدوستان بابت حرفای خوبتون...چیکارکنم واقعا بعضی وقتهااشفته میشم ....نمیدونم ....شاید ازفشارکاری باشه....شوهرم دوست دارم...ازاخلاقش هوشم میاد...ادم بامعرفتیه...ولی بعضی وقتهااین قضیه من ناراحت میکنه وحس میکنم شاید برکت توزندگیمون نیاد...منم دیشب پشیمون شدم ازکارم....امروز صبح بهش زنگ زدم....جوابم نداد....به خونشون زنگ زدم بازم جواب نداد وبه خواهرش سپرده که بهم بگه بعداخودش تماس میگیره...بعدتوی واتس اپ پیام داد گفت حالم خوب نیست هرجی گفتم چرا جواب نداد وبعدا گفت بخاطر سروصدای خونس....بعدگفت به تو خودم مربوطه منم کفت جدی؟گفت اره گفتم باشه کاری نداری؟گفت نه وخداحافظی کردیم.....دوست ندارم ازم دوربشه یاکنارم ارامش ازدست بده...چون بهم مگیه کنارت خیلی ارامش دارم ولی من این چندوقته بخاطر مشکلات کاری وشرایط سختش هم بیمار شدم یه مدتی وهم بهم فشار اومد وکلی اشفتگی دارم