خب همونطور هم که خوتون هم اشاره کردید سن شما کم است و خیلی زوده که بخواین خودتون رو در وادی عجیب و غریب روابط قبل از ازدواج گرفتار کنید. اما حالا شما یه تجربه ای از این نوع روابط داشتید و دقیقا چون روزهای خوشایندی هم داشتید این باعث میشه مغز در فقدان احساسات دوست داشتن یه آلارم برای شما بفرسته. دوست داشتن باعث ترشح ماده ای در مغز میشه که منجر به احساس شادی و رضایت میشه این رو همه ما می دونیم اما وقتی که شرایط مناسب برای ازدواج فراهم نیست تکلیف چیه؟
اول از همه اینو بدنید هر چیزی در مغز ما یه فایل مشخص داره پس انتظار نداشته باشید بتونید کامل بر دلتنگی برای احساسات پاک و محبت غلبه کنید بلکه شما باید تمرکز زدایی از اون دختر خانم که در گذشته شما بوده انجام بدید که خب تا حدی هم موفق بودید.
با خودتون مهربان باشید و به خودتون فرصت بدید که ایشون رو فراموش کنید و اصلا در این روزها خودتون رو به خاطر گذشته سرزنش نکنید بلکه این رو به عنوان یه تجربه قبول کنید و خداوند رو شاکر باشید که درسهای زیادی یاد گرفتید.
من ورزش+ مطالعه و مخصوصا یادگیری یه فن جدید رو توصیه میکنم چون اونقدر مغز شما رو درگیر میکنه که باعث میشه زمان برای شما راحتتر بگذره و صد البته که گذشت زمان مرهمی بر دردهاست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)