آقای محمد واقعا متاسف و ناراحت شدم براتون، خودم در شرف طلاق هستم و باخوندن تاپیک شما یه دردی توی قلبم تازه شد، درکتون میکنم که چقد حال و احوالتون بهم ریخته هستو سردرگم بین روزهای گذشته سیر میکنید.
ولی نمیتونیم برگردیم به عقب و غصه روزها و کارهای گذشته رو بخوریم چون اتفاق افتاده دیگه، من نمیدونم چی باعث شد که خانمتون با وجود اصرار شما به ساختن زندگی، ولی طلاق گرفت، من اگه تا قبل از اینکه دیگه اقدام به دادگاه کنم همسرم یکم فقط یکم مثل شما و چندتا از مردهای دیگه ی این سایت درخواست و تلاش میکرد برای ادامه دادن زندگی،بهش فرصت میدادم خودشو ثابت کنه و باهاش سعی میکردم راه بهتری رو درپیش بگیرم .ولی وقتی یکنفر نخواد یعنی واقعا دیگه نمیخواد.
خدا ناظر اعمال همه ما هست و جای حق نشسته و پشت همه این روزها و اتفاق ها حتما حکمتی هست که ما ازش بی خبریم، خودتونو مشغول کنید سفر برید، برا زندگیتون اهداف جدید در نظر بگیرید و دنبال رسیدن به اهداف جدیدتون باشید، خیلی گفتن این جمله سخته ولی سعی کنید کمتر به گذشته و همسر سابق فکر کنید، الان شما محکمتر از قبل شدین ایشالا که این روزهارو پشت سر میزارید و گذر زمان و خدای بزرگ همه چیزو بخوبی حل کنه واستون و ایشالا یه روزی میاید اینجا پست میزارید که به آرامش رسیدید و روزهای خوبی رو سپری میکنید.
به امید روزهای خوب و شاد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)