سلام عزیز دلم.من کاملا درکت میکنم و همین چندروز پیش دراین زمینه پست زدم.
منم این حس رو راجع به همسر سابق همسرم پیدا کرده بودم یعنی با همه ی وجودم حس و حال اشفتا ات رو میفهمم.
چندروز باخودم درگیر بودم و حرص خوردم و فقط اعصاب خودم رو خورد کردم.
ببین گلم شما الان همسرشی این یعنی شما رو انتخاب کرده.
همه ی آدما گذشته ای دارن که دیگه گذشته و رفته.
همه ی ما یه حس کنجکاوی داریم و گاهی قلقلکمون میده که مثلا راجع به اشخاص سرچ بزنیم.
خودمن چندبارشده اسم خواستگارای قدیمم رو زدم صرف یه کنجکاوی بدون هیچ هدف دیگه.
این معنیش این نیست که من همسرم رو دوست ندارم.
البته نمیگم کار خوبیه.فقط میگم حساس نشو.
بااین کارت بیشترهمسرت رو به یاد اون میندازی.
و یه نکته اینکه عزیز دلم ما زن ها خیلی با مردا فرق میکنیم.
مردا بیشتر توی لحظه زندگی میکنن و کاملا متمرکزن.یعنی وقتی یه مرد سر کاره واقعا سر کاره و مشغول همون کار.
این خصوصیت بیشتر توی خانوماست که خیلی به خاطره هاشون فکر میکنن و در آن واحد به کلی چیز فکر میکنن.و اصولا خاطره بازن.
منظورم اینه نگران اینکه همسرت با خاطرات با اون فکر کنه نباش.
میفهمم حس بدیه حس جایگزین شدن چون باهمه وجودم لمس کردم.
ولی به این فکر کن که تو تاثیری توی گذشته نداری ولی آینده ات رو خودت میسازی.با فکر و باورهایی که پرورش میدی.
پس عزیز دلم این افکار رو بریز دور.اون قدر ارامبخش همسرت باش که به هیچ چیزی فکر نکنه جز تو.همسر من اوایل سر بداخلاقیام قیاسم میکرد که مثلا توهم مثل فلانی.
ولی با خوبی کردن هام بهش حالا مدام خوشحاله کا تو پایان بخش غم هام شدی.
دنیا ارزش خیلی چیزا رو نداره.
چندروز اعصاب خودم رو خورد کردم و تهش به این نتیجا رسیدم کا این افکار رو رها کنم.شما هم دیگه بهش فکر نکن.
اصلا و ابدا هم دیگه جلوی همسرت دراین مورد صحبتی نکن.اینو ازت خواهش میکنم.
چون با دستای خودت همه چیز رو خراب میکنی فقط.
خودتو مشغول کن تا کمتر فکر کنی
و کمی با خدای خودت صحبت کن تا اروم بشی که درنهایت خداس ک ارامبخش دلهاست....مطمین باش اگر واقعا ازش بخوای بهت آرامش میده تا فراموش کنی...








علاقه مندی ها (Bookmarks)