به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #5
    سرپرست سایت آغازکننده

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    حکایت در مورد آهنگری است که پس از گذراندن جوانی پر شر و شورش تصمیم
    گرفت روحش را وقف خدا کند

    .
    سالها با علاقه کار کرد ؛به دیگران نیکی کرد،اما با تمام تلاشش در راه خدایی شدن،
    چیزی درست به نظر نمیرسید،حتی مشکلاتش روز به روز و مدام بیشتر میشد...

    یک روز عصر دوستی که به دیدنش آمده بود،از وضعیت سخت زندگیش مطلع شد،
    گفت واقعا عجیب است!درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی توبه کنی و خداترس شوی زندگیت بد تر شده نمیخواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی هیچ چیز بهتر نشده است....

    آهنگر بلافاصله پاسخ نداد...او هم بارها این فکر را کرده بود اما نمیدانست
    چه بر سر زندگیش آمده است اما نمیخواست دوستش را بی پاسخ بگذاردو شروع کرد به حرف زدن و سرانجام پاسخی را که میخواست یافت..این پاسخ آهنگر بود...

    در این کارگاه فولاد خام برایم می آورند و باید از آن شمشیر بسازم،

    می دانی چطور این کار را انجام می دهم؟؟

    اول تکه فولاد را به اندازه جهنم حرارت می دهم تا داغ شود،

    بعد با بی رحمی تمام سنگین ترین پتک را برمیدارم و پشت سرهم به آن ضربه می زنم

    تا اینکه فولاد شکلی را بگیرد که من می خواهم،بعد آن را در تشت آب سرد فرو می کنم،

    در این لحظه تمام کارگاه را بخار آب میگیرد،

    فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما ناله می کند و رنج می برد،

    باید این کار را آنقدر انجام دهم تا به شمشیر مورد نظرم دست پیدا کنم،


    یک بار کافی نیست،آهنگر مدتی سکوت کرد،،،

    گاهی فولادی به دستم می رسد
    که نمی تواند تاب این تغییر را بیاورد

    حرارت و ضربات پتک و آب سرد تمامش را ترک می اندازد،می دانم
    از این فولاد هرگز شمشیری مناسب در نخواهد آمد،،،باز مکث کرد و ادامه داد،،

    می دانم که خدادارد مرا در آتش رنج امتحان میکند...

    ضربات پتکی را که زندگی بر من وارد کرده را پذیرفته ام

    گاهی به شدت احساس سرما می کنم،،، انگار فولادی باشم
    که از آبدیده شدن رنج می برد،،،،اما تنها چیزی که می خواهم این است...

    خدای من از کارت دست نکش،،،،تا شکلی را که تو می خواهی بگیرم،،،با هر روشی که

    می پسندی،،،ادامه بده،،،تا هر مدت که لازم است،،،ادامه بده،،،اما
    هرگز مرا به کوه

    فولادهای بی فایده پرتاب نکن...











  2. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (یکشنبه 09 خرداد 95), mohamad.reza164 (شنبه 08 خرداد 95), آرامش خیال (شنبه 08 خرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.