با سلام خدمت دوستان عزیز و اقای پیمان عزیز.. برادر اول اگه پروفایلت اسم واقعیته که به نظر من شاید کسی از اشناها اینجا ببینه و براتون کمی بد باشه و هم اینکه نتونی راحت تر مشکلاتتو اینجا عنوان کنی..
نمیدونم مشکل شما چقد شبیهه مشکله من باشه ولی من جدای از این مشکل شما به اضطراب و استرس و دلشوره و بی قراری و افسردگی مبتلا شدم تا جائی که از فشار از دماغم چن بار خون اومد اوایل.. چون اصلا میلی به دیدن خانمم نداشتم ..تنگی نفس و گرفتگی سینه و اضطراب حاد دستشونو گذاشته بودن زیر گلوم و فشار میدادن.. مهمونی رفتن خونه خانمم برام کابوس بود و خیلی چیزهای دیگه که تو پستهام نوشتم..
همه حرفهائی که دوستان زدن بجاش خوبه ولی به دل ننشستن اندام خانم یه چیزیه که سخت بشه بهش عادت کرد منم وقتی خواستگاری از نگاههای مهربون خانمم و اینکه چقد باهام راه میومد تو خرید ها حس خوبی داشتم ولی به قول معروف
وقتی اندام برهنشونو دیدم سقف ارزوهام به چسبید به کف .. من خیلی تلاش کردم ده جلسه رفتم مشاوره و چون فقط این مشاور به نظرم منطقی میرسید و میگفت اصلا طلاقو بی خیال شو سراغه دیگری نمیرفتم چون یه مورد رفتم
و صریحا گفت باید جدا بشی و منو از قبل هم خرابتر کرد و دگ سراغه مشاور دیگه ای نرفتم.. و شروع کردم رسیدن به تیپ خانمم و هر چیزی که میدیدم تو دخترها خوشم میاد براش میخریدم و تنش میکردم ولی چون لامصب اون تو ذهنیمه خیلی بی عیب و ایراد بود منو ناکام میذاشت
یا دختریرو میدیدم که خیلی اندامش موزونه با هم دگ واویلا بود..
هنوزم به طور کامل خوب نشدم ولی 80 درصد اضطرابو و افسردگی رو از خودم دور کردم اما اون کشش و هنوز نسبت بهشون ندارم و حتی زودتر رفتیم زیر سقف که شاید بهبود پیدا کنم ولی تاثیری نداشت و شبها به اکراه میرفتم خونه ..
تا اینکه قبل عید تصمیم گرفتم اگه تا عید خوب نشم قید همه چیزو بزنم و خانمم و در جریان بذارم ..دو ماه مونده به عید رفتیم مشهد و نزدیکهای عید فهمیدم خانمم ناخواسته حامله شده.. انگار پتک رو سرم کوبیدن ..
نمیدونستم چیکار کنم ..بازم مثل قبل به خدا اعتماد کردم و چیزی نگفتم ..
هر وقت فکر طلاق به سرم میاد چهره مظلوم و قلب مهربونه خانمم میاد جلوی چشمام و کمی ارام میگیرم ولی میگم کاش همون روزهای اول جدا میشدم ..اما وجدانم و ایمانم اجازه نداد.. نخواستم دو روزه دنیارو به اخرت ترجیح بدم..
خلاصه برادر من سخته و خیلی سخته ..باید ادمش باشی تا بتونی بین خانمت یا طلاق یکیرو انتخاب کنی ..البته معلومم نیست بعد طلاق با کسی اگه ازدواج کردی اخلاقش چطوری باشه..چون شاید بتوان با اندام معمولی کنار اومد ولی با اخلاق بد
فک نکنم بشه یه سال دووم اورد..
منشا مشکلات اینچنینی از انجائی اغاز میشه که دو تا عاشق رو ما تو پوسترها یا پست های عاشقانه ای که تو گروها میذارن یا درست میکنن تو همشون دختر و پسر زیبا و قد بلند و بدون عیب و ایراد هستن و همش این به ذهنمون القا میشه که عشق یعنی این
ماشالله هم سریالهای تلویزیونی هم که الان پر شده از بازیگرای عمل کرده و یا ذاتا زیبا که باعث ایجاد مقایسه میشه .. اگه میخوای با این خانم ادامه بدی باید از درون بپذیری و برا خانمت لباسهای زیبا بخری ..چون زنهای زیبای تو خیابون هم بواسطه لباس زیبا هستن
و یا بقول مشاوره بنده یه بار بری بیرون از کشور و تو ساحلشون بشینی و ببینی که طیف زیادشون دچار سلولیت هستن و یا بدون لباس خیلی معمولی هستن..دگ خیلی پر حرفی شد.. موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)