سلام زندگی موفق عزیز
خیلی متاسف شدم از تصمیمی که بهش رسیدی و گرفتی!
تصمیم سخت و تلخی داری میگیری، ولی مطمعنم هر تصمیمی بگیری اول از همه صلاح خودتو و فرزند دلبندتو درنظر میگیری.
فقط اگرباعث میشه نور امید در دلت روشن بشه اینو بگم که :
من تو یکی از پست هات دیدم سوال کرده بودید که آیا مردی هست با این شرایط به زندگی برگرده حقیقتش من داماد یکی از آشناهای دور مادرم و سراغ دارم که خیلی اهل زندگی نبودن، اتفاقا خیلی اهل خیانت ها و روابط نامشروع زیادی بودن، همسرشون هم خیلی اذیت شدن اتفاقا دوتا بچه هم داشتن و اتفاقا فامیلی ازدواج کرده بودن، شرایطشون از شما خیلی بدتر هم بوده، همسرشون هم تو کار خلاف بودن، هم با دوست دختراشون فرار میکردن میرفتن شمال و .... خیلی همسرشون اذیت شدن، به قدری اذیتاشون زیاد بود که مادر خود آقا پسر متاسفانه از غصه زیاد پسرشون مریض میشن و در نهایت فوت میکنند، حتی خود پسر بخاطر کارهای خلافشون تو یکی از فراراشون با ددوست دخترشون میوفتن زندان و تا مدت ها همسرشون ازشون خبر نداشتند.
ولی همین الان با دو فرزند شون دارن زندگی میکنند بالاخره آقا پسر سرشون به سنگ میخوره و اهل زندگی میشوند و الانم زندگی خوبی دارند.
هیچ چیز تو این دنیا غیر ممکن نیست عزیزم، فقط باید صبر و توکل زیاد داشته باشید، البته هرتصمیمی بگیری محترمه، من اینقدر شما را بانوی منطقی و نکته سنج و آینده نگری میبینم که مطمعنم هرتصمیمی بگیرین، بهترین تصمیم بوده و با سنجیدن تمامی جوانب گرفته شده، فقط با تعریف این زندگی خواستم بگم هم بدتر از شرایط شما هست هم خدارو صد هزارمرتبه شکر بدتر از شما مشکلشون حل شده تا شاید نور امیدی بشه برای تلاشی دوباره شما
امیدوارم همیشه پیروز و مانا باشید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)